خب سفر ما تموم شد. دوشنبه شب که شب فوت مولانا بود و به شب عروس معروفه آخرین مراسم رسمی در مرکز فرهنگی مولانا برگزار شد. از رئیس جمهور و نخست وزیر تا رئیس مجلس و رهبر حزب مخالف همه بودند و مراسم به طور زنده از شبکه تلویزیون دولتی ترکیه هم پخش شد. با وجود پخش اشعار به زبان فارسی و وجود نشانه های این زبان در همه جا، رهبران سیاسی ترکیه اشاره ای به ایران نکردند. البته شاید نبود هیچ مقام رسمی ایرانی هم بی تاثیر نبود. به هر حال ایرانی های بیشماری که برای دیدار مقبره مولانا به قونیه میان چنان با مولانا احساس نزدیکی می کنن که احتیاجی هم به یادآوری مقام های سیاسی ندارن.
معمولا تو هر سفر برای یادگاری آدم یه نشانه ای از اون محل با خودش برمی گردونه. تو قونیه هم مثه جاهای دیگه توریستی کلی مغازه یادگاری فروشی هست و چون محور سفر به این شهر مولاناست، یادگاری ها هم به مولانا مربوط می شن. ما هم سری زدیم به یکی از این مغازه تا هم یه یادگاری بخریم و هم ببینیم این اجناس از کجا میان و چه کسی اونا رو می خره.
چند روز بود می شنیدیم یه غذای محلی در قونیه هست به اسم مولانا. حسابی کنجکاو شدیم ببینیم این غذا چیه و چرا اسمش مولاناست. اشتهای مسافر هم که می دونین زیاده ... خلاصه با پرس و جو فهمیدیم بهترین رستورانی که این غذا رو درست می کنه در مرکز شهر چند صد متری مقبره مولاناست. رفتیم و دیدیم حسابی شلوغه. صاحبش گفت بریم چند ساعت بعد بیایم. مجبور شدیم بریم رستوران بغلی نهار بخوریم و یه کم فیلم بگیریم از شهر و چهار تا فنجون چای دبش قند پهلو تو چای خونه روبرو بخوریم تا بهمون وقت بده. ولی خب ارزششو داشت انصافا خوشمزه بود، هرچند دیگه چندان گشنه نبودیم ...
امروز رفتیم سراغ مقبره مولانا در مرکز شهر قونیه. شهری که با وجود جمعیت چند میلیونی اش، کمتر شباهتی به مثلا استانبول داره و از امکانات مدرن به نسبت بی بهره است. مقبره مولانا هم حال و هواش کاملا با آنچه صرفا می شه از قبر یک شاعر و ادیب انتظار داشت متفاوت بود. اگر کسی ندونه قاعدتا می تونه تصور کنه که اونجا یک شخصیت مقدس مذهبی دفن شده. مردم یا در حال دعا هستند یا در خودشون فرو رفتن. البته به قول یکی از ایرونی ها که اونجا باهاش مصاحبه کردیم این مقبره با زیارتگاه های مذهبی هم متفاوته چون مردم از مولانا طلب و حاجتی ندارن و صرفا برای آرامش روح خودشون میان اینجا. خودتون تصاویری از مقبره مولانا رو ببینین و بشنوید که چند ایرانی عامل جذابیتش رو چطور تعبیر می کنن. باقی مطالب و عکسها در صفحه ویژه مولانا
امروز همراه همکارم مهرداد فرهمند وارد قونیه در مرکز ترکیه شدیم تا هشتصدمین سالگرد تولد مولانا رو گزارش کنیم. هنوز بار و بندیل رو جابجا نکرده زدیم به شهر تا مقدمات کار رو آماده کنیم. رفتیم به مرکز فرهنگی مولانا تا مجوز تصویربرداری از مراسم رقص سماع رو بگیریم که دیدیم برنامه ای در جریانه و بدون دردسر اجازه فیلمبرداری هم دادند. تکه هایی پراکنده از این برنامه رو اینجا می بینین. صفحه ویژه مولانا هم در سایت تا یکی دو ساعت دیگه راه می افته و مرتبا مطالب تازه بهش اضافه می شه. گزارش های رادیویی خواهیم داشت، بخش هایی از فیلم هامون رو در یوتیوب می گذاریم، عکس ها رو بلافاصله در فلیکر می تونین ببینین و منتخبیشون رو در سایت و اینجا سعی می کنیم روزانه یادداشت هایی بنویسیم و نهایتا هم یه گزارش مفصل ویدیویی بعد از برگشتمون و تا آخر هفته آینده در سایت خواهید دید. پس به قول مجری های تلویزیونی با ما باشید و نقد و نظری اگر دارین از راه های مختلفی که می دونین برامون بفرستین.