"شتاب کن ناصری"
24/04/2007, 11:30 PM
بنزین ما تمام شد. هر سه به شدت خسته ایم. بهزاد و من امروز (سه شنبه) مسیر بیت المقدس تا تل آویو را تقریبا بیهوش طی کردیم. امید، صبح زود راهی تل آویو شده بود تا از فرصت جشن های تاسیس اسراییل، استفاده کرده و با جمعی از ایرانیانی که بساط سور و ساطشان در پارک یارکون به راه بود، به گفتگو بنشیند.
بهزاد و من بیت المقدس را دیرتر ترک کردیم. "ویا دلاروسا" یا "طریق الآلام" را ندیده بودم. بهزاد هم مسجد الاقصی و قبه الصخره را از دست داده بود. دیروز، برای دومین بار به دیدار دیوار ندبه و الحرم الشریف رفتم و چند صد عکس گرفتم که حاصل کار به لطف زحمات امید، روی فلیکر قابل مشاهده است. بهزاد هم، همسفر عیسی مسیح شده، طریق آلالام یا مسیر رنج و محنت را با او پیموده بود. دیشب، بهزاد اوقاتش تلخ بود که چرا برای دومین بار به الحرم الشریف، راهش نداده اند.
بنا بود امروز، همگی با هم راهی تل آویو شویم، اما نه من حاضر بودم بدون دیدن مسیری که عیسی مسیح، صلیب بر دوش از جلجتا بالا رفت و مصلوب شد راهی تل آویو شوم و نه بهزاد می خواست بدون دیدن مغاره الانبیا و مسجدالاقصی از بیت المقدس خارج شود.
نهایتا قرار شد امید زودتر از ما به تل آویو برود. بهزاد و من اول به الحرم الشریف رفتیم. دم در، دوباره گیربازار بود. الفاتحه خواندیم و اجازه ورود صادر شد. از مسجد براق و مسجد الاقصی دیدار کردیم اما کارمان مقابل مسجد قبه الصخره گره خورد. مردی که مقابل در نشسته بود گفت الفاتحه بخوانید. اعصابم خط خطی شد. به سرعت خواندم و بعد به اعتراض گفتم "مرد حسابی، ما روزی چند بار باید امتحان مسلمانی پس بدهیم اینجا؟" خوشش نیامد و گفت راهتان نمی دهم. به رئیس الحرس مسجد متوسل شدیم و عاقبت با وساطت او، بهزاد به آرزویش رسید.
از الحرم الشریف خارج شدیم و پا در جای پای عیسای ناصری گذاشتیم. طریق الآلام، مسیر سربالایی است که گفته می شود عیسی مسیح، صلیب بر دوش آن را پیموده است. در طول مسیر، هر جا که عیسی از فرط خستگی از پای افتاده و بر زمین خورده، کلیسایی بنا شده است. جای جای این مسیر نسبتا طولانی را با عیسی پیمودیم. تا جایی که باتری دوربین اجازه می داد، عکس گرفتم.
وقت تنگ بود و مسیر را باید به شتاب می رفتیم. بازدید از جایی که عیسی مسیح به صلیب کشیده شده بود، اندکی به درازا کشید. به سرعت از صلیب و سنگی که پیکر عیسی را بر آن قرار داده بودند عکس گرفتم. به همه اطاق های تو در توی کلیسایی که در این مکان ساخته شده است هم سرک کشیدم و لحظات حاکم بر کلیسا را تا جایی که می شد، ثبت کردم. در نقطه ای، جمعیتی به صف ایستاده بودند و یکی یکی وارد اطاقی می شدند و کشیشی، دعایی می خواند و نوبت به دیگری می رسید. از زنی که در انتهای صف ایستاده بود، پرسیدم این "صف برای چیست؟"
گفت "می دانی وقتی پیکر بی جان عیسی را در غاری قرار دادند، پس از سه روز چه شد؟" گفتم "بله، وقتی در غار را باز کردند، او رفته بود." گفت "اینجا، همان جایی است که غار، قرار داشته."
