درمندرا، ستاره بالیوود مشهور به «ابرمرد» در ۸۹ سالگی درگذشت

درمندرا

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دَرمِنْدرا در زمان خود جزو جذاب‌ترین مردان جهان بود
    • نویسنده, واندانا ویجی
    • شغل, بی‌بی‌سی

دَرمِنْدرا، بازیگر مشهور بالیوود که از او به عنوان «هی‌من» (ابرمرد) سینمای هند نام برده می‌شد، در ۸۹ سالگی درگذشت.

درمندرا در افغانستان با فیلم‌های اکشن کلاسیک بالیوودی ازجمله «شعله» شناخته می‌شده است.

هرچند در جهان سینما، او را به عنوان ستاره فیلم‌های اکشن می‌شناختند، اما در واقع، درمندرا بازیگری بسیار فراتر از این بود.

در فیلم هندی «انوپما»، او در نقش نویسنده‌ای حساس ظاهر می‌شود، در فیلم «ساتیاکام»، جوانی آرمان‌گرا و لجوج، که پروای جامعه‌اش را دارد، و در فیلم «چوپکی چوپکی»، معلمی است که با کمدی خود مردم را می‌خنداند.

در زندگی واقعی‌ نیز او شاعر، عاشق و پدری مهربان بود.

لقب یکی از خوش‌سیما‌ترین مردان جهان را از آن خود کرد، بر اعتیاد به الکل فایق آمد و علاوه بر این‌ها،‌ در دوره‌ای از زندگی‌اش وارد سیاست نیز شد.

اسم کامل او «دهارم سینگ ده‌ئول» است، در سال ۱۹۳۵ در پنجاب هند به دنیا آمد. مسیری را که او از نسرالی، روستای اجدادی‌ تا بمبئی پیمود،‌ از رؤیا چیزی کم ندارد.

او نه تنها در هند، بلکه در پاکستان و افغانستان نیز طرفداران بسیاری داشت.

وقتی درمندرا از راننده لاری لباس قرض گرفت

دارمندرا

منبع تصویر، Manoj Patil/Hindustan Times via Getty Images)

توضیح تصویر، درمندرا به خاطر بازیگری و همچنین سخاوتش مشهور بود

درمندرا با بازیگری مشهور شده بود، اما سخاوت او نیز زبانزد همه بود.

کتاب راجیو ویجایکار با عنوان «درمندرا؛‌ فراتر از هی‌من» پر از چنین داستان‌هایی است.

در این کتاب، از ماهیش بت، کارگردان فیلم نقل می‌شود که گفته بود:

«در صحنه فیلم دو چور به عنوان دستیار کار می‌کردم. به خاطر سهل‌انگاری من، لباس درمندرا در هوتل و دور از محل فیلم‌برداری جا مانده بود، در حالی که صحنه باید صبح زود فیلم‌برداری می‌شد، وگرنه تهیه‌کننده ضرر زیادی می‌کرد. مشکل را برای درمندرا توضیح دادم... ‌با همدردی کامل گوش داد و بعد بلند شد، به سوی راننده لاری که نزدیک صحنه بود رفت و لباس‌های چرک او را قرض گرفت. او اشتباه یک دستیار را با سخاوت و خلاقیت خود جبران کرد.»

دیلیپ کومار جرقه بازیگری را در او زنده کرد

پدرش در روستای سانه‌وال در نزدیکی لودهیانا در ایالت پنجاب در شمال هند، معلم ریاضی بود، علاقه‌ای به سینما نداشت و تماشای فیلم در خانواده‌ آن‌ها کاری دور از ذهن بود.

درمندرا در خردسالی یک روز مخفیانه فیلم «شهید» با بازی دیلیپ کومار را تماشا کرد که در سال ۱۹۴۷ روی پرده آمده بود.

او می‌گوید تماشای این فیلم و بازیگری دیلیپ کومار،‌ چنان او را مسحور کرد که انگار سرنوشت‌اش از همان روز رقم خورد.

شاید بخت نیز با درمندرا یار بود. در سال ۱۹۵۸، مجله فیلم‌فِر (FilmFare) مسابقه‌ای برای کشف استعدادهای جدید راه انداخت که اسطوره‌های سینمایی چون بیمل روی و گورو دات، دست‌اندر کار آن بودند.

