چگونه بندر گوادر به هند پیشنهاد شد و پاکستان خرید؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, غزا نور
- شغل, روزنامهنگار
بندر گوادر که امروز برای اتصال چین و آسیای میانه به جهان عرب اهمیت استراتیژیک پیدا کرده، زمانی تحت ادارهٔ کشور عمان بود. هند علاقهای به گرفتن این بندر نشان نداد اما رقیباش پاکستان آن را خرید.
حالا چین هم بهعنوان رقیب اقتصادی و سیاسی دیگر، تلاش میکند از همین مسیر به جهان عرب وصل شود.
گوادر در ناحیهٔ مکرانِ بلوچستان و در ساحل دریای عمان و اقیانوس هند موقعیت دارد. این منطقه از نظر تاریخی جزو بلوچستان بود، اما از سال ۱۷۸۳ تا ۱۹۵۸ تحت کنترل کشور عمان قرار داشت. خانِ ریاست کلات در بلوچستان، میر نصیر خان نوری، این منطقه را در سال ۱۷۸۳ به شهزاده سعید عمان «هدیه» داد.
هارون رشید، روزنامهنگار، به بیبیسی گفت که این شاهزاده که برای به دست آوردن قدرت و تاج و تخت شورش کرده بود،، پس از شکست به گوادر رفت و حدود هشت یا نه سال در آنجا زندگی کرد. او برای کمک، دست به دامان بلوچها شد، اما سرداران محلی به جای دخالت در جنگ داخلی عمان، گوادر را به این شرط به او سپردند که پس از گرفتن سلطنت، آن را دوباره پس بدهد.
در جلد هفتم «دانشنامه بلوچستان» هم آمده است که گوادر به شکل «امانت» به شهزادهٔ عمان سپرده شده بود.
اما با توجه به اهمیت امروز گوادر، این پرسش مطرح میشود که چرا خانِ کلات چنین کاری کرد؟
حفیظ جمالی، پژوهشگر، میگوید در آن زمان گوادر برای خان اهمیت چندانی نداشت، به همین دلیل آن را در اختیار شهزاده گذاشت تا از عایدش زندگی کند.
شهزاده سعید از همین بندر در حملاتش برای تسلط بر مناطق عربی استفاده کرد و تا اینکه در سال ۱۷۹۲ شهر مسقط را تصرف کرد.
دوستمحمد بریچ، استاد پیشین دانشگاه بلوچستان، میگوید با آنکه خان برای امنیت و مهمانداریِ شهزاده، گوادر را موقتاً در اختیارش گذاشته بود، اما وقتی شهزاده به قدرت رسید، این منطقه را دوباره به میر نصیرخان برنگرداند.

منبع تصویر، Getty Images
پیشنهاد فروش گوادر به هند
با گذشت زمان، بلوچها از تلاش برای پسگرفتن گوادر دست نکشیدند، اما این منطقه همچنان در اختیار عمان باقی ماند. پس از دو جنگ جهانی، توازن قدرت در جهان تغییر کرد و نفوذ عمان نیز کاهش یافت. در همین شرایط، عمان در جنوری ۱۹۴۷ پیشنهاد کرد که این بندر را به هند بفروشد.
آن زمان، جنبش استقلال هند از بریتانیا در اوج خودش بود و همزمان روند شکلگیری پاکستان و تقسیم هند نیز شدت گرفته بود.
وقتی در سال ۱۹۴۷ هند مستقل شد و پاکستان به وجود آمد، بخشهای زیادی از بلوچستان در سال ۱۹۴۸ زیر ادارهٔ اسلامآباد رفت، اما گوادر همچنان مربوط عمان باقی ماند و در آنجا پول هندی رایج بود.
عمان در سال ۱۹۵۶ یک بار دیگر پیشنهاد فروش این بندر به هند را مطرح کرد، اما هند به رهبری جواهر لعل نهرو این پیشنهاد را قبول نکرد.
رسانهٔ «ایندیا تودی» در مطلبی دربارهٔ گوادر نوشته است که اگر هند این پیشنهاد عمان را میپذیرفت، شاید تاریخ و معادلات ژئوپولیتیک جنوب آسیا تغییر میکرد. این رسانه به نقل از جنرال متقاعد هندی گورمیت کانوال میگوید گوادر برای هند مثل «هدیهٔ رایگان عمان» بود، اما دهلی نو با رد کردن آن، اشتباهی انجام داد که جزو بزرگترین خطاهای استراتیژیک بعد از استقلال هند محسوب میشود.
با اینحال، این تصمیم هند بنا به شرایطی هم بود، چون اگر هند گوادر را میگرفت، مثل وضعیت بنگلهدیش، منطقهای را در اختیار میداشت که از سوی پاکستان محاصره میشد و از راه زمینی دسترسی آسان به آن نداشت.