وقت تنگ است و صف طولانی. تاکسی را برای ساعت یک، رزرو کرده ایم و امکان ایستادن در صف نیست.
به سرعت به سمت هتل راه افتادیم و حدود ساعت سه در تل آویو بودیم. باچند نفر از ایرانیان صحبتی داشیم که گزارش هایش را به زودی در سایت و رادیو، خوهید دید و شنید.
ساعت الان یازده نیم شب به وقت اسراییل است. فردا صبح زود عازم حیفا هستیم. بی خوابی امانم را بریده است.









اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
در مورد اعتقادی که مسلمانها به معراج حضرت عیسی دارند چیزی نشنیدید یا تحقیقی نکردید؟
طبق اعتقاد ما همه این مسیر و ... بی معنی و ساختگی به نظر میرسد یا شاید مسیری بوده که بدل حضرت عیسی پیموده؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بسیار عالی. درست مثل همه بیست و جند پست دیگرتون درباره این سفر. حقیقتاً و بدون اغراق، به قدری لحظه لحظه سفر رو خوب شرح می دین و فضای محیط رو ملموس کردین که در تمام این مدت، حس می کردم که خودم هم در این سفر با شما همراه بودم و دیده های شما رو با چشم های خودم دیده ام.
بر خلاف نظر برخی دوستان که کم لطفی کرده و از تفاوت نوشته های اعضای این تیم انتقاد کرده بودند، من معتقدم که اتفاقاً یکی از مثبت ترین نکات این سفر و سفرنامه، همین تفاوت نگاه و دیدگاه شما سه نفر با هم بود. به عبارت ساده تر، این تنوع و تفاوت ها باعث می شد که خوانندگان مختلف با سنین مختلف، اقشار اجتماعی متفاوت، خواستگاه ها و اعتقادات و حتی ادیان متفاوت و متنوع، بتونن با شما هراه بشن و هریک به فراخور حال خود، از این سفرنامه بهره ای ببرند.
بنابراین لازم می دونم که ضمن تشکر از خود شما مهدی، امید و بهزاد، از همکارانتون در لندن - که با درایت و آگاهی، اعضای این تیم رو به درستی انتخاب کرده اند- هم تشکر ویژه ای بکنم.
موفق باشید
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دروود
محشر بود...
یکی از بزرگترین ارزو هام دیدن این مسیر هستش..
حقیقتی کتمان نشدنی...صلیب عیسی.
ارماگدون و صهیون رو بزارید تو کار.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
این دویستمین پست وبلاگتان بود.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
salam
midoonam kare sakhtie, vali aghar mineveshtin ke har axe male kojast , kheili behtar bood
dar har halat, vaghean moteshakeram
در مورد اين نظر شکايت کنيد
چرا همه را به راحتی به کليسا راه ميدن ولی برای رفتن به مسجد بايد اين همه سئوال جواب شد. ميگن خدا نکنه روزی بيفته دست گدا!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با آوازی یکدست ،
یکدست ،
دنباله چوبین بار
در قفایش
خطی سنگین و مرتعش
بر خاک می کشید .
« -تاج خاری بر سرش بگذارید ! »
و آواز دراز دنباله بار
در هذیان دردش
یکدست
رشته ئی آتشین
می رشت .
«- شتاب کن ناصری ، شتاب کن ! »
............
احمد شاملو
در مورد اين نظر شکايت کنيد
لطفا براي عكسهاي داخل فليكر توضيح بنويسيد كه كجاست و .....
من روزي 3 بار براي پست هاي جديد شما اين وبلاگ رو چك ميكنم....عاليه
در مورد اين نظر شکايت کنيد
کلام خدا ميفرمايد کسی که مسيح و ميسح بودن او (يعني خدا بودن او را) را رد کند کسی جز ضد مسيح نيست.
