'صد سال مبارزه زنان افغان'؛ آنچه همسر خلیلزاد 'نادیده' میگیرد

- نویسنده, سانگه صدیقی
- شغل, فعال حقوق زنان
شرل بنارد، همسر زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا برای پیشبرد روند صلح افغانستان در نشریه نشنال اینترست که بیشتر مخاطبان داخلی در آمریکا دارد، خطاب به زنان افغانستان نوشته که شما مسئول سرنوشت خود هستید و نمیتوانید مانع خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان شوید.
او از کارکردهای جامعه بینالمللی و آمریکا در زمینهسازی برای ایجاد یک بستر دموکراتیک و ایجاد فرصتهای آموزشی و شغلی برای زنان افغانستان نوشته است.
متاسفانه پس از تحولات مابعد یازدهم سپتامبر زمانی که آمریکا و در مجموع غربیها در افغانستان علاقمند بازسازی پس از سقوط طالبان شدند، بدون توجه به سابقه و گذشته برخی از تحولات دموکراتیک و تاریخ گذشته مبارزات زنان افغان برای راهیابی به پارلمان و مشارکت ملی در ساختار سیاسی و اداری افغانستان، برداشتشان طوریست که زنان افغانستان پس از سقوط طالبان به یاری آنها همه امور را از صفر آغاز کردند.
افغانستان کشوری نیست که توسط آمریکا در دو دهه اخیر تاسیس شده باشد. زنان افغانستان یک قرن پیش برای بدست آوردن حقوقی که همسر خلیلزاد ادعا دارد آمریکا برای آنها به ارمغان آورده، مبارزه کردهاند و آنرا تا حدی به دست آوردهاند.
تاسیس نخستین مکتب/مدرسه دخترانه در افغانستان به سال ۱۹۲۰ میرسد. زنان افغانستان از سال ۱۹۱۹ با تشکیل اتحادیههای چون "اتحادیه حمایت از زنان" و "کمیته کبرا" شیوه مدیریت و دفترداری را فرا گرفته بودند و عملا فعالیتهای اجتماعی خود را شروع کردند.
اولین نشریه زنان که بازتاب اندیشهها و بینش زنان افغانستان بود، در سال ۱۹۲۱ بنام "ارشادالنسوان" منتشر شد. سابقه فعالیتهای سیاسی و پارلمانی زنان ما از سال ۱۹۲۳ با شرکت ۱۲ زن در مجلس بزرگان یا لویه جرگه آغاز میشود و در سال ۱۹۶۳ شش زن در کمیته تدوین قانون اساسی افغانستان حضور داشتند.
ظهور زنان افغانستان در ردههای بلند سیاسی و طرح برنامههای سیاسی به سال ۱۹۶۵برمیگردد که زنان افغان اولین وزیر خود را به کابینه حکومت فرستادند. دختران افغان با حضور آمریکا در افغانستان با دانشگاه و خوابگاه آشنا نشدند بلکه زنان ما از سال ۱۹۳۲ خوابگاه و دانشگاه داشتند. اولین گروه از زنان افغانستان در سال ۱۹۲۸ برای تحصیلات عالی به ترکیه اعزام شدند که تاریخچه بورسیه زنان در افغانستان به ۹۰ سال قبل از امروز بر میگردد.
خانم بنارد در جای دیگر از مقاله خود به مبارزات زنان آمریکا اشاره کرده و گفته که "زنان آمریکا بدون کمک نیروهای امنیتی کشوری هزاران کیلو متر دورتر و بدون پول مالیات شهروندان آن کشور برای برابری و عدالت مبارزه کردند. "