در آن زمان، درمندرا در شهر مالرکوتلا کار می‌کرد. او به آتلیه عکاسی «جان محمد» رفت و گفت: «کاری کن که شبیه دیلیپ کومار به نظر برسم و مرا انتخاب کنند.»

و این درست همان چیزی است که اتفاق افتاد. پسر روستایی در آن رقابت انتخاب شد و به بمبئی رفت.

و این‌گونه داستان سینمایی‌ درمندرا آغاز شد که تا آخر، مملو از احساس، درام و تراژیدی بود.

«دارمندو» و فیلم «باندینی»

درمندرا

منبع تصویر، Prodip Guha/Hindustan Times via Getty Images

توضیح تصویر، در پایان دهه ۶۰، درمندرا شروع به بالا رفتن از نردبان موفقیت کرد

کارگردان اسطوره‌ای سینمای هند، بیمل روی، به درمندرا که او را «دارمندو» صدا می‌زد، نخستین نقش‌اش را در فیلم «باندینی» داد.

اگرچه ساخت فیلم باندینی مدتی طول کشید، اما در همان دوران سختی و انتظار، آرجون هینگورانی نیز درمندرا را برای فیلم «دل بهی تیرا، هم بهی تیرا» انتخاب کرد.

اما این فیلم پهول اور پتهر در سال ۱۹۶۶ بود که درمندرا را به عنوان ستاره مستقل به شهرت رساند. در یکی از صحنه‌های فیلم، درمندرا نقش مردی مست را بازی می‌کند، پیراهنش را درمی‌آورد و آن را بر تن یک زن بیوه و گدا می‌پوشاند.

در آن زمان، هیچ ستاره دیگری در سینمای هند بدنی مانند او را نداشت. در همین فیلم بود که نخستین بار جلوه‌هایی از لقب «هی‌من» یا «ابرمرد» گفته شد. درمندرا پس از این فیلم برای نخستین‌بار نامزد جایزه‌ فیلم‌فِر شد.

موفقیت با وجود آمیتاب-راجیش کانا

در پایان دهه ۶۰ میلادی، درمندرا پله‌های موفقیت را یکی‌یکی بالا می‌رفت، اما رقابت برای او آسان نبود.

وقتی او در دهه ۶۰ کارش را آغاز کرد، شامی کاپور، ستاره بی‌رقیب در سینمای هند بود. تا سال ۱۹۷۰، طوفان دیگری به نام راجش کانا سینمای هند را درنوردید.

درست هنگامی که درمندرا در اوج بود، گردبادی به نام آمیتاب باچان صحنه را فراگرفت.

اما با وجود همه این‌ها، درمندرا از معدود بازیگرانی بود که از دهه ۶۰ تا دهه ۸۰ میلادی، همراه با دیگر ستارگان بزرگ، کماکان در اوج موفقیت باقی ماند و همواره یکی از پرفروش‌ترین بازیگران، محسوب ‌شد.

درمندرا

منبع تصویر، Bandeep Singh/The The India Today Group via Getty Images)

توضیح تصویر، درمندرا را مرد سینمای هند می‌نامیدند

درمندرا و هی‌من

این دوران، زمان فیلم‌هایی مانند «حقیقت»، «دل نی فیر یاد کیا»، «ممتا» و «میری همدم میری دوست» بود، دورانی که کارگردانانی از جمله بیمل روی، هریشیکش موکرجی و چِتان آناند شخصیت هنری درمندرا را شکل دادند.

سپس دهه ۷۰ فرا رسید. دوره‌ای که در آن سبک منحصربه‌فرد درمندرا به‌خوبی دیده شد. اکشن، عاشقانه، کمدی، سینمای تجاری، همه‌چیز در فیلم‌هایش وجود داشت: «جیوان مریتیو»، «سیتا اور گیتا»، «چارس»، «بلک‌میل»، «چوپکی چوپکی»، یکی پس از دیگری، همگی پرفروش و محبوب شدند.

وقی فیلم «شعله» در سال ۱۹۷۵ اکران شد، محبوبیت درمندرا در نقش ویرو به اوج خود رسید.