در نهایت، پس از عقبنشینی هند، پاکستان در سال ۱۹۵۸ این بندر را از سلطان عمان، سعید بن تیمور، خرید.
روزنامهٔ نیویارکتایمز در ۸ سپتمبر همان سال در گزارشی نوشت که عمان تنها منطقهٔ خارج از مرزهایش را از دست داد و به نقل از سلطان آورد: او به بریتانیا اطلاع داده بود تصمیم گرفته گوادر را «به عنوان نشانهٔ حسن نیت» به پاکستان بسپارد.

منبع تصویر، Getty Images
نیویارکتایمز در مورد پیشینهٔ بندر گوادر میافزاید که این بندر زمانی در تجارت برده در «ساحل بدنام مکران» اهمیت زیادی داشت.
نویسندهٔ ستون، فاروق عادل میگوید هنگام واگذاری به پاکستان، گوادر مرکز بزرگ قاچاق بود و پاکستان تازهتأسیس وضعیت اقتصادی بسیار بدی داشت، حتی در پرداخت معاش کارمندانش مشکل داشت و قاچاق هم وضعیت را خرابتر میکرد.
به گفتهٔ او، پاکستان گوادر را هم یک مانع برای اقتصاد و هم یک چالش برای دفاع خود میدید و برای به دست آوردنش گام حسابشدهای برداشت:
«در ساحل دریای عرب، منافع پاکستان دو جهت داشت: اقتصادی و دفاعی. گوادر در مسیر هر دو هدف مثل یک دیوار بزرگ بود، این دیوار فقط وقتی میشکست که این منطقه به پاکستان یکجا میشد.»
هارون رشید میگوید عمان به دلیل مشکلات اقتصادی و پاکستان به دلیل اهمیت استراتژیک گوادر وارد معامله شدند:
«گوادر در دهانهٔ خلیج فارس قرار دارد و موقعیت جغرافیاییاش بسیار مهم است. عمان پول نیاز داشت و پاکستان به همین خاطر خرید. از این مسیر نفت کشورهای مثل ایران، عراق و امارات هم انتقال پیدا میکند و از نگاه اقتصادی هم مسیر مهمی است.»
به گفتهٔ او، پاکستان گوادر را با سه میلیون دالر خرید، اما گفته میشود همین پول را هم نداشت و آغاخان چهارم آن را پرداخت کرد.
در مقابل، دوستمحمد بریچ، این خرید را بیشتر «نمادین» میداند و میگوید: «گوادر از نظر زمینی و فرهنگی به هر حال بخشی از بلوچستان بود.»

منبع تصویر، Getty Images
گوادر؛ بهترین موقعیت برای بندر آبهای عمیق
با آنکه گوادر ۱۱ سال پس از تشکیل پاکستان به این کشور پیوست، اما ظرفیت آن برای بندر بزرگ از قبل شناخته شده بود.
ادارهٔ «سروی زمینشناسی امریکا» در سال ۱۹۵۴ اعلام کرده بود که گوادر بهترین مکان برای ساخت بندر آبهای عمیق است.
بعد از پیوستن گوادر به پاکستان هم طرح ساخت بندر وجود داشت، اما کارهای عملی آن خیلی دیرتر، در سال ۲۰۰۲ آغاز شد.
در آن زمان، حاکم نظامی پاکستان جنرال پرویز مشرف آغاز ساخت بندر را افتتاح کرد و پروژهٔ ۲۴۰ میلیون دالری در سال ۲۰۰۷ تکمیل شد.
قرارداد ادارهٔ بندر در یک داوطلبی جهانی به شرکت سنگاپوری رسید، اما در سال ۲۰۱۳ دولت پاکستان آن را به یک شرکت چینی سپرد.
این دوره همزمان بود با گرمشدن بحث سرمایهگذاری چین در پاکستان. پروژه با نام «دهلیز اقتصادی چین–پاکستان» مطرح شد و قرارداد آن در سال ۲۰۱۵ امضا شد، طرحی که چین را از راه پاکستان به گوادر وصل میکند و سپس از مسیر دریایی، به جهان عرب میرساند.
گوادر؛ مسیر کوتاه و نسبتاً امن برای انرژی چین

منبع تصویر، Getty Images
روزنامهٔ چینی «چاینا دیلی» نیز در مقالهای گفته گوادر مسیر مهمی در انتقال انرژی جهانی است و به همین دلیل، توجه چین و اسلامآباد را جلب کرده است.
به نوشتهٔ این روزنامه، گوادر برای واردات انرژی چین نسبت به مسیر طولانی و خطرناک تنگهٔ مالاکا، راه کوتاهتر و امنتری فراهم میکند: «چین بزرگترین خریدار انرژی است و امنیت انرژی برایش بسیار مهم است. بندر گوادر در تضمین امنیت پایدار انرژی به چین کمک میکند.»
