سربازان نجات یافته قول اردوی شاهین: انتقام میگیریم

- نویسنده, محفوظ زبیدی
- شغل, بیبیسی -افغانستان
روایت حمله خونین به قول اردو(سپاه) ۲۰۹ شاهین متفاوت است.
حتی آمار و ارقام واقعی کشته شدگان و زخمیهای این حادثه خونین هنوز مشخص نشده است.
خبرنگاران بیبیسی اولین گروه خبرنگارانی بودند که از محل حمله مرگبار روز جمعه گذشته در بلخ دیدن کردند.
روز دوشنبه چهارم ثور/ اردیبهشت ساعت هشت صبح با تیم خبرنگاران بیبیسی به مرکز قول اردو (سپاه) ۲۰۹ شاهین رفتیم.
در دروازه این پایگاه منتظر بودیم تا فرمانده قول اردو به ما اجازه ورود به پایگاه را بدهد.
در ورودی سر صحبت دوستانه با سربازانی که مسئول نگهبانی از دروازه ورودی بودند، باز شد. حکایت از روز جمعه خونین و تلخ بود و آنها گفتند که چه روز وحشتناک را پشت سر گذاشتهاند.
به گفته این سربازان حمله کنندگان در ابتدا با دو خودور/ موتر ارتش از نوع رنجر (فورد) به دروازه سپاه ۲۰۹ شاهین آمدند. سربازی در داخل رنجر با سری بانداژ شده که سرم به دستش وصل شده بود، دیده میشد.
مهاجمان به سربازان گفته بودند که این سرباز زخمی شده و هرچه زودتر باید به داخل قول اردو به شفاخانه ارتش منتقل شود.
مطالب بیشتر:
هنوز صحبت ما با سربازان تمام نشده بود که مسئول مطبوعاتی قول اردو/سپاه ۲۰۹ شاهین به دروازه آمده و از ما دعوت کرد که به داخل برویم.
عبدالقهار آرام قادری، مسئول مطبوعاتی قول اردو/سپاه ۲۰۹ شاهین گفت که افراد مسلح با یونیفورم نظامی و مسلح وارد این پایگاه شدند.
آنان در دروازه به نگهبانان میگویند که سرباز زخمی شده، دچار خونریزی شدید است و نیاز به درمان عاجل دارد.

به گفته او مهاجمان تمام اسناد و کارت شناسایی سربازان ارتش را با خود داشتند.
نگهبانان بعد از بررسی مدارک آنان به مهاجمان اجازه ورود به مقر قول اردو را میدهند. زمانیکه سربازان به دروازه سوم رسیدند، آنجا سلاحهای خود را باید تسلیم میکردند، اما حمله کنندگان اصرار میکنند که سرباز زخمی وضعیتش وخیم است و باید زودتر به شفاخانه منتقل شود.
در زمانیکه مهاجمان در حال مشاجره با نگهبانان بودند، در همان زمان مهاجمان به نگهبانان شلیک میکنند و یک نفر از نگهبانان کشته و دو نفر دیگر آنان زخمی میشوند.
به گفته مسئول رسانههای قول اردو شاهین، مهاجمان مسلح بعد از آن شتابان به جانب مسجد سپاه ۲۰۹ شاهین که در نزدیکی این دروازه قرار دارد، میروند.
به گفته او یک حمله کننده مواد منفجره خود را در بین افرادی که از مسجد بیرون آمده بودند، منفجر میکند. سایر مهاجمان مسلح خود را به مسجد و سالن غذا خوری/طعام خانه سپاه ۲۰۹ شاهین میرسانند. شروع میکنند به شلیک و هر کسی سر راه شان بود، به تیر میبندند.
ژنرال مهمند، فرمانده سپاه ۲۰۹ شاهین که شاهد حمله خونین شورشیان به سربازانش بود و دیروز از این سمت برکنار شد و به بخش احتیاط/ ذخیره ارتش منتقل شد، برای ما گفت که هنگام شنیدن صدای شلیک، اقدام اولش این بوده که امنیت ذخیرههای اسلحه را تأمین کند.

او میگوید که بعد همرای چند فرمانده زیر دست به سمت مسجد رفته و حلقه محاصره را بر مهاجمان تنگ تر کرده و سربازانی را که در داخل مسجد بودند، نجات داده است.
این فرمانده برکنار شده ارتش مدعی است که شمار حمله کنندگان بیشتر از ده نفر بودند و او تلاش داشت که مهاجمان از حلقه محاصره نیروهای تحت فرمانش خارج نشوند.
به گفته او این درگیری سه ساعت ادامه داشت و با از پا درآمدن تمام مهاجمان درگیری پایان یافت.
وقتیکه من و سایر خبرنگاران بیبیسی وارد سپاه ۲۰۹ شاهین شدیم، در هر طرف نشانههای این حمله به چشم میخورد. از سربازی در مورد آثار جنگ که بر در و دیوار دیده میشد، پرسیدم. گفت این نشانهها آثار بجا مانده از حمله روز جمعه است.
این سربازان با دستانش به زمین اشاره کرد و گفت همینجا یک نفر را کشتند و قطرههای خون سرباز کشته شده هنوز آنجا به چشم میخورد.
با گذشت چند روز از این حمله خونین هنوز هم پوکههای گلوله در محل درگیری دیده میشد.

وقتی وارد محوطه مسجد شدم، محلی که حمله کننده انتحاری اول کمربند انفجاری همراه خود را منفجر کرده بود، ساحه وسیع تخریب شده بود. پارچههای لباس و کفشها هنوز هم به هر طرف دیده میشد.
در دیوارهای مسجد هم نشانههای گلولهها مشهود بود.
بعد از مسجد به طرف سالن غذا خوری رفتیم. با وارد شدن به محل غذا خوری تصور نمیشد که این محل غذاخوری بوده و کسی قبلا اینجا برای خوردن غذا میرفته است.
یک افسر ارتش افغانستان که همراه ما بود، به طرف یک گوشه سالن غذاخوری اشاره کرد و گفت یک انتحاری آنجا خود را منفجر کرد و شمار زیادی از همسنگرانش را کشته یا زخمی ساخت.
فضای سپاه ۲۰۹ شاهین بعد از گذشت چندین روز از حمله خونین آرام است ولی در عین حال بهتزده به نظر میرسید.
با گذشت روزها از این حمله هنوز هم بحث در مورد این حمله خونین در میان سربازان این پایگاه ادامه دارد.
در گوشهای از این پایگاه بزرگ ارتش افغانستان در شمال، چند سرباز باهم نشسته بودند از آنان پرسیدم میخواهند بعد از این حمله چیکنند. آنان با چهرههای خاک آلود گفتند انتقام همسنگرانشان را خواهند گرفت.












