رهبران شوروی چگونه تصمیم به اشغال افغانستان گرفتند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, یاسین رسولی
- شغل, بیبیسی
۴۶ سال پیش در ٢٧ دسمبر ١٩٧٩(ششم جدی ١٣٥٨) پس از آن که کماندوهای آلفا شوروی، حفیظالله امین، رئیسجمهور وقت افغانستان را در قصر تاج بیگ مسموم کردند و کشتند، نیروهای شوروی اشغال افغانستان را آغاز کردند.
اسناد آرشیوی امنیت ملی امریکا نشان میدهند که ترس «حلقه محدود» در بیروی سیاسی شوروی وقت به رهبری لئونید برژنف از تغییر جهت حفیظالله امین به سمت غرب زمینه حمله شوروی و اشغال افغانستان را فراهم کرد. اما در واشنگتن تهاجم شوروی به افغانستان به عنوان توسعهطلبی به سمت جنوب برای رسیدن به آبهای گرم توصیف میشد.
اشغال افغانستان نمونهای است که چگونه دو ابرقدرت آن زمان، شوروی و امریکا در اوج جنگ سرد، ترس از نیت و فعالیتهای پنهانی همدیگر را جایگزین تحلیل واقعی از رفتارهای هم کردند و به آن واکنش نشان دادند.
مردم کابل خبر کشته شدن امین را با صدای ببرک کارمل از رادیو شنیدند که امین را «فاشیست و جاسوس سیآیای» نامید.
پیام کارمل بار نخست از طریق رادیوی تاجیکستان از قبل ضبط و پخش شد.
ببرک کارمل همراه با اسلم وطنجار، گلابزوی، اسدالله سروری، عبدالوکیل و نجیبالله از شاخه پرچم «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» همراه با نیروهای شوروی از تبعید به کابل بازگشتند و حکومت جدید را در دست گرفتند.
چه چیزی برای امریکا مهمتر بود؟

منبع تصویر، Getty Images
در سندی، برژینسکی در ٤ اکتبر ١٩٧٩ به سایروس ونس، وزیر خارجه وقت امریکا نوشته است که با اعزام شمار زیاد نیروهای شوروی به افغانستان، نزدیکی وقوع «دخالت انقلابی» احساس میشود. بنابراین باید موضوع افغانستان مرتبا مورد توجه افکار عمومی واقع شود و کشورهای متحد ما در منطقه نیز در جریان قرار بگیرند.
اسناد بیروی سیاسی شوروی وقت نشان میدهند که شوروی در حمله به افغانستان در موضع تهاجم به افغانستان و پس از آن رسیدن به آبهای گرم آن گونه که در واشنگتن برداشت شد، نبود.
اما در امریکا، زبیگینو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر برداشت و تحلیل متفاوتی از اشغال افغانستان ارایه میکرد. با ورود نیروهای ارتش سرخ، افغانستان یکشبه در اولویت سیاست خارجی روسای جمهور امریکا جیمی کارتر و رونالد ریگان قرار گرفت.
برژینسکی، دیپلمات و استراتژیست آمریکایی لهستانی، دانش آموخته هاروارد، شوروی شناس برجسته و مشاور امنیت ملی کارتر و مشاور دولت ریگان بود. او استفاده از نیروهای جهادی علیه کمونیسم را وارد سیاست خارجی امریکا کرد.
برژینسکی معمار استفاده از جهادیهای اسلامی بود. برژینسکی در مصاحبهای میگوید:
«روزی که روسها بطور رسمی از مرز [افغانستان] گذشتند، من به رئیس جمهوری کارتر نوشتم که ما هم اکنون این فرصت را داریم که به روسها جنگ ویتنامشان را عرضه کنیم. واقعا این طور بود، برای مدت ده سال، مسکو مجبور بود در جنگی وارد شود که حکومتش توانایی پیش برد آنرا نداشت.»
تصمیم ناگهانی

منبع تصویر، Getty Images
اسناد بحثهای داخلی بیروی سیاسی شوروی در ماه مارچ ١٩٧٩ نشان میدهند که قبلا کرملین درخواستهای مکرر حمایت نظامی شوروی از افغانستان از جمله نیروهای حمایتی شوروی را رد کرده بود.
اما اینبار بیروی سیاسی شوروی تنها دو هفته پیشتر تصمیم نهایی به تهاجم به افغانستان گرفت.