با آنکه نخستین کشتی در سال ۲۰۱۶ وارد این بندر شد، اما گوادر هنوز هم به شکل کامل فعال نشده است.
در ۲۵ اپریل گذشته، نشستی به ریاست احسن اقبال، وزیر برنامهریزی و توسعهٔ پاکستان، برگزار شد تا استراتیژی نهایی فعالسازی بندر گوادر تنظیم شود. کمبود امکانات بندری، ناامنی منطقه، نبود خدمات اساسی و فقدان برنامههای عملی، از موانع پیشرفت این بندر دانسته میشود.
جداییطلبان بلوچ، پاکستان را متهم میکنند که منابع بلوچستان را غارت میکند و در سالهای اخیر، علاوه بر بلوچستان در کراچی نیز بر پروژهها و شهروندان چین حمله کردهاند.
«ارتش آزادیبخش بلوچ» مسؤولیت حملهٔ ۲۰ مارچ ۲۰۲۴ بر مجتمع اداری بندر گوادر را پذیرفت.
خشونت در بلوچستان در سالهای گذشته رو به افزایش بوده و هدف بیشتر این حملهها پروژههای توسعهای، نیروهای امنیتی پاکستان و ادارههای دولتی بوده است.
با توجه به این وضعیت، روشن نیست که گوادر چه زمانی به مسیر کوتاه و امن انتقال انرژی برای چین تبدیل خواهد شد و اقتصاد پاکستان تا چه اندازه از آن سود خواهد برد.
گوادر، افغانستان و آسیای میانه
برای نخستین بار، در ۴ فبروری گذشته کشتی کالاهای افغانستان را در بندر گوادر تخلیه کرد. همچنین کشتی دوم که کالاهای افغانستان را از استرالیا انتقال داده بود، در ۱۵ جون در همین بندر تخلیه شد.
در همان زمان، شاه عرفان احمد، مدیر بندر گوادر، این تحول را نشانهٔ نقش رو به گسترش گوادر در تجارت ترانزیتی افغانستان دانست و گفت این روند، هم ظرفیت بندر را نشان میدهد و هم برای کل منطقه راههای تازهٔ فرصت اقتصادی را باز میکند.
گلشاه صبری، استاد پیشین دانشگاه خوست، میگوید گوادر نسبت به بندر کراچی و چابهار به کابل نزدیکتر است و از نگاه زمان و هزینه انتقال کالا، میتواند مفیدتر باشد.
اما او میافزاید این بندر امکانات و تجهیزات لازم برای انتقال کالاهای ترانزیتی را ندارد: «تجارت از مسیر پاکستان از نظر تاریخی بیثبات بوده. هم کراچی و هم گوادر از نظر سیاسی بیثباتاند و آن استفادهای که برای رشد اقتصادی لازم است از آنها نشده.»
با اینحال، مقامهای پاکستانی میگویند این بندر راه انتقال کالا نه تنها برای افغانستان، بلکه برای آسیای میانه نیز هست.
محمد کاظم، خبرنگار بیبیسی در کویته، میگوید موفقیت گوادر تا حد زیاد به انتقال کالا از افغانستان و از این مسیر به آسیای میانه وابسته است، اما به دلیل تنشهای کنونی، این چشمانداز ضعیفتر شده است.
او افزود که با گذشت نزدیک به ۱۷ سال از تکمیل پروژه گوادر، این بندر هنوز هم کامل فعال نیست و حتی برای خود پاکستان هم مقدار اندکی کالا، آن هم عمدتاً گندم، از این مسیر انتقال یافته است.
از ماه اکتوبر گذشته، با توقف رفتوآمد و تعاملات مرزی میان پاکستان و حکومت طالبان در افغانستان در خط دیورند، تجارت از گوادر و مسیرهای دیگر نیز از راه افغانستان میان پاکستان و آسیای میانه متوقف شده است.
این وضعیت، بندر چابهار ایران را به عنوان مسیر بدیل مهمتر ساخته و افغانستان از آن برای تجارت با خاورمیانه و حتی اروپا استفاده میکند.
اما تاجران نگراناند که اگر وابستگی به چابهار هم مثل کراچی زیاد شود، ایران ممکن است از آن به عنوان ابزار فشار بر افغانستان کار بگیرد.
نظران میگویند توسعهٔ چابهار و گوادر با تلاش دو رقیب منطقهای، یعنی هند و چین، پیش رفته و برای افغانستان بهتر این است که هر دو بندر را با حفظ توازن و منافع تجاری خود استفاده کند.
در چنین شرایطی، افغانستان مثل گذشته تنها به یک بندر مثل کراچی، متکی نمیماند، هیچ همسایهای نمیتواند از بندر به عنوان ابزار فشار استفاده کند، و از سوی دیگر توازن میان هند و چین نیز حفظ میشود.




