کشتار مسجد امام زمان؛ روایت خشم و درماندگی

- نویسنده, ایوب آروین
- شغل, بیبیسی
به دنبال حمله مهاجمان انتحاری به مسجد امام زمان کابل، بحثهای زیادی بین کاربران شبکههای اجتماعی در افغانستان راه افتاده است. این بحثها نشان میدهد که افغانها در چنین مواردی درباره رویدادهایی از این دست چگونه فکر میکنند.
گذشته از نفس این رویداد، دستکم سه موضوع عمده در محور توجه کاربران شبکههای اجتماعی فیسبوک و توییتر قرار دارد: عملکرد نیروهای امنیتی، چگونگی بازتاب این رویداد در شبکههای اجتماعی و جلوگیری از تکرار چنین رویدادها در آینده.
روایت حمله
نفس چگونگی حمله به مسجد امام زمان توجه بسیاری را جلب کرده است. بیشتر روایتهای کاربران شبکههای اجتماعی با اظهارات شاهدان عینی همخوانی دارد. روایت آنها در مورد شمار مهاجمان با روایت مقامهای دولتی اختلاف دارد: آنها مهاجمان را چهار نفر میدانند اما منابع دولتی دو نفر.
شماری از کاربران فیسبوک، که خود مانند ولی صمدی شاهد عینی بودهاند، مینویسند حمله زمانی آغاز شد که چهار نفر از یک وانت 'هایلکس تویوتا ' پیاده شدند و با قتل دو نگهبان مسجد، وارد ساختمان اصلی مسجد شدند. دو مهاجم به طبقه همکف، جایگاه ادای نماز مردان و دو نفر دیگر به طبقه دوم، محل ادای نماز زنان رفتند.
به گفته شاهدان، لباسهای مهاجمان شبیه لباسهای نیروهای امنیتی بود. آنها مسلسل، نارنجک و کمربند انتحاری داشتند. به فارسی لهجه هراتی صحبت میکردند. بخشی از مکالمه آنها این بوده که "بزنید، فرصت داریم". همه را به گلوله بستند. برخی را با برچه زدند و شماری را با چاقو "سربریدند".
قایمی، امام مسجد میگوید در وقت حمله ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر داخل مسجد بودند. پس از شنیدن صدای نخستین شلیکها در بیرون مسجد، آنها به سوی خروجیها دویدند، اما خروجیها تنگتر از آن بود که همه بتوانند ظرف چند ثانیه یا دقیقه بیرون شوند.
حمله حوالی ساعت ۱:۱۵ بعد از ظهر روز جمعه (۳ سنبله/شهریور) آغاز شد و ساعت ۵:۳۰ پایان یافت. منابع دولتی میگویند مهاجمان از سوی نیروهای امنیتی از پا درآمدند، اما شاهدان عینی میگویند وقتی گلولههای مهاجمان تمام شدند، آنها کمربندهای انتحاری خود را منفجر کردند.

عملکرد نیروهای امنیتی
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی فکر میکنند که عملکرد نیروهای امنیتی در روز جمعه قناعتبخش نبود. برخی مانند محمدشریف سعیدی انتقاد میکنند که "[مهاجمان] ساعتها کشتار میکنند، ولی از پاسگاه پلیس در همسایگی مسجد خبری نیست".
منصور ابراهیمی نوشته نیروهای امنیتی که یکونیم ساعت دیرتر از آغاز حمله به محل رسیدند. مختار وفایی از قول یک شاهد عینی در فیسبوک نوشته که مهاجمی "یکی را گردن زد و پلیسها تماشا میکردند. هرچه گفتم که او داعش است، بزنیدش؛ گفتند: نه".
این روایتها با اظهارات شاهدان عینی مطابقت دارد. یک شاهد که مادرش در مسجد کشته شد، میگوید تا ساعت چهار که مرادعلی مراد، معاون وزیر داخله/کشور به محل رسید، پلیس اقدامی جدی نکرد. چند شاهد عینی گفتند که پلیس تا ۹۰ دقیقه نخست "اجازه شلیک نداشتند".
اما روایت دولت چیزی دیگری است. به گزارش شاهحسین مرتضوی، سخنگوی رئیس جمهوری، محمد روشندل، فرمانده نیروهای ویژه پلیس در پایان روز به رئیسجمهوری خبر داد که این نیروها "در اسرع وقت وارد عمل شدند و حمله تروریستی را مهار نمودند". اشرف غنی هم به دلیل "مهار به موقع" از آنها "قدردانی" کرد.
اما این گزارش به جای این که قناعت کاربران شبکههای اجتماعی را فراهم کند، خشم بسیاری را برانگیخت. از نظر آنها اقدام نیروهای امنیتی نه "در اسرع وقت" بود و نه "به موقع". برای بسیاریها عبارتهای "اسرع وقت" و "به موقع" مایه انتقادهای تلخی شد. مثلاً یونس صمیم پرسیده که مهار به موقع "بعد از قتل عام نمازگزاران؟"

