بشکه باروت
21/04/2007, 12:02 AM
امروز به شهر قدیمی بیت المقدس (اورشلیم) رفتیم. سعی کردیم به نماز جمعه برسیم. از بازار رد شدیم و دم در ورودی منتهی به محوطه مسجد الاقصی و قبه الصخره با پلیس اسرائیل روبرو شدیم. اول می خواستن بدونن که ما مسلمونیم یا نه و بعد هم کارت های خبرنگاری و پاسپورتمون رو چک کردن. حالا دو قدم اونطرف تر نوبت مسئولین حفاظتی مسجد بود که مطمئن بشن ما مسلمونیم. راهی جز خوندن سوره حمد نبود اما بعد که گفتن نمی شه از نماز فیلمبرداری کرد، من منصرف شدم و برگشتم تا بعد از نماز برم داخل. بیرون دم در کنار سربازای اسرائیلی وایستادم و منتظر ... احساس می کردم فضا خیلی سنگینه و همه این آرامش به مویی بنده. نماز تموم شد و جمعیت هجوم آوردن به بیرون. چشم ها و نگاه ها رو دنبال می کردم. خیلی آسون می شد حدس زد که چطور می شه با یه اتفاق ساده یهو همه چی عوض شه و مثه همه اون دفعاتی که اتفاق افتاده آتیش درگیری و خشونت همه جا گیر شه. پیرزنی موقع عبور به میله حفاظ سربازای اسرائیلی خورد و با عصبانیت میله رو هل داد یه طرف دیگه. سرباز مسئول به سرعت اومد و کل میله هاشونو عقب کشید و چند سانتی بیشتر راه رو برای عبور و مرور باز کرد. چشم ها در هم می افتاد و می دیدم که گاه چه خشمی از اونها بیرون می جهد. این وسط بچه ها از همه بی خیال تر رد می شدن و گاهی با لبخند یا اشاره سلامی به مامورای پلیس می کردن. حدس زدم باید کار سختی باشه تحمل این نگاه ها رو کردن، خصوصا برای مامورایی که سن و سال زیادی هم ندارن و احتمالا به راحتی درک نمی کنن این فلسطینی ها اونها را به چشم اشغالگر نگاه می کنن.









اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
ما ايرانيها مضحک ترين ودرعين حال خطرناک ترين خصوصيتمون توانايی صحبت کردن درباره چيزهايی که کوچکترين اطلاعی ازشون نداريم اونهم با حرارت و تعصب بچگانه است.اسراييل پيشکش همين صحبتهای روزانه درباره قران واسلام.نصف اونقدر باتعصب راجع به قران حرف ميزنن که ادعا ميکنن جونشون رو در راهش ميدن.نصف مردم هم با همون مقدار تعصب فحش ميدن بهش. من امار ندارم اما از کسانی که من باهاشون تو زندگيم در اين زمينه حرف زدم دو يا سه نفر بودن کسايی که قران رو خونده بودن و درباره اش حرف ميزدن.بقيه مهمترين مساله زندگيشون يا مهمترين دشمنيشون دليل کافی نبوده که يه دو ساعت وقت بذارن اول از رو قران روزنامه ای بخونن ببينن توش چی نوشته بعد دهن واکنن.
در مورد اين وبلاگ. از مردم هميشه در صحنه غيرتمند اسلامی خلخالی انقلابی باسواد باشعور که با همت بالا وسطح معلوماتشون هر روز گلزار ايران رو وسيعتر وخوشبوتر ميکنند استدعا ميکنم برای زنگ تفريح هم که شده دهنشون رو ببندن گوششون رو وا کنن ببينيم اين يارو که رفته و ديده چی ديده.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
چقدر خوب با کلمات، صحنه رو توصیف کردی.
ممنون
در مورد اين نظر شکايت کنيد
توصیف عالی بود.
راحت تونستم تجسم کنم.
فیلمبرداری ممنوع بود، عکاسی از جاهای دیگه داخل محوطه هم به دلایل امنیتی ممنوع بود؟
پس چرا فقط از در؟
کاش عکسی از جمعیت گذاشته بودی.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
دروود
باید عرض کنم شما خیلی بهتر از بهزاد توصیف میکنید..تقریبا کامل و زیبا
با پرداختن به جزئیات...
درخواستم رو دوباره اعلام میکنم..
لطفا از ارماگدون و کوه صهیون هم اگر تونستید گزارش بگیرید.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
ye chizi jalebe
inke migi felestinia be mamooraye javoone esraiele be cheshme eshghalgar negah mikonan va hatman oon bichare ha majboor mishan oonaro bar khalafe meyleshon bokoshan
vali chizi ke hast ine ke hatta sazemane melalam oon sarbazaro eshghalgar midoone va injoori nist ke faghat felestinia in fekro bokonan
در مورد اين نظر شکايت کنيد
برای من اين سفرنامه واقعا جالبه. هميشه فکرکردم که توی اين سرزمين باستانی علی رغم اينهمه تنش و درگيري چيزای زيادی برای ديدن وجود داره!اميدوارم يه وقت خودمم بتونم به اسراييل/فلسطين سفر کنم.
در مورد اين نظر شکايت کنيد