«دویدن، اعتراض من بود»؛ چرا صدها زن ایرانی بدون حجاب در یک ماراتن شرکت کردند؟

زنی ایرانی که در ماراتن شرکت کرده، پیراهن سرخ با نشان ماراتن به تن دارد و مدالش را مقابل چهره‌اش گرفته. در پس‌زمینه، سه زن دیگر با پیراهن‌های مشابه دیده می‌شوند که تصویرشان تار است.

منبع تصویر، Sent to BBC

توضیح تصویر، زنان ایرانی اوایل همین ماه در ماراتن جزیرهٔ کیش شرکت کردند
    • نویسنده, فرانک عمیدی
    • شغل, بی‌بی‌سی گلوبل وومن

«دویدن در ماراتن کیش برای من یک اعتراض شخصی بود. عبور از خط پایانی مسابقه، حس پیروزی بر سال‌ها محدودیت را داشت.»

این جمله را سارا (نام مستعار)، در گفت‌وگو با بخش جهانی زنان در بی‌بی‌سی یا بی‌بی‌سی گلوبال وومن،‌ بیان کرد.

او یکی از دو هزار زنی بود که اوایل ماه جاری میلادی در ماراتن جزیرهٔ کیش شرکت کردند؛ زنانی که بسیاری از آن‌ها بدون حجاب اجباری در مسابقه دویدند.

عکس‌ها و ویدیوهای این مسابقه به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. در این تصاویر، شماری از زنان دیده می‌شوند که با لباس آستین‌کوتاه و تُنبان کشی و موهای بسته، همراه با صدای موسیقی می‌دوند و تماشاگران آن‌ها را تشویق می‌کنند.

چند سال پیش، تصور حضور زنان در یک ماراتن بدون حجاب اجباری غیرممکن بود. از سال ۱۹۷۹، حکومت ایران پوشیدن روسری در اماکن عمومی را اجباری کرده؛ اغلب با زور و گاه با خشونت.

زنان بسیاری در بیش از چهار دهه به این قانون اعتراض کرده‌اند، اما این اعتراض‌ها در سپتمبر ۲۰۲۲؛ زمانی که ژینا (مهسا) امینی در تهران توسط گشت ارشاد یا پولیس مذهبی ایران به دلیل «رعایت‌نکردن حجاب» بازداشت شد٬ شدت گرفت.

این دختر ۲۲ ساله چند روز بعد در بازداشت پولیس جان باخت. پس از آن، اعتراض‌ها سراسر کشور را فرا گرفت؛ زنان معترض روسری‌های خود را آتش زدند و شعار «زن، زندگی، آزادی» سر دادند.

این اعتراض‌ها با سرکوب و بازداشت‌های گسترده مهار شد، اما از آن زمان تاکنون، برخی زنان همچنان به اعتراض و نافرمانی ادامه داده‌اند.

زنی بدون حجاب، با موهای بلند تیره، با جاکت جین و پتلون جین پاره، در یک مکان عمومی در تهران در حال سگرت کشیدن و قدم‌زدن است. دوستش که همراه اوست، جاکت جین و پتلون کشی سیاه به تن دارد.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، برخورد حکومت با زنانی که بدون حجاب در اماکن عمومی ظاهرا می‌شوند متفاوت بوده؛ گاه سخت‌گیری کاهش یافته و گاه سرکوب شدت گرفته است

آرتمیس (نام مستعار)٬ می‌گوید از کودکی شاهد اعتراضات زنان بوده اما معتقد است که سال ۲۰۲۲ نقطهٔ عطفی در مقاومت زنان بود.

« ما از کنارگذاشتن روسری‌های‌مان در آن تابستان به‌عنوان یک اقدام اعتراضی، در سال بعد به پوشیدن تاپ و لگینگ در خیابان‌ها رسیدیم .»

