« قبلی|اصلی|بعدی »

زبان جنسیت‌زده

لیلا موریلیلا موری|2012-12-25 ,16:57

*لیلا موری، کارشناس مسائل زنان و روزنامه نگار است.

اگر تا دهه ۶۰ میلادی استفاده از کلمه «نیگر»- که تغییر یافته کلمه نگرو به معنی سیاه پوست است و شاید بتوان معادل فارسی کاکا سیاه را برایش در نظر گرفت- برای مخاطب قرار دادن امریکایی‌های سیاه پوست یک امر رایج بود، در قرن بیست و یکم این کلمه هم ردیف کلمات مستهجن و توهین آمیز قرار دارد و کسی به مخیله‌اش خطور نمیکند که بتواند این کلمه را استفاده کند و مورد شماتت و نقد جدی جامعه قرار نگیرد. کلمه «نیگر» سمبل زبانی انباشته از نژاد پرستی شد و نشانه تاریخی که مالامال از ظلم به نژادی دیگر است.

از آنجایی که زبان میتواند به عنوان عامل مهمی در تبیین و یا تغییر نگرشهای اجتماعی و فرهنگی در خصوص یک قوم، جنس و یا طبقه اجتماعی نقش ایفا کند و همانگونه که فعالان جنبش مدنی سیاه پوستان در آمریکا بخشی از فعالیتهایش را به پالایش و اصلاح زبان از کلمات و اصطلاحات تبعیض آمیز اختصاص دادند، زبان جنسیت زده نیز سالهاست که یکی از دغدغه های فعالان حقوق زنان و اندیشمندان فمنیست است.

زبان جنسیت زده زبانی است که به تولید و بازتولید نقشهای کلیشه‌ای زنان می‌پردازد. کلیشه‌هایی که به تشدید تبعیض‌های عمیق فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان دامن می‌زند.

مثالهای سنتی و کلاسیک از این نوع زبان جنسیت زده را میشود در زبان فارسی، مثل بسیاری از زبانهای دیگر، به سادگی پیدا کرد: «ضعیفه»، «فتنه»، «ناقص العقل»، «کمتر از زن» از جمله صفاتی است که برای تحقیر و تسخیر یک جنس به کار میرفت/میرود.

در زبان جنسیت زده معمولا صفات منفی صفاتی زنانه است و صفات مثبت مردانه. «مردانگی» صفتی با بار معنایی مثبت است که مرد بودن را به عنوان یک برتری- به خودی خود و بدون نیاز به هیچ افزودنی- میپندارد.

در چنین زبانی است که در آن فقط قول «مردانه» قول است. زبانی جنسیت زده است که در آن در اوج دعوا و درگیریها، فحشهای جنسی به اعضای مونث وابسته به طرف مقابل داده میشود، یک زبان جنسیت زده است.

علیرغم اینکه جامعه ایران، جامعه ای که صحبت از امر جنسی را بر نمیتابد و آن را تابو میداند، ولی تجربه‌های روزانه کوچه و خیابان حکایتی متفاوت دارند و انباشته است از توهینها و فحشهای جنسی.

تحقیر زبانی یک جنس در قالب طنز و جوکهای جنسی و جنسیتی امری بسیار رایج است، و البته چون با ترفند خنده و شوخی صورت میگیرد، به سختی قابل تشخیص است و عجین شدنش با عنصر خنده باعث میشود راحت تر و با کمترین انتقاد پذیرفته شود، ‌جا بیفتد و حتی با سرعت بیشتری گسترش یابد.

در زبان جنسیت زده زن در وابستگی با مرد و یا در مرتبه‌ای فرودست تر از مرد قرار میگیرد و به واسطه این وابستگی به رسمیت شناخته میشود: والده (فرزند پسر)، همشیره (برادر)، عیال/منزل (شوهر).

هر روز میتوان نمونه هایی از کلیشه‌های زبانی جنسیتی را در نوشته‌های وبسایتها و وبلاگها و روزنامه ها مشاهده کرد.

بسیاری از این کلیشه ها در رسانه های فارسی زبان بدون آنکه به طورجدی مورد نقد و پرسش قرار گیرند مرتبا در حال تولید و بازتولیدند. به کار بردن صفات زنانه برای تحقیر شخصی که مورد انتقاد و تنفر است در نوشته روزنامه نگاران و نویسندگان دیده میشود.

در زبان جنسیت زده، متنها و اعلامیه‌های سیاسی و روشنگر هم از افتادن در دام کلیشه‌های زبانی مصون نیستند. فعال زن سیاسی با برجسته شدن نقشهای سنتی‌اش شناسانده میشود.نسرین ستوده اول مادر است بعد وکیل و فعال حقوق بشر.