عيسی مسيح خداوند برای گناهان من و شما و تمامی بشر بر روی صليب مصلوب شد و بواسطه اين کار پر عظمت ما در خون مسيح بخشش گناهمان را دريافت ميکنيم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بسيار عالی گزارش کرده ايد از وقتی که شما به سفر رفته ايد انگار من هم پا به پای شما آمده ام
در ضمن برای دوستان عزيزی که در مورد اديان ديگر نظر می دهند که اين راست است و آن دروغ بايد بگويم دوستان عزيز اين وظيفه ما نيست که در کار آنها دخالت کنيم و بگوييم چه چيزی حقيقت دارد . اگر می خواهيم ديگران ما را بپذيرند ما هم بايد به عقايد آنها احترام بگذاريم نه اينکه در پی ايراد گرفتن برای همه اديان باشيم به اين فکر کنيد که شايد آنها هم بسياری از عقايد ما را رد کنند
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام
خیلی سفرنامه باحالیه من که واسه هر به روز رسانی جدید لحظه شماری میکنم و
امیدوارم اطلاعات بیشتری درباره این سرزمین بدست بیارم .موفق باشید و دعای خیر بدرقه راهتان باشد
در مورد اين نظر شکايت کنيد
جشن استقلال نه جشن تاسيس لطفا اصلاح بفرماييد با تشکر
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بیشتر مذاهب (حداقل اونهایی که موافقین تندروشون مشکلات بسیاری در دنیای امروز ایجاد می کنند) مشترکات زیادی دارند و مشترک مکانی اونها بیت المقدس (یا القدس یا اورشلیم)است! که مرکز دشمنی ها هم شده! و شاید: چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. و می شه آرزو کرد که این جا عامل یا مرکز صلح و صفاشون بشه ؟ به شرط اون که تندروی ها جای خودشون رو به میانه روی و متعصبین جایشون رو به متفکرین بدهند!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
واقعا عالی شرح می دهید فکر میکنم خودم به فلسطین رفتم شب که از سر کار میام اولین کار چک کردن این صفحه است بعد صفحه اصلی بی بی سی فارسی رو نگاه میکنم از مسولین بخش فارسی بی بی سی هم به خاطر برنامه این سفر تشکر میکنم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با سلام و خسته نباشين،واقعادستون درد نکنه و مرسی که اينقدر جالب و با حال مطالب رو مي نويسد.
با اين سفر شما,باعث شد که من هم به فکر رفتن به اونجا بيفته به کلم و واقعا دوست دارم اين ميير رو بينم...
در مورد اين نظر شکايت کنيد
your report is excellent
thank you for that
please let the people of israel know that we have no animousity toward them
please let them know to keep the file of the gevernment separate from the file of melat iran
movafagh bashid
در مورد اين نظر شکايت کنيد
salam dooste aziz ..yadet bashe hazrate isa khoda nist.ino bedoone khoda hich vaght dar jesm va madeh mahdod nemishe...taze agar isa khoda bashad chera lahzei ke be salib raft goft khoda ya komakam kon va baad roo be asemoon kard....
are doost aziz man mazhabi nistam motaghedam din yani rah va ravesh zendegi baraye har kasi ke darki az khoda va vojdanesh dare amma harf shoma kamelan bi mohtava hast va hazrate isa serfan ye payambar mibashad,,albate inja jash nist ma gooroohi hasti ke toonestam kheili az masihian roo mosalman konim albate na oon mosalmani ke isreal,usa va dorost kardan(taleban,alqaede).
salam va dooros khoda bar payambaran khoda
در مورد اين نظر شکايت کنيد
lotfan kami ham dar morede israeilihaye irani tabare mashhoor benevisid
va in ke aye anha dar anja nofoozi darand ya na
besyar moshtaqam bedanam aya anha be Iran vafadarand
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خداوند در قرآن عظیم می فرماید: او (حضرت عیسی) را به صلیب نکشیدند و او را نکشتند بلکه (به خواست خدا) دچار تشابه و اشتباه شدند (و شخص دیگری را مصلوب کردند.) و یقیناً او را نکشتند. بلکه خداوند او را به سوی خودش عروج داد (و از نظر بنی اسرائیل پنهان کرد)...