ویدیوهای زیادی از زنان در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود؛ زنانی که در پارک‌ها می‌دوند، در پیاده‌روها کله معلق می‌زنند و مورد تشویق رهگذران قرار می‌گیرند٬ یا در مراکز خرید می‌رقصند. حجم بالای این تصاویر، اقدام کردن در برابر آن را برای مقامات دشوار کرده است.

بازداشت، جریمه و بستن حساب‌های کاربری از سوی حکومت جریان دارد، اما بازیِ تعقیب و گریز همچنان باقی است.

مسئلهٔ حجاب همچنان محور بحث‌هاست که ایران به کدام سو حرکت خواهد کرد.

برخورد حکومت با زنانی که بدون روسری در مکان‌های عمومی ظاهر می‌شوند، متفاوت بوده؛ گاهی اجرای قوانین آسان‌تر شده و گاهی هرگونه تخلف با سخت‌گیری شدید روبه‌رو بوده است.

مقام‌ها از فناوری تشخیص چهره استفاده کرده و برای زنان پیامک‌های هشدار می‌فرستند. برخی زنان نیز می‌گویند شمارهٔ پلیت‌های موترهای‌شان توسط کمره‌ها شناسایی شده و به ضبط موترهایشان تهدید شده‌اند.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با عبا‌ی قهوه‌ای و عمامهٔ سیاه، پشت دو مایکروفون نشسته است. در پس‌زمینه، پرچم جمهوری اسلامی ایران به‌صورت تار دیده می‌شود.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی

تنها دو روز پیش از ماراتن کیش، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از رسانه‌های داخلی خواست «ارزش‌های غربی دربارهٔ زن و حجاب» را ترویج نکنند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای٬ رئیس قوهٔ قضاییه نیز گفت «حجاب مسئولیت همه است و باید در زمینه حجاب و عفت عمومی اقدامات بیشتری انجام شود.»

دیگر مقامات و نمایندگان پارلمان ایران نیز اخیرا از مسئله حجاب و ادامه اعتراضات در میان زنان ابراز خشم کرده و هشدار داده‌اند که رویکرد جدی‌تری در این زمینه نیاز است.

اندکی پیش از برگزاری ماراتن، یک راهپیمایی‌ با حمایت دولت در پشتیبانی از حجاب اجباری در تهران برگزار شد. در این راهپیمایی، زنانی که کاملا پوشیده بودند و چادر سیاه دراز (محافظه‌کارانه‌ترین نوع حجاب در ایران) به تن داشتند نیز شرکت کردند و با در دست داشتن لوحه‌ها، خواستار برخورد سخت‌گیرانه‌تر با زنانی شدند که از پوشیدن حجاب خودداری می‌کنند.

با وجود این مخالفت‌ها، زنانی که در این ماراتن شرکت کردند، همچنان استوار و مصمم اند. برای بسیاری از آن‌ها، این ماراتن چیزی فراتر از یک مسابقه بود.

سارا می‌گوید: «مثل برآورده‌شدن یک رویا بود. حتی یک سال پیش هم نمی‌توانستم تصور کنم در چنین مسابقه‌ای شرکت کنم.»

او با به یاد آوردن آن روز احساساتی می‌شود و می‌گوید: «حتی فکر کردن به آن مرا به گریه می‌اندازد. کنار آن همه زن، حس آزادی عجیبی داشتیم.»

آرتمیس می‌گوید احساسی که از تمام این تجربه داشت، غرور و شادی بود.

او گفت: «چند بار در جریان مسابقه می‌خواستم بایستم و گریه کنم؛ همه‌چیز شبیه رویا بود، مردم ما را تشویق می‌کردند، موسیقی بود… می‌توانستم تصور کنم ایران ما چقدر می‌تواند زیبا باشد.»

بسیاری از زنان به ما گفتند این مسابقه برای‌شان بسیارسرشار از احساسات و عواطف بوده و حس پیروزی و دستاوردی در برابر همهٔ دشواری‌ها را داشته است. و برای مقام‌های ایران، این ماراتن نشانهٔ دیگری بود از این‌که این مبارزه همچنان ادامه خواهد داشت.