زنان مبارز و معترض و در بند «شیر زن» میشوند، چون زن بودنشان به تنهایی نمیتواند بار شجاعتشان را به دوش بکشد. «زنانگی» در زبان جنسیت زده ‌احتیاج به پسوند و پیشوندی «مردانه» دارد تا مقامش را ارتقا دهد. بسیار دیده‌ایم تعاریفی از این قبل « آن زن برای خودش یک پا مرد است». اگر هم زنی الگویی قابل تحسین است، این تحسین به واسطه دارا بودن صفات «مردانه‌» است.

بدون شک برای رفع این کلیشه‌ها و تبعیض های زبانی باید قدمهایی برداشت، حداقل اگر اعتقاد داریم که زبان جنسیت زده به ادامه حیات تبعیضهای جنسی و جنسیتی کمک میکند.

ابتدایی ترین قدم میتواند این باشد که حساسیتهایمان را نسبت به کاربرد این کلیشه‌ها افزایش دهیم و بی تفاوت از کنار آنها نگذریم. در هر گفتگو، مکالمه و نوشتار سعی کنیم این کلیشه‌ها را شناسایی و به آنها واکنش نشان دهیم.

قدم دیگر را شاید باید کسانی که در تولید و استفاده مکرر از زبان در قالب نوشتار روزانه و ادبیات دستی دارند، بردارند. آنانی که به عنوان الگوهای فکری و اجتماعی و سیاسی مورد توجه جامعه هستند باید در استفاده از کلیشه‌های جنسیتی در کلامشان بیشتر حساس باشند.

در اصل برای نقد یک زبان تبعیض آمیز باید استفاده از زبان از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه آورده شود. بدین معنی که مرتب کلام و زبان مورد نقد و تحلیل و اصلاح قرار گیرد. البته این نقد زبان فقط محدود به جنسیت نمیشود. بلکه شامل کلیشه های قومیتی، نژادی و طبقاتی نیزهست که نمونه‌های هر روزه اش را در جوکهای قومیتی می‌بینیم.

برابری اجتماعی بین زن و مرد بدون پالایش زبان از تبعیض ها و کلیشه‌های جنسیتی شاید بسیار سخت حاصل شود و برای پیش بردن این امر باید در عرصه‌های مختلف به فعالیت دست زد.

مبارزه برای برابری سیاسی و اقتصادی و حقوقی باید همزمان با تلاش برای زدودن زبان از کلیشه‌ها‌ و تبعیض‌های جنسی و جنسیتی باشد.

اظهار نظرهااظهار نظر کنید

  • 1. نوشته شده در ساعت 20:33 روز 2012-12-25 ,asadi :

    بسیار زیبا و سودمند بود.
    مثالهای دیگر خاله زنک و عجوزه و ... هستند. در مقابل آزادمردی ، قول مردانه ، مثل مرد و .... هستند.
    از همه دردناک تر اطلاق صفتتهای جنسی زشت به بستگان مونث طرف مقابل است که بسیار شرم آور و دور از انسانیت و آزادگی است.
    متشکرم.

  • 2. نوشته شده در ساعت 21:37 روز 2012-12-25 ,yaser :

    با عرض تاسف هر بیسوادی هوادار حقوق زنان میشه وبا مقالات سخیف ارزش دفاع از حقوق زنان رو پایین میاره.یعنی وقتی گفته میشه شیر مرد؛چون مرد بودنشان به تنهایی نمیتواند بار شجاعتشان را به دوش بکشد.و یا همشیره یعنی آنکه با دیگری بدون قرابت نسبت ، از یک پستان شیر خوردو این کجاش تبعیض جنسیت میشه..و یا والده یعنی جنس مونث که زایش میکنه:که یک کلمه عربی است...وکلمه مرد دو معنی متفاوت داره یکی عام که دلالت بر جنسیت ودیگری خاص که دلالت بر شجاعت و وقتی گفته میشه:آن زن برای خودش یک پا مرد است منظور شجاعت اون زن است..و در آخر نویسنده اگر نمیداند بداند که سخترین کار مادر بودن و با احترام ترین لقب مادر بودن است..