منبع تصویر، Reuters
بازتاب حمله در شبکههای اجتماعی
موضوع دوم بازتاب حمله به مسجد امام زمان است. دو مسئله در نحوه پوشش این رویداد در شبکههای اجتماعی موضوع بحث بسیاری شده است. نخست پخش عکسهایی از قربانیان و صحنه رویداد و دوم آمار قربانیان آن. هر دو موضوع کاربران را به دو گروه تقسیم کرده است.
گروه نخست عکسهای تکاندهندهای از بدنهای تکهپاره قربانیان و آمارهای مبالغهآمیزی از شمار آنها ارائه کردهاند. حتی یک مشاور دولت هم عکس کودکی با صورت پارهپاره را روی صفحه فیسبوک خود گذاشته است. برخی دیگر به بهانه این رویداد، عکسهای قربانیان گلوبریده رویدادهای دیگر را بازنشر کردهاند.
پس از پایان حمله به مسجد امام زمان آمارهای مختلفی از قربانیان این رویداد منتشر شد. برخی از کاربران فیسبوک شمار آنها را چند برابر بیشتر از آمارهای تأییدشده گفتند. دو عدد ۱۳۸ و ۱۵۸ میان کاربران بیشتر همرسانی میشد. منابع دولتی کشته شدن ۲۰ و بعدتر ۲۸ نفر را تایید کردند.
شاید آمار دقیق کشتهشدگان هرگز مشخص نشود، ولی یک منبع کمیسیون حقوق بشر گفت که تا حال هویت ۳۸ نفر تایید شده است. بیشتر شاهدان عینی عدد ۴۰ تا ۴۲ را دقیقتر دانستند. اگرچه آنها گفتند که ممکن است آمار واقعی بیشتر از این باشد، اما نه بسیار بیشتر.
گروه دوم کاربران انتقاد کردهاند که پخش تصاویر تکاندهنده قربانیان و ارائه آمارهای مبالغهآمیز ممکن است برای نشان دادن بیرحمی مهاجمان منتشر شود، ولی در واقع، این امر به تحقق اهداف مهاجمان کمک میکند؛ چیزی که مغایر هدف واقعی این کاربران است.
کاربران منتقد شبکههای اجتماعی به این باورند که هدف مهاجمان ترساندن مردم بوده است؛ پخش تصاویر تکاندهنده وترسناک از صحنه ترور و ارائه آمارهای مبالغهآمیز از قربانیان هم مردم را میترساند. حامد میرزایی در توییتر نوشته که نباید با پخش تصاویر خشونتآمیز و آمارهای نادرست وضعیت را ترسناک جلوه داد.
کارشناسان امنیتی معتقدند که چنین حملاتی عمدتاً برای کنترل وضعیت روانی جامعه انجام میشود. بنابراین، هرقدر خبر آن بیشتر پخش شود، افکار عمومی به همان میزان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. به همین دلیل، کاربران منتقد مانند حمید صادقی فکر میکنند که نباید به صورت ناخواسته به تحقق اهداف مهاجمان کمک کرد.

تامین امنیت مراکز مذهبی
موضوع سوم جلوگیری از تکرار چنین رویدادها است. راه حلهای متنوعی در این مورد پیشنهاد میشوند. برخی از کاربران نسبتاً رادیکال راه حل را در آن میدانند که اصلاً اماکن مذهبی بسته شوند، چرا از نظر آنها مذهب باعث برخوردهای مرگبار فرقهای میشود.
اما کاربران واقعگراتر پیشنهاد میکنند که دولت و مردم برای تامین امنیت اماکن مذهبی برنامهریزی کنند. شماری مانند لطیف فیاض معتقدند که اگر سه چهار نگهبان مسلح در مسجد امام زمان میبودند، "امکان نداشت فاجعه به این پیمانه اتفاق افتد". بنابراین، دولت باید افرادی از اهالی محلات را با همکاری هیئت امنای مراکز مذهبی مسلح کند.
موضوع دیگری که چنین موارد بر آن بسیار تأکید میشود، حفظ همبستگی شیعه و سنی و جلوگیری از اختلافهای فرقهای است. وقتی شامگاه روز واقعه شیعیان و سنیان یکجا نماز جماعت خواندند، به همین منظور عکسهای آن به صورت گسترده پخش شد.
تأکید بر همبستگی شیعه و سنی با توجه به اهداف فرقهگرایانه مهاجمان انتحاری صورت میگیرد. گروه دولت اسلامی معروف به "داعش" اعلام کرده که این مهاجمان اعضای این گروه بوده و هدف آنها حمله به شیعیانی بوده که در این مسجد نماز میخواندند.

منبع تصویر، Twitter
خشم و خستگی
در پس بحثهایی که کاربران شبکههای اجتماعی راه انداختهاند، نوعی استیصال و خشم قابل درک است. به دنبال چهار دهه جنگ، با وقوع هر رویدادی مانند حمله به مسجد امام زمان، خستگی از جنگ، کشتار و ناآرامی به زبان و قلم آنها جاری میشود.
در عین حال، وقتی میبینند کاری از دست آنها برای مهار این وضعیت برنمیآید و دولت هم ناتوان از پایان دادن به آن است، خشمگین میشوند. اگرچه حمایت از نیروهای امنیتی به صورت گستردهای به چشم میخورد، ولی زمانی که اقدام آنها برای مهار حمله روز جمعه را قناعت بخش نمیدانند، انتقاد میکنند.
به طور کلی، بحث کاربران شبکههای اجتماعی در افغانستان بخشی از افکار عمومی در این کشور را بیان میکند. با مرور نوشتهها، عکسها و سایر مطالب آنها میتوان تا حدی پی برد که افغانها تا چه میزانی خواستار تغییر وضعیت هستند؛ در عین حال بر حفظ همبستگی خود تاکید دارند.