در مورد اين نظر شکايت کنيد
جلال بر نام خداوند و خالق هستی "عيسی مسيح"
يقينا هيچکدام از شما انسانهايی که بر مذهب ارثی خود پافشاری مکنيد، کتابی را که به شما بعنوان مرجع فبولاندند را از ابتدا ته آخر نخوانده ايد و هيچ نميدانيد که خدای حقيقی کيست،برای چه آفريده شده ايد، به کجا ميرويد، و همچنان در گناهان خودتان غوطه ميخوريد. خود آورنده اين مذهب بخاطر گناهانی که مرتکب شده بود از خدا طلب بخشش کرد. اگر با خودتان روراست باشيد، متوجه ميشيد که گناه درد وجود شما و تمام بشربت است. شما محال است که نجات پيدا کنيد، مگر اينکه به "عيسی مسيح" خداوند ايمان بياوريد و به کاری که او بر روی صليب انجام داد و به گناهان خود توبه کنيد. انجيل را شخصا بخوانيد و اگر صادق باشيد متوجه خواهيد شد که تمام اعمال مذهبی شما بيهوده بوده و گمشده هستيد.
خداوند عيسی ميسح به شما برکت و حکمت دهد. آمين
در مورد اين نظر شکايت کنيد
شماره 17:
طبق عقيده اکثريت مسيحيان عيسی مسيح شاه اسراييل، وجود Divine دارد به اين معنی که هم پدر هم پسر وهم روح القدس ميباشد وخداوند به شکل مسيح به زمين امد وبا زجرکشيدن خود تاوان گناهان مردمان زمين را داد. يهودی و مسيحی نيازی به اموزشهای شما درباره اديان چند هزارساله قبل از اسلامشان ندارند. شما دو دستی دنبلان عمر را بچسب مبادا ول کني، کمی که تحقيق کنی هرچه باشد خليفه دوم اسلام در ايران جای پدر خيليهاست.
سعيد 25 ساله از کانادا زير بيرق انگليس
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ای کاش اين دوستانی که به اسرائيل سفر کردند، خودشان شخصا کتاب مفدس را تهيه ميکردند(البته تقريبا در بيشتر کشورها ميشود نسخه فارسي کتاب مقدس را تهبه کرد)و ميخواندند و بعد ميفهميدند چرا تمامی مذاهب ساخته شده به دست بشر بخصوس اسلام، ضديت با مسيح يعنی خالق هستی دارند. خيلی جالب است که مسلمانهايی را ديده ام که با خودشان صادق بوده و بعد از مطالعه کامل فرآن و کتاب مقدس، به تضادهای آشکار در قرآن پی برده و به حقيقت واضح کلام در کتاب مقدس اعتراف کرده و تازه با خالق و خداي خقيقي (پدر و پسر و روح القدس که هر سه يک هستند) يعنی عيسی مسيح آشنا و به او ايمان آورده اند و صاحب حيات جاودان گرديده اند.
مسيح فرمود: من راه و راستی و حيات هستم.
به او ايمان آوريد ای تمامی زمين
آمين
در مورد اين نظر شکايت کنيد
چقدر نظرات افرادي كه روي "كمال حقيقت ناب" بودن كيش و آيين خودشون اصرار دارن، چه مسلمان، چه مسيحي و چه هر مذهب ديگه، زننده و ناراحت كننده به نظر ميرسه.
هموطنان نازنينم، چرا حاضر نيستيد قبول كنيد كه اصل اول اخلاق احترام به عقايد ديگران هستش؟
دوست عزيز مسيحي كه نوشتي ديگران كتاب دينيشون رو يك بار هم كامل نخوندن، من هم قرآن رو بارها كامل خوندم، و هم ورژنهاي مختلف كتاب مقدس رو. اما تو هيچ كدوم نديدم كه خدا از من يا شما خواسته باشه كه به زور يا كنايه، اصحاب ساير اديان رو به دين خودمون بخونيم، يا بدتر، وادار كنيم.
----
مهدي خان پرپنچي، با هر متن جديدي كه ميخونم ازت، بيشتر علاقمند ميشم از نزديك باهات آشنا بشم. ايشالا به زودي
در مورد اين نظر شکايت کنيد