  • 3. نوشته شده در ساعت 5:01 روز 2012-12-26 ,reza :

    خانم موری، به نظر شما، نقش "دین اسلام"در بوجود امدن چنین فضایی در حال حاضر چقدر است؟
    مثبت بوده است و یا منفی؟

  • 4. نوشته شده در ساعت 8:22 روز 2012-12-26 ,علي بويري :

    به موضوع بسيار جالبي اشاره كرديد.بايد همه ما سعي كنيم . اما كاري بس مشكل است. چون اين كليشه ها از دوران كودكي در ذهن ما نقش بسته اند و رفع آنها نياز به تلاش وكوشش بسيار دارد. ولي بايد قدم اول را برداشت. اميدوارم اين مقاله سرآغازي باشد تا كساني كه دستي در نوشتن دارند اين كار را پي گيري كنند. البته اين نگرش نبايد باعث شود تا نويسنده اي كه مي خواهد گفتار مردمان جامعه را بازگو كند مورد بي مهري و انتقاد قرار گيرد.مثلا ما نمي توانيم به مارك تواين ايراد بگيريم كه چرا از زبان هاك و تام وديگر شخصيتهاي داستانهايش كلمه نيگر را بكار برده است. موفق باشيد.

  • 5. نوشته شده در ساعت 12:55 روز 2012-12-26 ,کورش :

    درود
    بهتر است بدانیم که شیرزن پسوند و پیشوندی «مردانه» نیست..چراکه بیشتر وقتها شیرهای ماده در طبیعت پر خطر شکار می کنند و اغلب شیر نر آماده خوری میکند.!در فهم عوام هم شیرزن هست و هم شیرمرد.البته نامرد هم بسیار گفته یا نوشته میشود که در اصل به معنای زن بودن طرف مقابل نمی باشد.اگر شخصی فرد دیگری را خالی از صفات مشخص مردانه ببیند با بکار بردن این کلمه فقط حالت وی را توصیف میکند.شاید فرض بر خنثی بودن وی است.فکر نمیکنم که در این مورد جنس برتر و بدتر مطرح باشد.در ضمن بیشتر زنان هم وقتی با مرد بی کفایتی برخورد میکننداو را نامرد خطاب میکنندو حتی گاه به شوخی همجنس خود را نامرد صدا میکنند.جالب اینجاست که خود زنان از مرد و مردانگی اسطوره ها برای خود در ذهنشان ساخته و پرداخته اند.

  • 6. نوشته شده در ساعت 13:08 روز 2012-12-26 ,سانز :

    این نوشته بی دقت و پوپولیستی تهیه شده است. در اینکه در جامعه ایرانی زنان با مردان در بسیاری زمینه ها برابر نیستند تردیدی نیست و در اینکه در بسیاری موارد احترام کافی هم دریافت نمیکنند بازهم تردیدی نیست. ولی دلایل ارایه شده در این نوشته نشان از نابرابری ندارد که بیشتر نشان از بی ادبی کلی در محاورات ایرانی دارد هم نسبت به مردان هم نسبت به خانمها.

    نامرد؟ مردکه؟ مردک؟ ناکس؟ پفیوز( = مردی که توان حمایت از اعضای خانواده را ندارد) شیطان صفت؟ اینها برای مردان نیست؟
    "شیر زن" را چرا بایدصفتی مردانه بدانیم؟ شجاعت را چه کسی از صفات زنان برنمیشمرد و تنها در قلمرو اقایان محدود کرده است؟

    عزیزی هم که سوال ازارتباط موضوع با اسلام کرده است هم به نظرم باید دقت داشته باشند که فرهنگ عربی - شبه جزیره عربستان عمدتا- را نباید ضرورتا با اسلام برابر گرفت. شرایط زنان در جوامع محتلف عمدتا بر اساس فرهنگ کلی - که تاثیر کمی از دین رایج دارد - بهتر قابل توضیح است.
    اسلام در اندونزی هم رایج است در ایران هم در تونس هم ولی تحدید زنان در هر کدام از این جوامع فرق میکند. به کشورهای پایین صحرا و غرب افریقا توجه کنید که از اساس مسلمان نیستند آیا رفتار بهتری نسبت به زنان دارند؟
    در جوامع مسیحی هم نگاه بسیار متقاوت است. میدانستید کمتر از چند دهه است که زنان در سویس اجازه رای دادن دارند? یعنی دقیقا از ۱۹۷۱ ؟ ایا باید پذیرفت مسیحیان در اساس با حقوق زنان و برابری با مردان مخالفند؟ حتی فرانسه مهد ازادی و آزادی زنان به خصوص تنها از سال ۱۹۴۴ به زنان اجازه رای داده است. در حالیکه در اندونزی مسلمان زنان از حدود ۱۹۳۰ اجازه رای دادن داشته اند.

