درگیری نهروزه؛ نیروهای طالبان با پاکستان چگونه جنگیدند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بخش راستیآزمایی بیبیسی افغانستان
در درگیریهای نُهروزه میان نیروهای حکومت طالبان وارتش پاکستان دو طرف با تکیه بر ظرفیتها و محدودیتهای متفاوت رزمی پای در نبرد گذاشتند. ارتش پاکستان از قابلیتهای توپخانهای و هوایی بهره برد، در حالی که طالبان با استفاذه از سلاحهای سبک عمدتاً بر حملات چریکی، ضربهزنیهای مؤقتی و استفاده از شبکههای محلی تکیه کردند.
«مولوی صاحب بزن»

منبع تصویر، Getty Images
ویدیویی در شبکههای اجتماعی افغانستان وایرال شد که در آن یک سرباز طالبان دیده میشود که مسلسل داشکه/دوشکا بر دوش دارد و به سوی پاسگاه نیروهای پاکستانی در حرکت است. در ویدیوی دیگری که از جریان درگیری میان طالبان و نیروهای پاکستانی در شبهنگام منتشر شده صدای یکی از سربازان طالبان شنیده میشود که فریاد میزند: «مولوی صاحب بزن.» این جمله بهسرعت در میان هواداران طالبان فراگیر شد و در شبکههای اجتماعی افغانها دستبهدست شد و به شعاری برای جنگ حکومت طالبان علیه پاکستان تبدیل شد.
نشر این تصاویر پرسشهایی را در بارهٔ رویکرد جنگی حکومت طالبان در جنگ نُهروزه با ارتش پاکستان مطرح کرده است: آیا طالبان با تغییر ساختاری، از یک گروه شبهنظامی شورشی به یک ارتش با ساختار منظم و قابلیتها و ظرفیتهای تسلیحاتی تبدیل شده است؟
جنگ چریکی؛ تاکتیک رزمی طالبان

منبع تصویر، Getty Images
طی نزدیک به دو دهه شورش و جنگ علیه نیروهای امریکایی، ناتو و اردوی دولت پیشین افغانستان، افراد طالبان تجربه چشمگیری در فنون جنگ چریکی کسب کردهاند و این تجربه همچنان ستون فقرات شیوه عمل نظامی آنهاست.
بسمالله تابان، کارشناس أمور امنیتی و از مقامات پیشین وزارت داخله افغانستان، میگوید که مشاهدات میدانی و تصاویر منتشرشده از درگیریهای اخیر با نیروهای مرزی پاکستان نشان میدهد که طالبان همچنان بیش از آنکه بهعنوان یک اردو متعارف عمل کند، بهعنوان یک نیروی شورشی و سبکبال رزمی میجنگد؛ حملات چریکی، کوتاهمدت و ضربتی که بر تحرک سریع، غافلگیری وعقبنشینی پیش از رسیدن پشتیبانی دشمن طراحی شدهاند.
یک فرمانده طالبان که در درگیری اخیر با پاکستان جنگیده است و نخواست نامش در این گزارش برده شود، میگوید، تمرکز اصلی نیروهای حکومت طالبان «عمدتا بر تاکتیکهای چریکی بوده است که در آن تجربه زیادی داریم، هرچند واحدهای منظّم در موارد خاص و بنا بر ضرورت وارد عمل شدند.»
«نخستین هدف ما حفظ اراضی و پاسگاههای ما بود، و در کنار آن، تلاش کردیم مراکز نفوذ و پایگاههای نظامی پاکستان را هدف قرار دهیم. فرمان از مرکز صادر میشد اما به فرماندهان محلی اختیار کامل داده شده بود تا بر اساس وضعیت در میدان، تصمیم بگیرند و ابتکار به خرج بدهند.»
به گفته او، در حملات سریع و ضربتی استفاده از سلاحهای سبک و کوتاهبرد توسط افراد طالبان مؤثرتر بوده است.