چه در صحنه معروف بالا رفتن از تانک آب، و چه در صحنه‌های عاشقانه‌اش با هما مالینی روی گاری، این فیلم جایگاه درمندرا را در میان ستارگان سینما استوارتر کرد.

درمندرا

منبع تصویر، DARA SINGH

درمندرا در میان خوش‌قیافه‌ترین مردان جهان

نام درمندرا، در همان زمان، در فهرست زیباترین و جذاب‌ترین مردان جهان قرار گرفت.

دیلیپ کومار، الگوی او، در یکی از مراسم‌ها گفته بود: «وقتی با خدا روبرو شوم، از او خواهم پرسید چرا مرا به زیبایی درمندرا نیافرید.»

درمندرا در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفته بود: «فکر می‌کنم شاید مردم درست می‌گویند. من را هی‌من یا حتی خدایان یونان خطاب می‌کنند. اما من همیشه در ویژگی‌های خودم نقص می‌بینم. می‌ترسم روزی جایم را در دل دوستدارانم از دست بدهم.»

داستان عشق هما و درمندرا

دارمندرا

منبع تصویر، Milind Shelte/The India Today Group via Getty Images

توضیح تصویر، دارمندرا در سال ۱۹۸۰ با هما ازدواج کرد.

در همین دوران، رابطه عاشقانه درمندرا و بازیگر همکارش، هما مالینی، شکل گرفت. این درحالی است که او با پراکاش کائور ازدواج کرده بود.

وقتی درمندرا در سال ۱۹۸۰ با هما مالینی، «دختر رؤیایی» سینمای هند ازدواج کرد، سروصدای بزرگی برپا شد.

رام کمال موکرجی، نویسنده زندگینامه‌ هما مالینی با عنوان «هما مالینی؛ فراتر از دختر رؤیاها»، می‌نویسد: «در سال ۱۹۷۴، جیتندرا و والدین هما مالینی تصمیم به ازدواج آن دو داشتند... اما آن زمان، درمندرا وارد زندگی هما شده بود.»

وقتی درمندرا از ماجرا باخبر شد، مستقیماً به شهر مدراس رفت؛ جایی که قرار بود مراسم عروسی برگزار شود. او با هما تنها صحبت کرد، و آن ازدواج دیگر هرگز انجام نشد.»

در مقطعی از زندگی حرفه‌ای‌اش، درمندرا به شهرتی بی‌سابقه دست یافت، اما اعتیاد به الکل به او آسیب زد؛ چیزی که خودش نیز بعدها به آن اعتراف کرد.

درمندرای فیلم‌های درجه دو

درمندرا که زمانی با فیلم‌های کلاسیکی چون ساتیاکام و چوپکی چوپکی در اوج هنر بازیگری بود، پس از دهه ۹۰ در فیلم‌های درجه‌دو نیز بازی کرد، مانند «پاپی دیوتا»، «ویرو دادا»، «داکو بهیراو سینگ و مهاشاکتی‌شالی» که تماشای آن‌ها برای بسیاری از طرفدارانش دردناک بود.

راجیو ویجایکار، در کتاب خود با عنوان «درمندرا؛ فراتر از هی‌من» می‌نویسد: «از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ را می‌توان دوره‌ای رو به افول در زندگی حرفه‌ای درمندرا دانست. با فیلم «مونی‌بای» به کارگردانی کانتی‌شاه در سال ۱۹۹۹، او تقریباً به‌طور کامل وارد دنیای فیلم‌های درجه‌دو شد.»

در همان کتاب، از راجکومار سانتوشی، کارگردان نقل شده که می‌گوید: «به عنوان یک طرفدار درام‌جی، می‌توانم بگویم دلایل و انگیز‌هایش هر چه بود، اما او با بازی در فیلم‌های درجه‌سه جذابیتش را کم‌رنگ کرد و اعتماد هوادارانش را شکست. درام‌جی، جایگاهی را که در طول ۲۵ سال به‌دست آورده بود، با دست خود تخریب کرد. این واقعاً غم‌انگیز است.»

«بازیگری معشوقه‌ام است، گاهی از من می‌رنجد...»

با بیشتر شدن سن، درمندرا می‌توانست در سینما بیش از پیش بدرخشد، اما چنین نشد...