    متاسفانه از آفتهای تحرکات ما برای ایفای حقوق زنان افراط گرایی، بی مطالعگی ، ابزار شدن برای مقاصد سیاسی - مانند وارد کردن موضوع دین اسلام - بوده است و باید آگاهانه از آنها پرهیز کرد.

  • 7. نوشته شده در ساعت 17:18 روز 2012-12-26 ,مهدی :

    ای کاش میفهمیدم بی بی سی این ناظران را بر اساس چه مبنایی انتخاب میکند!!
    ملتی که فعالین حقوق زنانش بی سوادانی این چنین باشند، روزگارش به از این نمیشود!

  • 8. نوشته شده در ساعت 17:59 روز 2012-12-26 ,ali :

    مقاله بسیار سطحی و بی ارزش است

  • 9. نوشته شده در ساعت 23:47 روز 2012-12-26 ,حسن رضایی :

    بحث بسیار خوبی است. دو نکته دیگر؛ یکی اینکه زبان فارسی از این جهت که مونث و مذکر ندارد از معدود زبانهای زنده دنیا در قبول برابری جنسی است. و نکته دیگر اینکه به همین منوال می شود بحث جنسیت زدگی را در قلمرو زبان سیاسی، زبان دینی و به خصوص زبان حقوقی کشور و واژگان نظام قانونی نیز پیگیری کرد. برای مثال، از نمونه های آشکار قانون جزای ایران مثل نصف بودن دیه زنان که بگذریم، به نظر می رسد حتی در مواردی که قانونگزار به زعم خویش قصد کرده است از زن حمایت کند باز هم دز همان چرخه جنسیت زدگی این کار را می کند مثل ماده 645 قانون جزا که هرچند در جهت حفظ امنيت و آسايش زن و رفع عسر و حرج از وي در اثبات رابطه زوجيت است ولی فقط مردي را كه بدون ثبت در دفاتر اسناد رسمي مبادرت به ازدواج دائم، طلاق و رجوع نمايد به مجازات حبس تعزيري تا يك سال محكوم كرده است اگرچه عقد ازدواج با قصد و رضاي زن و مرد توامان واقع مي‌گردد؛ اما قانون‌گذار در اين ماده صرفاً براي زوج كه مبادرت به ازدواج بدون ثبت آن در دفاتر رسمي نموده است،مجازات تعیین کرده است. گویی زن ضعیفتر از آنست که بخواهد مشمول این حکم قرار گیرد!

  • 10. نوشته شده در ساعت 3:46 روز 2012-12-27 ,آرمین :

    بنظر من فمنیست ها از نظر افراطی گری با طالبان تفاوت آنچنانی ندارند. برای مثال، من دلیلی نمیبینم که واژه "شیر زن" توهینی به زنان باشد! همانطور که زن بودن و صفات زنانه داشتن برای یک مرد بد است، جامعه ما مرد بودن و صفات مردانه داشتن برای یک زن را نیز بد میداند. منکر این نیستم که تبعیضات زیادی برای زنان وجود دارد ولی تبعیضات کلامی و واژه ای چندان فراوان و مهم و چشمگیر نیستند که بخواهیم تنها بر روی آنها تاکید کنیم.

  • 11. نوشته شده در ساعت 10:00 روز 2012-12-27 ,رضا :

    چرا خانمها خودشون رو نقد نمیکنند؟ خانمهای ایرانی شدیدا خرافاتی هستن.

  • 12. نوشته شده در ساعت 11:58 روز 2012-12-27 ,R :

    من دقیقن با این مقاله موافقم. زبان فارسی، بخصوص زبان گفتاری و محاوره ایش رسمن ضد زن هست. به نظرم در این مقاله به مثال های خوبی اشاره شده. اما مثال ها خیلی زیادند. مثلن اینکه هروقت می خوایم به یه مرد فحش بدیم، به قوم و خویش مونثش فحش جنسی می دیم (خواهر، مادر، عمه) که به نظرم همه ی این ها نشون از عقب موندگی وحشتناک جامعه و فرهنگمون داره.

  • 13. نوشته شده در ساعت 12:39 روز 2012-12-27 ,شهروز :

    سلام --- بحث جالبی بود.

  • 14. نوشته شده در ساعت 12:58 روز 2012-12-27 ,آرشام ترابی :

    عجب! پس حتماً باید از وجود کلماتی مثل آقا دزده و آقا گرگه و دهها واژه دیگه به مرد ستیزی در ادبیات روزمره پی برد! در کل مقاله در سطح دیالوگ فیلم های کمدی بود

  • 15. نوشته شده در ساعت 13:06 روز 2012-12-27 ,داریوش :

    با این نوشته که نوعی فرافکنی است کاملا مخالفم.
    با این نوشته های نسنجیده تلاش های دیگران برای هواداری از بانوان به هدر خواهد رفت.