منبع تصویر، Getty Images
اما امیر رعنا، کارشناس امور نظامی در پاکستان، میگوید طالبان هنوز نتوانستهاند از یک نیروی شبهنظامی شورشی به یک ارتش معیاری تغییر شکل دهند و از این رو بیشتر از همان تاکتیکهای جنگهای چریکی سابق خود استفاده میکنند.
او میگوید که پاکستان یک ارتش معیاری دارد که بیشتر برای مقابله با قدرت بزرگی مانند هند طراحی شده است در حالیکه درگیری مرزی با طالبان یک جنگ تمامعیار بین دو کشور نبود، بلکه از سوی پاکستان بیشتر بهعنوان یک «عملیات ضدتروریسم با حملات بازدارنده علیه مواضع و پناهگاههای ترویستها در داخل خاک افغانستان» تلقی میشد.
به باورآقای رعنا، یکی از دلایلی که پاکستان نیروی نظامی گستردهای در مرز میان افغانستان و پاکستان مستقر نکرده است، میزان تهدیدی بود که از جانب افغانستان متوجه پاکستان میشد و «سطح تهدید خیلی بالا نبود.» از اینرو پاکستان نیاز ندید تا نیروهای ارتش خود را در مرز مستقر سازد و به نیروی مرزی موجود اکتفا کرد و از قدرت نظامی که برای نبرد با هند استفاده میکند، در این درگیری استفاده نکرد.
فرمانده طالبان گفت که آنها علاوه بر تاکتیکهای جنگ چریکی، از مزیتهای اطلاعات محلی در مناطق قبایلی نیز بهرهمند بودند.
یک مقام ارشد امنیتی دولت پیشین افغانستان که نخواست نامش گرفته شود، نیز میگوید که «اشتراکات زبانی، فرهنگی و قبیلهای در امتداد سرحد، نیروی شبکه کسب اطلاعات محلی، پنهانسازی و جابجایی را فراهم میکند که در عملیات نفوذی به عمق خطوط دشمن اهمیت استراتیژیک دارد.» به گفته او، این «پوشش اجتماعی» ظرفیت عملیاتی برای طالبان را فراهم میکند.
فرمانده نظامی طالبان تاکید بر «برتری روحیه و شجاعت» نیروهایشان میکند و انگیزه اصلی آنها را واکنش «انتقامجویی» در برابر «خصومت و تجاوز» از سوی پاکستان میخواند، اگرچه اذعان میکند که دست بالا در حملات هوایی پاکستان که «تلفات ملکی» وارد کرد، «نیروهای ما را زیر فشار قرار گرفت.»
تاکتیکهای نامتقارن جنگ چریکی و حملات انتحاری

منبع تصویر، Getty Images
شهرت افراد طالبان در استفاده گسترده از ابزارهای نامتقارن مانند بمبهای کنار جادهای دستساز موسوم به «بشکه زرد» بوده است که هزینه ساخت و اجرای کم دارند اما میتوانند خسارت و اختلال قابلتوجهی به نیروها و تدارکات طرف مقابل وارد کنند.
نمونههایی از بهکارگیری این نوع جنگافزارها در اسپین بولدک–چمن دیده شد که نیروهای طالبان با واسطه این بمبها دروازه مرزی را تخریب کردند.
برخی کارشناسان در رسانهها از امکان استفاده از افراد انتحاری نیز صحبت کردند.
اما ناظران نظامی میگویند این نوع ابزارها در جنگ میان کشورها مانند درگیری نهروزه با پاکستان، موثریت ندارند.
سلاحهای سبک؛ جنگ افزار اصلی اردوی حکومت طالبان