یک سال پیش از تهاجم شوروی به افغانستان در ۲۲ دلو ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسیده بود. شوروی نگران تکرار تجربه مصر در افغانستان شد. چرخش حفیظ الله امین به سمت غرب مانند چرخش ناگهانی انور سادات در سال ١٩٧٢ بود که منجر به اخراج هزاران مشاور شوروی از مصر شد و مصر به دومین کشور دریافت کننده کمکهای امریکا پس از اسرائیل تبدیل گردید.
در ١٤ سپتمبر همان سال، حفیظ الله امین به طور ناگهانی به خاطر اختلافات داخلی نور محمد ترهکی را در ارگ کابل کشت و قدرت را به دست گرفت. از ترهکی مانند لنین افغانستان ستایش میشد، یکشبه از صحنه سیاسی افغانستان غایب شد.
ترهکی یک هفته پیشتر از سفر به هاوانا و مسکو و دیدار گرم با لئونید برژنف بازگشته بود.
اسناد بیروی سیاسی شوروی نشان میدهد که در ماه اکتبر یک تغییر ناگهانی در رویکرد رهبری شوروی نسبت به افغانستان رخ داد. دو حادثه در ماه اکتبر زنگ خطر را برای مسکو به صدا درآورد؛ کشته شدن ترهکی و دیدار حفیظ الله امین با آرچر بلود، دیپلمات آمریکایی در کابل در ٢٧ اکتبر.
چرا امین متهم به جاسوسی امریکا شد؟

منبع تصویر، Getty Images
آرچر بلود آخرین دیپلمات امریکایی بود که با امین دیدار کرد. پیشتر از او، امین در اوایل اکتبر به بروس آمستاز، شارژدافیر امریکا در کابل اظهار تمایل به معرفی و پذیرش سفیر تازه امریکا در افغانستان کرد. از آنجایی که ماموریت آمستاز ختم شده بود، وزارت خارجه امریکا آرچر بلود را از دهلی به کابل فرستاد تا با امین دیدار کند.
آمستاز در چند مورد در ضیافتهای دیپلماتیک در سال ١٩٧٩ امین را از نزدیک دیده بود. در گزارش به واشنگتن آمستاز نوشت که گفتگوی او با امین فقط حدود ١٥ دقیقه را در بر گرفته است. آمستاز در گزارشهایش به واشنگتن، خلقیها را «یک دسته کژدم که همدیگر را تا مرگ نیش میزنند» توصیف کرده است.
بلود در گزارشی در ٢٨ اکتبر به واشنگتن از جزئیات ملاقاتش با حفیظالله امین گزارش داده و نوشته است که در صبح روز ٢٧ اکتبر ٤٠ دقیقه با حفیظ الله امین ملاقات داشت، امین در این ملاقات برای بهبود روابط با آمریکا صحبت کرد اما «گامهای خاصی» نیز از طرف امریکا پیشنهاد نکرد و تقاضای «مساعدتهای» امریکا را داشت هرچند اندک باشد.
بلود تسلط امین به انگلیسی را «خیلی خوب» و قابل فهم و او را «مشتاق» در این دیدار توصیف کرده است. امین گفت حکومت را از اظهارات علنی ضد امریکایی بازداشته، و امیدوار است که دو کشور «منافع مشترک» بیابند.
به عقیده بلود، امین با رفتار و بیان نرم خیلی خوب «ماسکی بر چهره بیرحم و خشن» خویش زده بود.
بلود درباره موانع کمکهای امریکا از جمله به روشن شدن مسئولیت کشته شدن دابس، سفیر امریکا در کابل اشاره کرده است. آدلف دابس، سفیر امریکا در کابل در ١٤ فبروری ١٩٧٩ در ماجرای گروگانگیری در هتل کابل میان نیروهای امنیتی افغانستان و گروگان گیران کشته شد.
ارزیابی بلود این بوده که بنا به هر دلیلی امین درصدد بهبود روابط با امریکاست. اما او فکر نمیکند که امین «در واقعیت، در آینده نزدیک انتظار بهبود روابط و دریافت کمکهای امریکا» را داشته باشد.
حفیظ الله امین محصل دوره دکتری در دانشگاه کلمبیا در نیوریورک بود.