    امیدوارم ترکیب"جنسیت زدگی زبان " بصورت مفهومی منحرف کننده مورد استفاده قرار نگیرد.
    لزومی ندارد برای دو جنس مخالف از یک نوع زبان و ادبیات استفاده کرد ودادنه صفات مردانه لزوما ترقی ایشان را درپی نداردو ندادنه صفات مردانه به زنان عدم ترقی نیست .
    سرشت زن همواره با ادبیاتی مناسب مواجه شده است.
    همواره خانم ها مقدم بوده اند.
    *درمورد فحش های ناموسی فرافکنی شده است:فحش ها دقیقا بخاطره گرامی بودن بانوان نزد مردها و تعصب نسبت به ایشان بوجود آمده اند.هرچند فحش های مردانه کم نیستند

    *وجود واژه هایی چون فتنه ضعیفه و... در زبان های دیگر هم دیده میشود.واگر این "زبان جنسیت زده" باشد.آقا گرگه آقا دزده و...چیست؟
    خورشید خانوم ،خانم بهار،خانم گل چطور؟

  • 16. نوشته شده در ساعت 13:56 روز 2012-12-27 ,حامد :

    از بین دهها مثالی که در زندگی روزمره به چشم میخورد منتقدین یکی دوتا را که ممکن است مناقشه انگیز باشد به میان میاورند تا کل بحث را از بین ببرند. یکی در انتها میاورد مادر بهترین لقب است. ظاهرا زن باید وضع حمل کند تا محترم شود. آنهم باز بواسطه مادر بودن.
    یکی دیگر نامرد را به عنوان مثال آورده. نامرد مثل نادان، نا اهل و بسیاری توهین های دیگر که با -نا- شروع میشود نشان دهنده نداشتن یک صفت مثبت است. مثلا نادان نشان میدهد دانستن ارزش است. نا اهل نشان از ارزش اهلیت در فرهنگ دارد و نامرد هم اتفاقا در تایید موضوع مقاله نشان ارزش مرد در فرهنگ است. نازن توهین نیست. چون زن بودن اساسا در این فرهنگ ارزش نیست.

    نویسنده در مورد موضع مهمی تحریر کرده. هر موضوعی که برتری مردان را در جامعه سنتی ما به چالش بکشد با مقاومت شدید مواجه خواهد شد. نمونه اش هم بعضی پاسخهای خوانندگان است. علاوه بر مثالهای نامربوطی که ذکر شد نکته جالب دیگر این که منتقدین سواد نویسنده را به چالش میکشند.
    یعنی کسی که در یکی از بهترین دانشگاههای دنیا در حال اتمام دوره دکترا در بحث حقوق زنان است سوادش در زمینه بحث نظری در حقوق زنان کمتر از علی و یاسر و شمسی است. این نشان دهنده مقاومت شدید جامعه مرد سالار است که در مواجه با بدیهی ترین انتقادها به سادگی به هذیان گویی می افتد.

    مورد دیگری که در این مقاله به چشم میخورد استفاده از تجربیات موخر کشورهای دموکراتیک است. بحث لغات در کشورهای دموکراتیک برای گروههایی که تحت فشار بوده اند بسیار جدی است و خوب است که جامعه ایرانی با این موضوع آشنا شود.

  • 17. نوشته شده در ساعت 14:33 روز 2012-12-27 ,محمود :

    اینطوری که شما می گی پس کلا همه زبانهای دنیا جنسیت زده هستند. نگاه به انواع فحش های رکیک در زبان انگلیسی هم موید همین حرف هست. بهتره بگید که انسانها جنسیت زده هستند که خوب درست هست.نهایتا می تونستید به آدمها بخاطر جنسیت زدگیشون نقد کنید.