منبع تصویر، Getty Images
تسلیحات موجود در اختیار نیروهای حکومت طالبان عمدتاً از سه منبع تأمین شده است: بخش عمده سلاحها و تجهیزات بهجا مانده از ارتش سابق افغانستان ، ادوات نظامی به جا مانده از نیروهای امریکایی و دیگر سلاحهای که طالبان از منابع مختلف وازطریق بازار سیاه بهدست آوردهاند.
از تصاویر منتشرشده از درگیریهای طالبان با نیروهای مرزی پاکستان برمیآید، که نیروهای طالبان عمدتا از سلاحهای سبک استفاده کردند و سلاحهای سنگین و دوربرد کمتر به چشم میخورد.
بهگفته فرمانده طالبان، سلاحهای سبک و کوتاهبرد به نیروها امکان تحرک و نفوذ سریع به پاسگاههای مرزی و اهداف نظامی را میداد.
کارشناسان نظامی نیز بر این نکته تأکید میکنند که تسلیحات نیروهای طالبان عمدتاً از نوع سبک و نیمهسنگین است.
در طول دو دهه حضور نظامی امریکا در افغانستان، بیش از ۱.۶ میلیون قبضه سلاح سبک و سنگین و انواع تجهیزات نظامی به دولت افغانستان تحویل داده شده بود. براساس گزارش اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) و وزارت دفاع این کشور، که اکنون نام آن به وزارت جنگ تغییرکرده است، حدود ۷۰ درصد از این تسلیحات، یعنی بیش از یک میلیون قبضه سلاح، پس از سقوط دولت پیشین، به دست طالبان افتاده است.
سلاحهای سبکی که در اختیار اردوی طالبان است عمدتا: کلاشینکف، تفنگهای ام۱۶ و ام۴ آمریکایی، مسلسلهای سبک ازجمله ام۲۹ ، مسلسلهای سنگین پیکا ام۲ و ام۲۴۰، مسلسل داشکه (دوشکا)، راکتانداز آرپیجی ۷، موشکانداز ضدتانک ایتی-۴ و ... است.
بر اساس اظهارات فرمانده طالبان در درگیری اخیر، «دوربینهای دید در شب و سلاحهای مجهز به لیزر در حملات شبانه و دقیق مؤثریت بیشتری داشتند.»
سلاحهای سنگین قابلاستفاده نبود

منبع تصویر، Getty Images
بنا به گزارشهایی که وزارت جنگ امریکا (پنتاگون) پس از خروج از افغانستان ارائه کرد موترهای زرهی سنگین، طیارهها و تجهیزات سنگین که امریکا به اردوی دولت پیشین کمک کرده بود بهدست حکومت طالبان افتاده است.
از این تسلیحات سنگین میتوان به توپهای هویتزر ۱۲۲ میلیمتر(معروف به دی۳۰) اشاره کرد که تخمین زده میشود حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ عراده از آنها در افغانستان باقی مانده باشد. همچنین تا ۵۰ توپ هویتزر ۱۵۵ میلیمتر ، خمپارهاندازها (هاوانها) و برخی تسلیحات روسی مانند سامانه دفاع هوایی ز یو ۲۳-۲ بهدست حکومت طالبان افتاد.
بسمالله تابان که در روند انتقال تجهیزات پایگاههای امریکایی به اردوی افغانستان کار کرده، میگوید تسلیحات سنگین و دوربرد که برای جنگهای فرامرزی کاربرد دارند، هیچگاه به نیروهای نظامی دولت پیشین افغانستان واگذار نشده بود.
اما فرمانده اردوی طالبان ادعا میکند که برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان در جانب مقابل آنها از توپ، موشک و حتی هاوان استفاده نکردند.

منبع تصویر، Getty Images
حکومت طالبان در مراسمهای گذشت نظامی (رژه) خود در پایگاه بگرام، شماری از سلاحهای سنگین بهجا مانده از دوره حضور نیروهای شوروی را نیز به نمایش گذاشتهاند که ظاهرا در جنگ با پاکستان استفاده نشد. این سامانهها عبارتاند از: موشکهای اسکاد، آر-۱۷ و آر-۳۰۰ البروس با برد حدود ۳۰۰ کیلومتر، سامانه راکتی «لونا» (موسوم به فراگ-۷) سامانه توپخانهای راکتی فاقد هدایت با سوخت جامد و با برد ۷۰ کیلومتر، پرتابگر «گراد»، موشک ضدتانک «کنکورس» و «میلان» و همچنین پرتابگرهای چندگانه «اوراگان» (BM-27) که دارای ۱۶ لوله پرتاب است و با بردی در حدود ۳۵ کیلومتر، امکان شلیک انبوه راکتها بر مناطق گستردهای از میدان نبرد را فراهم میآورد. این سامانهها دستکم سه دهه است که در افغانستان بلااستفاده ماندهاند، برخی در انبارهای وزارت دفاع و برخی دیگر از مناطق کوهستانی، از جمله دره پنجشیر، بهدست آمدند. وزارت دفاع حکومت طالبان مدعی است که شماری از این تجهیزات را عملیاتی کرده است، اما ارزیابی دقیق وضعیت فنی و میزان آمادگی آنها برای استفاده واقعی در جنگ، هنوز دردست نیست.
بنا به گزارشهای اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار)، حدود ۶۱هزار دستگاه هاموی و زنجر و صدها زرهپوش سنگین بهدست حکومت طالبان افتاده است اما مقام امنیتی دولت پیشین افغانستان میگوید این نوع وسائل زرهی در اردوی سابق نیز با تایرهای پلاستیکی در جریان درگیریها آسیبپذیر بودند.
فقدان نیروی مجهز هوایی؛ ضعف اردوی طالبان

