زنان افغان و کار در محیط مردانه؛ از درخواست دوستی تا پذیرفتن حق کار

منبع تصویر، BBC Sport
زنان افغان حالا در مقامهای وزیر، سفیر و وکیل کار میکنند. اما چهره زنان افغان تنها چهرهای زنان سیاست مدار این سرزمین نیست. زنان کارگر در افغانستان کمتر جا افتاده و پیشرفت آن نیز اندک است.
رقیه ابراهیمی کار آموز دفتر بیبیسی در کابل به پای صحبت شماری از زنان شاغل نشسته و از تجارب و چالشهای آنان در عرصه مردانه پرسید.
اسما پناهی: فروشنده
مشکلات به خصوص برای زنان زیاد است. خوب به یاد دارم زمانی که تازه به کار آغاز کردم پسرها تعجب میکردند از این که من فروشندگی میکنم. آنها از مقابل دوکانم/ مغازهام رد میشدند و متلک/ جوک میگفتند. زمانی که به فروشندگی آغاز کردم، زنان فروشنده کم بودند. آزار و اذیتهای مردان نیز زیاد بود. رفته رفته این آزارها کمترشد. من آن زمان را به سختی گذراندم؛ اما حالا خیلی خوب است و زنان فروشنده زیاد شده است. مردم حالا فهمیداند که خانمها هم میتوانند کار کنند و موفق باشند و در اجتماع حضور پیدا کنند.
در شروع فعالیتم، کارفرماهایم فکر میکردند که من مجبور به کارکردن هستم و از من درخواست دوستی میکردند. زمانی که پیشنهادشان را قبول نمیکردم بهانه میکردند که ما دیگر به شما نیاز نداریم و یا این که دکان را میخواهیم بفروشیم. اما حالا آنها نیز فهمیدهاند که دختران و زنانی که کار میکنند هدف دیگری جز کار ندارد تا مایحتاج زندگی شان را برآورده کند. حالا مردان به جای متلک گفتن مرا تشویق به کار میکنند و از وجود فروشندگان زن خوشحالند.
فاطمه کریمی:۲۳ ساله انجنیر
چالش اولی برای زنان در افغانستان این است که مردان آنها را به عنوان انسان نمیشناسند و تنها جنسیت را مد نظر میگیرند. مشکل اساسی در شغلی من محیط کاری است جایی که تنها مردها هستند و زنان نمیتوانند حضور داشته باشند.

منبع تصویر، karimi
به همین دلیل من در اکثر مواقع نمیتوانم در ساحه بروم و کارکنم. من تنها از دفتر بر کارها نظارت دارم. دختری که قبل از من به کار مصروف بوده زمانی که به ساحه برای تعمیر نراتورها میرفته از سوی مردان با حرفها و نگاههایشان آزار و اذیت میشده و توصیه او به من نیز این بود که بنابر فضای خراب به ساحههای کار نروم و تنها از دفتر بر کارها ناظر باشم. دور بودن از ساحه کار برای من باعث شده که اکثر درسهایی که در دوران لیسانس خواندم از یادم بروند و کم کم از رشتهام فاصله بگیرم.
نوریه اشرف: استاد دانشگاه ۴۹ ساله

منبع تصویر، Ashraf
مسئولیتها و مشکلات زنان در افغانستان کم نیست. مسئولیتهای شوهرداری و همچنان سرپرستی فرزندان از یک سو و نگاههای جنسیتی به زنان به عنوان جنس دوم در محیط کار از سوی دیگر زنان را به مشکلات زیادی روبرو کرده است. زمانی که من کارم را با خبرنگاری آغاز کردم جامعه کاملا بسته بود و ما باید با مردان یکجا کار میکردیم تا مبادا مورد آزار و اذیت قرار بگیریم.
شوهرداری و داشتن فرزند از سوی دیگر برای هر زن یک چالش بزرگ دیگراست. این دو موضوع بزرگ است که شاید در افغانستان زنان را از پیشرفت درعرصه کار باز میدارد. از خودم که بگویم با استاد شدنم در دانشگاه کابل مشکلات زیادی را دیدم چون تبعیض نیز در این محیط آکادمی وجود داشت اما حالا جامعه کمی بازتر شده است و فضای کاری برای زنان بهتر.
مژده ناصری: ۲۱ ساله پیش خدمت در رستورانت
یک سال است که من در رستورانت کار میکنم. وقتی که این جا آمدم مشکلات زیادی توسط مردان ایجاد میشد. آنها به من و همکار خانمم میگفتند که چقدر غذا از دست دختران مزهدار باشد؛ اما حالا دیگر این گونه نیست و من راحت هستم. در آن زمان که من کارم را آغاز کردم من تنها زنی بودم که غذا سیرو میکردم به همین دلیل برای مردان تازگی داشت اما حالا که زنان پیش خدمت/گارسون زیاد شدهاند. مردان نیز به این مسئله عادت کردهاند و با کار زنان مخالف نیستند. من خوشحالم که حالا میتوانم با خیال راحت کار کنم و همچنان دختران زیاد دیگر نیز به این شغل رو آوردهاند.

رقیه موسوی: ۴۵ ساله کارگر منزل
من از زمانی که شوهرم را در سال ۲۰۰۱ از دست دادم سرپرستی پنج طفل خود را به عهده دارم. ۱۴ سال است که من در خانههای مردم کار میکنم و زمانی هم خیاطی کردهام تا بتوانم شکم فرزندانم را سیر کنم. مشکلات زیادی داشتم که حتی نمیتوانم به زبان بگویم. آن زمان من کسی را نمیشناختم که کار کنم، مجبور بودم ماهی دو هزار افغانی کمتر از ۴ دلار در خانهها لباس بشورم و خانههای مردم را تمیز کنم. در آن زمان وقتی در خانهها کار میکردم از من راضی بودند؛ اما زمانی که در یک خیاطی دولتی مشغول به کار شدم بیش از حد آزار دیدم. به عنوان زن حرفهای زیادی به من میگفتند. به من پیشنهاد دوستی میدادند تا به بهانه آن از آن جا بتوانند برای من کمک بگیرند. حوصله کردن این چیزها برایم مشکل بود و همین دلیل هم زیاد دوام نیاوردم و دوباره به کارکردن در خانهها شروع کردم.

منبع تصویر، Ruqia