  • 18. نوشته شده در ساعت 14:59 روز 2012-12-27 ,سعید :

    نویسنده جسته و گریخته مطالبی از منابع غربی و انگلیسی زبان خوانده و سعی کرده به زور برای آنها در جامعه و فرهنگ ما مصداق پیدا کند. درست است که ما مشکلات خودمان را در زمینه مسائل زنان داریم اما این مشکلات فقط ترجمه گرته برداری شده مشکلات غربی ها نیستند. ما اصلاً در فرهنگ خودمان نه مساله نژادپرستی به نوعی که در آمریکا وجود داشته را داشته ایم و نه عنوان تحقیرآمیز «نیگرو» را. نه اینکه نژادپرستی و قومیت محوری و یا حتی برده داری نداشته ایم. نکته اینجاست که جنس نژادپرستی ما با مال غربی ها لزوماً یکی نیست.
    در مساله جنسیت در زبان هم نویسنده اتفاقاً به زبانی پیله کرده (زبان فارسی) که اصلاً نه ضمیر و نه هیچ مشخصه جنسیتی ندارد. برخلاف زبانها اروپایی که حتی اشیاء هم باید مذکر و مونث باشند. فارسی زبانی است مستقل از جنسیت و چسباندن این اتهامات ترجمه ای به زبان فارسی کاملاً بی پایه است.

  • 19. نوشته شده در ساعت 16:54 روز 2012-12-27 ,اردشیر :

    ما زبان جنسیت زده نداریم بلکه فرهنگ جنسیت زده داریم. زبان فارسی به سبب نداشتن تأنیث و تذکیر به لحاظ گرامری اتفاقا برابری جنسیتی را به بهترین شیوه رعایت می کند. مشکل ما فرهنگی است که به حوزه زبان سرریز می شود. فرهنگ را که اصلاح کنیم زبان خود به خود اصلاح می شود. بنابراین بدون دلیل گناه را به گردن زبان فارسی نیندازیم.

  • 20. نوشته شده در ساعت 18:01 روز 2012-12-27 ,Hamoon :

    به نظرم اين ديد خيلی سطحی است که شما بگيد "مرد" و "مرد بودن" فقط بر ميگرده به جنس نر! شما در زبان انگليسی هم داريد که "man" هم به جنس نر اطلاق می شود و هم به "انسان" پس از ديد شما انگليسی هم "زبان جنسيت زده" است!!،ببينيد برای دفاع از حقوق زنان خيلی مسايل ديگه هست که بايد بررسی شود نه اينکه به عنوان دفاع از حقوق زنان،وارد "زبان شناسی" شويد که فکر نمی کنم اصلاً در حيطه تخصص شما و موضوع دفاع از حقوق زنان باشد،ديده بودم چندی پيش کسی از خانم کلينتون انتقاد می کرد،که چرا ايشان نام فاميلی شوهرشان را برای خود انتخاب کردن!!! متأسفانه بعضی اوقات بجای گشتن دنبال ريشه،به حواشی می پردازند و بجای احقاق حقوق زنان ،مسايلی رو مطرح می کنند که دردی از حال و روز زنان دوا نمی کند.

  • 21. نوشته شده در ساعت 20:29 روز 2012-12-27 ,سارا زمانی :

    عزیزانی که مقاله را سطحی و پراشکال ارزیابی میکنند، لطفا توجه داشته باشین، از کل متن، تنها همین یک نکته اش که به لزوم افزایش سطح حساسیتمون نسبت به کلمات و اصطلاحات کاربردی روزمره اشاره داره، بسیار باارزش و قابل توجه است و جای کار زیادی داره.

  • 22. نوشته شده در ساعت 6:49 روز 2012-12-28 ,حسين :

    به اين ميكن يه مقاله آبدوغكي؛
    اول از همه پالايش زبان محاوره اي انگليسي از كلمه نگرو و نيگر چه خوبي داشت كه اون رو ستايش ميكنيد؟ يك كلمه انگليسي black جانشين كلمه لاتين نگرو شده، هر دو با يك معني و يعني سياه ، فقط يك تابوي احمقانه ايجاد كردند و كلمه بيگناه نگرو رو تبديل به فحش كردن و حالا موندن كه متون ادبي قديمي رو هم بايد از اين كلمه پاك كنن يا نه؟
    دوم اينكه مثالهايي كه از" ضعيفه و فتنه و . .." زدين كاركرد هاي فرهنگي اند نه كاركرد هاي زباني، و كسي كه اونا رو بكار ميبره دقيقا همون منظور رو داره نه اين كه يك كلمه رايج را فارق از معنيش بكار برده باشه، توهين ها و فحش هاي جنسي هم كه اين روزا بيشتر از كوچه بازار پايين شهر ايراني، توي هر فيلم انگليسي و هر دقيقه شنيده ميشه هم نشانه تبعيض آميز بودن جنسيتي زبان ما يا انگليسي نيست بلكه فقط بيانگر اينه كه تجاوز به عنوان سمبل بدترين تحقير بشري بدليل ساختار جسمي زن و مرد فقط از جانب يك مرد نسبت به مرد يا زن ديگه قابل تصوره و مثلا هيچ خانمي تو دعوا نميگه (من داداشتو ...)
    ايرادت آبدوغكي ديگري هم به كلمات والده ، همشیره، شيرزن و ... گرفته بودي كه به هيچ وجه به معني تبعيض جنسيتي فارسي يا بقول شما جنسيت زده بودن فارسي نيست.
    فقط ميمونه مردانگي و قول مردانه كه در اين دو مورد كمي حق با شماست، البته برخي ميگن مرد در فارسي دو معني داره يكي جنسيتي و ديگري به معني انسانيت و بشريت، برخي هم ميگن اين كلمات ميراث هزاره هاي گذشته است كه زن ها بواسطه همون ظلم هاي چند هزار ساله كه بهشون شده بوده در برخي از خصايل پسنديده از مردها عقب بودن و مثلا قولشون قول نبوده كه البته اگر اثبات كنين پالايش زبان فارسي از اين دو عبارت كمكي به رفع تبعيض جنسيتي ميكنه ميشه اونها رو هم حذف كرو و مثلا گفت "قول استوار" و "اقتدار" به جاي "مردانگي".