منبع تصویر، Getty Images
در جنگ نهروزه، برتری عمده پاکستان استفاده از نیروی هوایی مجهز و جنگندههای پیشرفته بود. در حالیکه حکومت طالبان قوای موثر هوایی در برابر آن نداشت.
وزارت دفاع حکومت طالبان شماری از هلیکوپترهای بهجا مانده اردوی پیشین را تعمیر و عملیاتی کرده است و شماری از پیلوتها را نیز آموزش داده است اما ظاهرا در مقابله با نیروهای هوایی پاکستان وارد عمل نشدند.
به گفته بسمالله تابان، ایالات متحده در سالهای آخر حضور خود نیروی هوایی افغانستان را بهطور مناسب تجهیز نکرد و بیشتر ذخایر تسلیحات هوایی نیز به مصرف رسیده بود «از این رو، اکنون طالبان نیز دسترسی چندانی به بمبها و تسلیحات هوایی کارآمد ندارند.»
فرمانده طالبان نیز فقدان پشتیبانی موثر هوایی و دفاع موشکی را یکی از ضعفهای نیروهای طالبان در جنگ در مقابل پاکستان میداند.
بنا به گزارش پنتاگون، تجهیزات هوایی که بهدست حکومت طالبان افتاد شامل هواپیمای C-208، بالگرد MD-530، بلکهاوک، هواپیمای A-29 سوپرتوکانو، هواپیما سی۲۰۸ ،بالگردهای ترابری Mi-17، بالگردهای تهاجمی Mi-24 و بالگردهای تهاجمی سبک MD-500 است.
وزارت دفاع حکومت طالبان ادعا کرده که حدود ۶۰ فروند هواپیما و هلیکوپتر در اختیار دارد.
امیر رعنا، کارشناس نظامی در اسلامآباد میگوید پاکستان بهطور «گزینشی» از حملات هوایی استفاده کرد و هدف اصلی آن نابودی تاسیسات نظامی حکومت طالبان نبود.
پهپادهای نظامی؛ پرندههای دور از دسترس اردوی طالبان

منبع تصویر، Getty Images
با آنکه شماری از هواپیماهای بیسرنشین اسکناگل امریکایی در افغانستان بهجا مانده بود اما روشن نیست که اردوی حکومت طالبان تا چه حدی قابلیت عملیاتی استفاده از آنها را دارد.
بسمالله تابان میگوید از پهپادهای تجاری کوچک که در اصل برای فلمبرداری طراحی شدهاند، برای شناسایی و در برخی موارد، حمل مواد انفجاری استفاده میکنند. در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ مقامهای دولت وقت افغانستان از بهکارگیری هواپیماهای بیسرنشین در حملات شورشیان طالبان در قندوز، بلخ، فاریاب و هلمند خبر داده بودند.
مقام ارشد امنیتی دولت پیشین میگوید هرچند احتمال دسترسی طالبان به پهپادهای نظامی سبک یا متوسط از طریق بازار سیاه یا کمکهای خارجی وجود دارد، اما تاکنون نشانهای دال بر دسترسی حکومت طالبان به پهپادهای نظامی پیشرفته و بزرگ مشاهده نشده است.
امیر رعنا، کارشناس امور نظامی پاکستان نیز گفت: «طالبان و گروههای مشابه مانند تحریک طالبان پاکستان از پهپادهای تجاری برای شناسایی و حملات محدود استفاده میکنند، اما در عمل توان بهکارگیری پهپادهای نظامی پیشرفته را ندارند.»