او در مصاحبه‌ای در لندن گفته بود: «بازیگری معشوق من است، من او را دوست دارم. مثل یک عاشق و معشوق که گاهی دعوا می‌کنند... گاهی قهر می‌کند، من دلش را به‌دست می‌آورم، گاهی من قهر می‌کنم، او مرا آرام می‌کند. اما هیچ‌وقت او را ترک نکردم.»

واقعاً هم همین‌طور بود؛ درمندرا هرگز بازیگری را ترک نکرد. گاه‌‌گاه به دیدار معشوق خود بازمی‌گشت، و هرگاه نقشی خوب پیدا می‌کرد، جادوی قدیمی‌اش دوباره زنده می‌شد.

در فیلم جانی گدار، وقتی اعضای گروهش به توانایی‌های درمندرا‌ی پیر شک می‌کنند، او می‌گوید: «سن مهم نیست، دوام مهم است» - یعنی ملاک نه سن، بلکه توانایی آدم است.

یا در فیلم «لایف اِن ا مترو، وقتی آقای اَمُل» در واپسین سال‌های عمر چند لحظه با معشوقش نفیسه علی می‌گذراند... یا در فیلم راکی اور رانی کی پریم کهانی، که در آن نقش عاشقی را بازی می‌کند که حافظه‌اش را از دست داده است...

حتی اگر برای مدتی کوتاه، آن ظرافت و جذابیت قدیمی دوباره در او ظاهر می‌شود.

فراتر از دنیای سینما، درمندرا همچنین زمانی وارد سیاست شد. آتال بیهاری واجپایی، نخست‌وزیر پیشین هند، او را تشویق کرد تا در انتخابات پارلمانی شرکت کند، و درمندرا نیز پیروز شد؛ هرچند خودش بعدها اعتراف کرد که ورود به سیاست را بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌اش می‌داند.

درامندر

منبع تصویر، HEMA MALINI OFFICE

جدا از بازیگری، درمندرا همیشه عاشق زبان اردو و شعر بود.

روزی از او درباره عشقش به زبان اردو پرسیدم، و او پاسخ داد:

«احسان‌مند ہوں زباں‌اے‌اردو تیرا تری زباں میں بیانِ احساسِ دل آ گیا» (سپاسگزارم ای زبان اردو، که احساس دل در تو بیان می‌شود.)

درمندرا چنین آدمی بود: احساساتی، عاشق‌پیشه، و ستاره‌ای اکشن با قلبی شاعرانه.

در پاسخ به پرسشم درباره شهرت گفت:

«ہوتی ہے تعریف اہمیت کی، انسانیت کی مگر قدر ہوتی ہے ترجیح نہ دے عہدے کو انسانیت پہ، بندے پر خدا کی تب نظر ہوتی ہے...»

(مقام و جایگاه همیشه مورد ستایش اند، اما ارزش اصلی در انسانیت است. وقتی انسان، انسانیت را بر مقام ترجیح دهد، آنگاه خدا نیز بر او نظر می‌کند.)

در بازیگری او سادگی و ظرافتی وجود داشت. گاه در پرده سینما نمایان می‌شد، گاه در سایه لقب «هی‌من» پنهان می‌ماند،

اما تلاش او برای تبدیل شدن به کسی به نام درمندرا هرگز پایان نیافت.

در یکی از فیلم‌هایش، دیالوگی دارد که انگار زندگی خودش را در آن خلاصه کرده است:

«کچھ پانے کی چاہ، کچھ اور بہتر کی تلاش…

اس چکر میں انسان اپنا سب کچھ کھو بیٹھتا ہے جو اُس کے پاس ہوتا ہے۔

تلاش کبھی ختم نہیں ہوتی، وقت ختم ہو جاتا ہے...»

(در آرزوی رسیدن به چیزهای بهتر، آدمی تمام آنچه را که دارد از دست می‌دهد. جست‌وجو هرگز پایان نمی‌یابد؛ این فقط زمان است که به پایان می‌رسد.)

و از قضا، دوستداران درمندرا برای آخرین بار او را در ماه دسامبر روی پرده خواهند دید. آخرین فیلمش به نام «ایکیس» قرار است اکران شود.