  • 23. نوشته شده در ساعت 8:31 روز 2012-12-28 ,Tannaz :

    بنظرمن زبان فارسی تقریبا زبانی genderless است ما بجای she/he از "او" استفاده میکنیم درست است که گاهی برای تخریب شخصیت یک مرد به او صفات زنانه نسبت میدهند ولی توجهی سطحی به واژگان یا collocation هایی مثل خورشید خانم، خاله سوسکه، مهتاب خانم، شاپرک خانم و در مقابل: اقا گرگه، اقا دیوه، اقا غوله و خیلی از لغات دیگه ما رو به این نتیجه میرسونه که حتی با نفوذ اسلام افراطی (بمعنای شکل طالیبانیسم ان)اجداد ما توانسته اند این زبان را حتی الامکان با همان درصد کم جنسیت گرا به ما منتقل کنند واین جای بسی خوشحالی است. نکته قابل ذکر این است که در مقابل کلمه "شیرزن" ما در فارسی کلمه "شیرمرد" را هم داریم و من اصلا نفهمیدم چرا تویسنده محترم مقاله "شیر" بودن را نوعی تلقی مردانگی بحساب اورده اند؟ بااین حال بحث genderlectو تفاوت صحبنهای مردان و زنان از بحثهای داغsociolinguisticsاست که علاقمندان میتوانند مطالعه نمایند

  • 24. نوشته شده در ساعت 22:16 روز 2012-12-30 ,ناصر :

    من در كل با نويسنده اين مقاله مخالف ام؛ ايشون برخي ايرادات فرهنگي رو به زبان فارسي مرتبط كردن، از ديد زبان شناسي فكر ميكنم در كل حرف مهمي اين مقاله براي گفتن نداشت، برخي ديگه هم كه دفاع كردن جنبه هاي ضعف فرهنگي رو نشانه گرفتن نه جنسيت زده بودن زبان مثلا " ...مثلن اینکه هروقت می خوایم به یه مرد فحش بدیم، به قوم و خویش مونثش فحش جنسی می دیم..." اين چه ربطي به زبان داره؟؟اين مربوط به فرهنگه. به زنها راحت تر ميشه فحش داد چون تجاوز به عنوان يه كار تحقير آميز كمتر نسبت به مرد قابل اجراست و تمام زبانها از اين نظر مشتركند.
    اگر وجود چند تا كلمه محدود در زبان فارسي مثل نامرد نشونه تبعيض جنسي بر عليه زنانه پس به قول آقا داريوش كلماتي مثل" آقا گرگه، آقا دزده، و..." نشونه تبعيض شديدتر بر عليه مرداست و كلماتي مثل "خورشید خانوم ،مهتاب خانم، خانم بهار،خانم گل و..." نشون ميده زبان فارسي جقدر زنها رو درجايگاه بالاتري نشونده و مردا رو تحقير كرده...

