روز جهانی زن، حرکت با چراغ خاموش
8/03/2008, 12:08 PM
نوشته ای از پرتو پروین: تازه واردان به سرویس جهانی بی بی سی، خصوصا روزنامه نگارانی که از سرزمینهایی می آیند که چشم شان همواره به دیدن آقایان در پشت میزهای سرنوشت ساز مدیریتی و دبیری و سردبیری عادت کرده است، در همان روزهای اول نکته ای کم و بیش دور از انتظار را کشف می کنند: حضور زنها در پستهای سخت پرمسوولیت و در جای جای هرم مدیریتی این سازمان.
البته این درخت یک شبه ثمر نداده است.
در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی، زنی از طبقات ممتاز جامعه، به نام گودیوا در شهر کاونتری به مالیات سنگینی که شوهرش، لئوفریک، ارل مرسیا، پرداخت آن را برای مردم اجباری کرده بوده، اعتراض کرد. شوهر لجوج و مغرور که دخالت زن را در امور حکومتی خود برنمی تافت، گفت در صورتی می پذیرد مالیات تعیین شده را لغو کند که گودیوا برهنه سوار بر اسب در خیابانهای کاونتری ظاهر شود. برخلاف انتظار او که گمان می کرد همسرش با شنیدن این شرط برای همیشه عطای مداخله در امور سیاست و مملک داری را به لقای آن ببخشد، گودیوا شرط را پذیرفت. در روزی که به درخواست او مردم به خانه های خود رفته و تمام درها ، پنجره ها و روزنه های ساختمانها و دیوارها را بسته و پوشانده بودند، لیدی گودیوا که فقط گیسوان بلندش بدن او را می پوشاند، سوار بر اسب در خیابانهایی که پرنده در آنها پر نمی زد، شهر را پیمود و برای حاکم خیره سر راهی نماند جز آن که بار مالیات گزاف را از دوش خمیده مردم بردارد.
در تاریخ ایران هم کمتر از دو قرن پیش، زنی به گفته معاصرانش فاضل و سخنور، سربرهنه در برابر جماعتی از مردم و علمای زمانه اش ظاهر شد تا از عقیده و اندیشه خود دفاع کند. اما عاقبت او خفه شدن بدست میرغضبهای ناصری و نیمه جان مدفون شدن در چاه باغ ایلخانی بود.
با این حال امروز، به رغم تمام بگیر و ببندها و وثیقه های مالی سنگین، ممنوع الخروج کردنها و... سراسر فضای مجازی آن بخش از دنیای اطلاعات که در دست فارسی زبانهاست، آکنده از مطالب و خبرهای ریز و درشت درباره فعالیت تشکلهای زنان و تجلیل از روز زن در ایران است.
در این گوشه دنیا که در و دیوارش پر است از عکسهای ویکتوریا بکام، و مقاومت زنانه در آن، اگرچه به طنز، گاه به جان سختی تحسین برانگیزی تعبیر می شود که خانم بکام در پوشیدن دائمی کفشهای پاشنه بلند نشان می دهد، صحبت کردن از روز زن و مفهوم آن در ایران برای مخاطب اینجایی بدون ذکر مقدمه ای طولانی ممکن نیست. دنیای غرب که خود در جنبش برابری خواهانه زنان پیشگام بوده، با گذشت دهه ها از تحقق اهداف و آرمانهای اولیه این جنبش، چالشهایی را که زنان در کشورهای توسعه نیافته و جوامعی با فرهنگهای بازدارنده با آن روبرو هستند در حافظه فعال خود ندارد. با این حال، ذهنهای کنجکاو و گوشهای شنوا آن قدر هست که پروین اردلانها به دیده گرفته شوند.
می گویند جنبش زنان در ایران، امروز با چراغهای خاموش حرکت می کند. می گویند این جنبش می کوشد پرتلاش اما بی هیاهو باشد و با دستانی بی زیور و بدون عبور از خطوط قرمز ناظمان جامعه، خشتهای کج را در عمارتی کهن راست کند.
وقتی تعبیر "حرکت با چراغهای خاموش" را برای یکی از همکاران انگلیسی زبان و کنجکاو نسبت به فعالیتهای مدنی زنان ایران ترجمه کردم با لبخندی گفت چراغ روشن یا خاموش چندان مهم نیست، مهم حرکت است، حرکتی اصلاح گرا که همراه با دیگر جنبشهای مدنی شاید به تغییر قوانین تبعیض آمیز و در نهایت به ارتقا فرهنگ جامعه منجر شود.