روز تهاجم شوروی به افغانستان در کاخ سفید چه گذشت؟
روز ۲۷ دسمبر که آمستاز چندین گزارش مفصل از کابل به واشنگتن روان کرده، گویا هنوز از تغییر رژیم خبر نداشته، از تحرکات شدید نیروهای هوایی شوروی در حد ۲۰۰ هواپیما و هزاران سرباز نوشته و گفته حالا به عقیده مردم، این نیروها به نوشته او «بقای رژیم منفور امین» را تضمین میکنند.
از یک فروشنده افغان نقل میکند که «حالا افغانستان تبدیل به چکسلواکی دوم میشود.»
تا این زمان، اطلاعات شارژدافیر سفارت امریکا در کابل فقط در این حد بوده که از این به بعد نیروهای شوروی در کنار نیروهای دولتی با شورشیان (مجاهدین) میجنگند. و او در یادداشت دیگری، سیاست تازه امریکا نسبت به افغانستان را توصیه میکند و اعزام سربازان شوروی را «چندمنظوره» میداند.
در عصر ۲۷ اکتبر، جیمی کارتر در جلسهایی در کاخ سفید با حضور جنرالان وزارت دفاع، سایروس ونس، وزیرخارجه، زیبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی و استنسفیلد فیلد ترنر، رئیس سیآیای و معاون رئیس جمهور درباره اوضاع افعانستان و منطقه به تفصیل بحث و نتیجهگیری کردند.
جلسه با این جمله دریادار ترنر آغاز شد: «تا این لحظه قصد و نیت کامل تحرکات مسکو در افغانستان را نمیدانیم. میدانیم که ببرک کارمل پرچمی سفیر در پراگ بود. سربازان شوروی وارد درگیری شدند.»
برژینسکی: «رادیو افغانستان در بیرون از کابل پخش میشود؟»
ترنر: «نمیدانیم».
معاون رئیس جمهور میپرسد: «دقیقا حالا چه تعداد سرباز شوروی آنجا هستند؟»
ترنر: «حدود ۱۰ هزار، شمار دقیق را نمیدانیم.»
در جلسه ترنر از احتمال تغییر امین نیز صحبت کرد.

منبع تصویر، Getty Images
آغاز تحرک امریکا
در همین جلسه، ترنر از عملیات تحت پوشش سازمان سیا برای شکل دادن به یک «تیم عملیات روانی» در واشنگتن خبر میدهد که مواد اخبار تحت پوشش در افغانستان را تهیه کنند.
رئيس سیآیای میگوید: «تاسیس یک رادیو در ماه نوامبر در پاکستان که امین نیز از آن شکایت داشته و ۱۵۰ مقاله برای نشر در نشریات بینالمللی را تهیه کردیم. با سعودیها صحبت کردیم که برای تامین مالی با پاکستان برای تهیه جنگافزارها همکاری کند.»
سایروس ونس، وزیر خارجه هم اصرار داشت که در این زمان موضوع افغانستان در سازمان ملل طرح نشود و به جای آن بر موضوع آزادی گروگانهای امریکایی در ایران تمرکز شود.
سند «درباره وضعیت در ا»

منبع تصویر، NSA
در هشتم دسمبر، آندروپوف همراه با استینوف و آندره گرومیکو، وزیر خارجه وقت شوروی در جلسه محدود در دفتر شخصی برژنف موسوم به «بیروی کوچک سیاسی»، تصمیم نهایی اعزام سپاه چهلم ارتش سرخ به افغانستان را گرفتند.
در اسناد بحثهای بیروی سیاسی شوروی فرستادن این نیروها به افغانستان به مثابه «تمهیدات» یاد شده است و عبارت «قطعات محدود نیروهای اتحاد شوروی» دیده نمیشود که بعدها به طور گستردهای در ادبیات شوروی و حکومت خلقی افغانستان بهکار میرفت.
حکومت ببرک کارمل در کابل و شوروی در بیانیههای رسمی از عبارت «قطعات محدود نیروهای شوروی» تا پایان خروج نیروها در سال ١٩٨٩ به تکرار استفاده میکردند.
آناتولی دوبرنین که سالها به عنوان سفیر شوروی در واشنگتن خدمت کرده بود، از روی اسنادی که در آرشیو ریاست جمهوری روسیه دیده است میگوید:
«در جلسه هشتم دسمبر یوری آندروپوف، رئیس کاگب و مارشال استینوف، وزیر دفاع از خطراتی در مرزهای جنوبی اتحاد شوروی و امکان نصب موشکهای میانبرد امریکا در افغانستان به سمت اهداف استراتژیک در قزاقستان و سیبری و مناطق دیگر یاد کرد.»