منبع تصویر، Cheryl Benard/FB
اگر تاریخچه مبارزات و دستاورد های زنان آمریکا و زنان افغانستان را مقایسه کنیم، در یک مقطع از تاریخ زنان آمریکا خیلی جلوتر از زنان افغانستان حرکت نمیکردند. زنان در آمریکا در قرن نوزدهم بود که وارد نظام آموزش آکادمیک نوین شدند. در سال ۱۸۹۰ فقط ۲۵۰۰ زن از دانشگاه های آمریکا فارغ التحصیل میشدند. زنان آمریکا در سال ۱۹۲۰ دارای حق رای شدند و برای اولین بار در سال ۱۹۱۷ دو زن آمریکای به کنگره راه پیدا کردند.
دوم، مقایسه وضعیت امروز زنان افغانستان و مبارزات زنان آمریکا در قرن نوزدهم یک مقایسه نادرست است. زنان افغانستان مانند زنان آمریکا در قرن نوزده تنها با ارزشها، هنجارها و باورهای اجتماعی و فرهنگی نادرست در جنگ نیستند بلکه با تروریزم بینالمللی و دهها گروه اسلامگرای افراطی دست و پنجه نرم میکنند که متاسفانه در تاسیس و حمایت از آنها در گذشته برای مبارزه علیه اتحاد شوروی پول مالیهدهندگان آمریکا مصرف شده است.
زنان افغان برای مبارزه با نابرابری و بیعدالت مدیون نیروهای امنیتی کشوری هزاران کیلومتر دورتر از افغانستان نیستند، چون این نیروها برای تامین عدالت برای زنان افغان اعزام نشدند.
هدف اعزام نیروهای آمریکایی به افغانستان را به خاطر بیاوریم، آمریکا بعد از حادثه یازده سپتامبر با شعار پاسداری و نگهبانی از امنیت خود و امنیت جهان به افغانستان نیروی نظامی فرستاد تا گروههای را سرکوب کند که به گفته خانم هیلاری کلینتون ساخته دست خود آمریکا است. این نیروها بدون پایان ماموریتشان در ماه مارس ۲۰۰۳ به عراق گسیل شدند و یکی ار دلایل مشکلات امروز امنیتی و ظهور مجدد طالبان همین نکته است.
سوم، اگر واقعا در مقابل پول مالیهدهندگان امریکایی احساس مسئولیت میشود، باید این نگرانی و این صداقت فقط به ۲۸۰ میلیون دلار کمک آمریکا به زنان افغانستان خلاصه نشود. آمریکا تقریبا از دهه شصت میلادی و با حضور شوروی سابق در افغانستان در بخش سیاسی و نظامی در حول و حوش افغانستان سرمایه گذاری می کند.

منبع تصویر، Getty Images
دهها سند مبنی بر حمایت مالی آمریکا از مجاهدین و تشکیل گروههای افراطی اسلامگرا در افغانستان وجود دارد. برای نمونه روزنامه گاردین به تاریخ ۱۷ جنوری/ژانویه سال ۱۹۹۹ در مقاله تحت عنوان Frankenstein the CIA created داستان وحشتناک حمایت تسلیحاتی و آموزشی مجاهدین دیروز و طالبان امروز را مینویسد. زنان افغانستان بیش از چهل سال است که قربانی جنگی هستند که یک طرف آن آمریکا قرار دارد، آیا سرمایه که آمریکا برای جنگ در افغانستان در این چهل سال اخیر مصرف کرده است با کمک ۲۸۰ میلیون دلاری آمریکا به زنان افغانستان برابر است؟
اگر در نظام جهانی عدالت برقرار باشد و اگر دیوار ضخیم از واژههای شیک حمایت از حقوق بشر و حمایت از حقوق زن از جلو چهره دولت آمریکا برداشته شود، آمریکا به عنوان یکی از طرفین چهار دهه بحران در افغانستان برای زنان افغان باید غرامت بپردازد .
خانم بنارد در حمایت از ماموریت جدید همسرش در افغانستان آستین بر زده است و تلاش دارد ذهنیت مردم آمریکا را که سالهاست هزینه سیاستهای نادرست دولت خود را می پردازند، به سمت دیگری جلب کنید. این مقاله بیشتر واکنشی است به موج فزاینده اعتراضات زنان افغانستان در برابر آنچه قرار است در پشت درهای بسته با طالبان توافق میشود.
اعلام عدم مسئولیت در قبال زنانی که فرزندانشانرا در دفاع از دستاوردهای دموکراتیک قربانی داده و خودشان بار حفاظت از یتیمهای شان را به تنهایی به عهده دارند، یک شکست اخلاقی تلقی میشود که زنان افغان این انتظار و توقع را ندارند. این میتواند لکهای بر دامان آمریکا باشد که هرگز پاک نخواهد شد.
مردم افغانستان و به خصوص زنان افغانستان خواستار حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان نخواهند بود، در صورتیکه شما روند صلح را انحصار نکنید و بگذارید دولت، مرد و زن افغانستان برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند. شما از زنان افغانستان خواستید که خود در میز مذاکره با طالبان برای خود کرسی بگذارند، در حالیکه مانند دهه نود میلادی دولت و مردم افغانستان بیرون از حیطه تصمیمگیری برای سرنوشتشان قرار دارند و حتی دولت منتخب افغانستان در روشنی کامل قرار ندارد که چه معاملاتی در جریان است.
زنان فمینیست و جامعه مدنی و مردم آمریکا میدانند که یک صلح مقطعی در افغانستان کارآمد نیست بلکه طرحی است برای تبلیغات انتخابات آتی آمریکا و "راهی است به سوی ترکستان " که دوباره هزاران کیلومتر دورتر لرزه ایجاد خواهد کرد.