  • 25. نوشته شده در ساعت 10:40 روز 2013-01-02 ,Sunz :

    قابل توجه سارا زمانی عزیز بالا
    متاسفانه آنچه باعث توجه به این نوشته شده بی محتوایی توشته بود نه عمق آن.موضوعات مهم را میتوان با همین بی دقتی ها لوث کرد وااز اذهان دور انداخت.
    دفاع بد بهترین روش برای تخریب بحث های پر اهمیت است

  • 26. نوشته شده در ساعت 17:47 روز 2013-01-02 ,حامد :

    ای کاش کمی جانب انصاف را رعایت میکردید. شما نشانه هایی از اصلاح این فرهنگ را در غرب مثال زدید ولی از کاهش شدید این نوع کلمات در ایران حرفی به زبان نیاوردید که به نوعی با این کار احتمالا قصد خار کردن فرهنگ ایرانیان را داشته اید.
    ولی جهت اطلاعتان میگویم که این فرهنگ به شدت در حال تغییر است و از زن ستیزی و واژه هایش به شدت کاسته شده (البته این به فرهنگ مربوط است و نه به زبان) و اصلا قابل مقایسه با حتی 10 سال پیش نیست.
    ایرانیان فرهنگ خود را داشته اند و هنوز هم دارند و در برابر فرهنگهای غربی بسیار متعادل تر هستند یکی از دلایل عمده آن این است که ایرانیان هیچ گاه نژاد پرستی و مکانیسم برده داری نداشته اند و همچنین فرهنگ ایرانیان نشان داده که پس از هر بار شکست در برابر یک مهاجم خارجی چه قدرت بالایی جهت ترمیم خود و بازگشت به اصل خود دارد این را میتوان در حمله هلنی ها و اعراب و مغول ها به ایران دید.
    با این همه هنوز ایراداتی در زمینه مورد مناقشه هست که با اصلاح برخی از ساختارها قابل اصلاح است.
    دفاع از زنان خوب است ولی شما آن را با تحقیر فرهنگ ایران اشتباه کرفته اید.
    خانم ستوده خود زبان دارد خیلی بیش از من و شما. حقوق خود را میداند و خود میداند چگونه از حقوق خود و فرزندان و موقعیت اجتماعی اش دفاع کند.
    واقعا تاسف بر انگیز است که یک ایرانی این نقد را نوشته باشد.
    کمی به نظرات نگاه انداخته و تامل کنید باشد که رستگار شوید.

    آن فردی هم که گفته فوش عمه و مادر در فارسی نشانه زن ستیزی است پس فوش های مادری که در فیلم های آمریکایی رد و بدل میشود نشان از زن سالاری است؟

  • 27. نوشته شده در ساعت 0:21 روز 2013-01-05 ,رضا :

    دوستانی که از قابلیت انکارناپذیر ترمیم فرهنگی ایرانیان با آب و تاب سخن می گویند گویا آثار و تبعات ما بعد این فجایع و وقایع تاریخی را به فراموشی سپرده اند و از سوی دیگر، خود ترمیمی را با ایستایی و رکود و مقاومت فرهنگی چه به مثابه راهی برای اعتراض به اشغالگری و تعدی به تمامیت ارضی و و چه به مثابه عادت کریه تاریخی برای یاد نگرفتن تازه ها و نشنیدن سخنان نو به کل به بوته فراموشی سپرده اند. این نکته به کنار، زبان و ادبیات بالاخص ادبیات توده عوام یا همان ادبیات کوچه آیا خلق الساعه شکل می گیرد و فرصت بروز و ظهور می یابد یا ماجرای فکر و سیر نابخردی و فقدان حکمت آن جماعت را در حافظه تاریخی شان توأمان بیاد می آورد؟ دوستانی که بشدت از جنسیت زده نبودن ادبیات کوچه ایرانی جماعت دفاع می کنند پاسخی برای این نکته احتمالا به گمان ایشان نه چندان با اهمیت ندارند؟ وانگهی، آقایان و خانم های محترم چرا ما ایرانی جماعت گرفتار تعارف و رو در وایسی با خویشتن تاریخی مان هستیم؛ چرا شرم می کنیم اعتراف کنیم که مثال سایر جماعات خاور نزدیکی تقریبا اغلب عناصر حیات اجتماعی/سیاسی/اقتصادی فعلی مان یعنی از یک سده قبل تا کنون را از همان فرنگی هایی گرته برداشتیم و بر می داریم که حال توان و حوصله اش را یافته ایم به باد دشنام و ناسزا بگیریم شان؟ و سرانجام، ماجرای زن ایرانی و زنانگی اش را نه طی سده اخیر که طی نیم قرن گذشته از یاد برده ایم؟ مسأله بر سر ضمیر دستور زبانی و له و علیه بودن اش با گفتار این نگارنده و آن نویسنده نیست مسأله دقیقا در ضمیر فرهنگی مان نهادینه شده است و کج فهمی های مان از رو در رویی با دنیای نو به نو.

BBC © 2014بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.