در ١٢ دسمبر این گروه کوچک پیشنویس طرح حمله به افغانستان را به دستخط چرنینکو، که حتی تایپیست کرملین ندید- را در بیروی سیاسی آوردند. کسانی که در جلسه حضور داشتند بدون بحث جدی فقط فرمان را امضا کردند تا روز ٢٦ دسامبر که در متن دیده میشود.
عنوان آن درباره وضعیت در ا (افغانستان)» است. نام الکسی کاسیگین بدون امضایش دیده میشود. (گفته شده بود که کاسیگین، نخستوزیر وقت شوروی در زمان جلسه در بیمارستان بوده. کاسیگین مخالفت خود را با حمله به افغانستان در مارچ ١٩٧٩ و در تماس تلفنی با نور محمد ترهکی نیز ابراز داشته بود.
در این طرح که مورد تصویب بیروی سیاسی قرار گرفت آمده: «تصویب، ارزیابی و تمهیداتی که توسط آندروپوف، استینوف و گرومیکو در نظر گرفته شده و اعطای صلاحیت به آنها برای اجراات» و در بند دوم ارایه گزارش اجراات به بیروی سیاسی توسط این سه نفر آمده است.
طرح آندروپوف بود

منبع تصویر، Getty Images
بنا به اسناد بهجا مانده از بحثهای بیروی سیاسی، اشغال افغانستان طرح یوری آندروپوف، رئیس سازمان استخبارات شوروی (کاگب/کیجیبی) بود. در مدت حکومت کوتاه سهو نیم ماهه امین، بوریس اوانوف، جنرال کیجیبی ارشدترین مقام روسی مطلع از تحولات افغانستان در کابل، نفوذ شوروی در افغانستان را رو به کاهش دیده و خواهان دخالت نظامی شوروی برای تغییر حکومت در کابل شده بود.
آندروپوف طرح دخالت نظامی در افغانستان را در مارچ ١٩٧٩ نیز پیشنهاد کرده بود که با مخالفت بیروی سیاسی مواجه شده بود.
اسناد بیروی سیاسی نشان میدهد که کرملین به دیدار امین با دیپلمات امریکایی به شدت مشکوک شده بود.
آناتولی دوبرنین که سالها به عنوان سفیر شوروی در واشنگتن خدمت کرد در یک آرشیو کرملین از متن سخنان آندروپوف نقل میکند که آندروپوف، در این جلسه حفیظ الله امین را مسبب نابسامانی سیاسی در حکومت و در ارتش افغانستان دانسته و گفته بود:
«اطلاعاتی که به ما درباره فعالیتهای پشت پرده امین رسیده، به معنای تغییر جهت او به غرب باید باشد.»
«او [امی] ارتباط با شارژدافر آمریکا را از ما مخفی نگه داشته است.»
و «سران قبایل را به دوری جستن از شوروی و اتخاذ موضع بیطرفی تشویق کرده است.»
اسناد نشان میدهد که دیمیتری استینوف، وزیر دفاع شوروی وقت دراوایل دسامبر با آندروپوف برای حمله به افغانستان و اعزام یک نیروی ٧٥ تا ٨٠ هزار نفری موافقت نشان داد. اما رئیس ستاد اردوی شوروی مخالف فرستادن این شمار زیاد نیروها به افغانستان بود.
در سند دیگری آمده که استینوف در ١٠ دسامبر جنرال نیکلای اگرکوف، رئیس ستاد اردوی شوروی را احضار و دستور اعزام ٧٥ تا ٨٠ هزار نیرو به افغانستان را به او داد. جنرال اگرکوف مخالفت کرد و آن را «بیاحتیاطی» خواند و نسبت به پیامدهای آن هشدار داد و سعی داشت این تصمیم را تغییر دهد.
اما استینوف با ناراحتی به او گفته بود: «میخواهی بیروی سیاسی را درس بدهی؟ تو فقط وظیفه اجرای دستورات را برعهده داری.»
-----------------------
* بازنشر همراه با ویرایش مطلبی که به مناسبت چهلمین سال اشغال افغانستان توسط شوروی در ۲۷ دسمبر ۲۰۱۹ در سایت بیبیسی فارسی نشر شده بود.




