وقایع اتفاقیه مدینات یسرائیل
17/04/2007, 12:08 AM
این که در لابی هتل بنشینی و در حال وبلاگیدن سیگار دود کنی و همکاران مثبتی مانند بهزاد و امید غیر سیگاری را حرص بدهی، نعمتی است که در هیچ کشور اروپایی نمی توان سراغی ازش گرفت؛ پس تا همین جایش یک هیچ به نفع قسمت فلسطینی نشین بیت المقدس.
ساعت 15:35 دقیقه به وقت اسراییل هواپیما در تل آویو بر زمین نشست و به فاصله دو ساعت پس از آن در لابی هتل در بیت المقدس یا اورشلیم نشستیم به برنامه ریزی برای روزهای آینده و بعد هم وبلاگ نویسی، اما هیچ کدام دوزاریمان نیفتاد که در قلب بخش عرب نشین شهر نشسته ایم. این که بیت المقدس دو بخش یهودی نشین و عرب نشین دارد را البته می دانستیم اما هیچ کدام نمی دانستیم که این دو بخش را دیوار یا مرز مشخصی از هم جدا نمی کند و اگر ناوارد باشی (که ما هستیم) به راحتی می توانی از بخشی به بخش دیگر بروی بدون آن که روحت خبردار شود.
کمی بعدتر با توضیحات دو ایرانی مطلع ساکن اورشلیم که مهربانانه تا پاسی از شب ما را در شهر گرداندند، کاشف به عمل آمد که حتی اگر قصدی برای مرز کشی بین بخش های مسلمان نشین و یهودی نشین شهر در کار باشد، این کار عملا امکان پذیر نیست، چرا که مثلا روستاهای فلسطینی نشینی که به فاصله چند صد متری از دیوار ندبه یا دیوار غربی (که مقدس ترین مکان مقدس یهودیان به شمار می رود) قرار دارد را چگونه می توان از پیکره اصلی شهر جدا کرد.
در گشت و گذار شبانه کوتاهی که در بیت المقدس یا اورشلیم داشتیم، اگر چه به تک و توک سربازان جوان مسلسل به دست اسراییلی برخوردیم، اما برداشت اولیه من از شهر با تصوری که پیش تر از آن داشتم فرسنگ ها تفاوت داشت. گمان می کردم برای تردد بین دو بخش عرب نشین و یهودی نشین شهر باید از پست های بازرسی متعددی عبور کرد، اما این طور نبود.
شگفت انگیزترین بخش داستان، دیدار از دیوار ندبه بود: ساعت یازده شب، یهودیان بسیاری با پیراهن های سفید و کت و شلوار مشکی و ریش بلند و کلاه بر سر، مقابل دیوار غربی، به عبادت و رازونیاز مشغول اند.
کنار دروازه ای که گویا سابقه اش به دوران حکومت عثمانی ها بر شهر می رسد تنها دو جوان که سنشان به زحمت به بیست و چند سال می رسد به قراول ایستاده اند. پسر یونیفورم پوشی که می گوید پدرش از اوروگوئه و مادرش مراکشی است، مسلسل سبکی به دست دارد و دختر غیر مسلح سیاه پوست زیبایی در یونیفورم آبی، در کنار او روی یک صندلی پلاستیکی لم داده. از دخترک درباره ملیتش که پرسیدیم؛ گفت حبشی است.
و این، کل نیروی پلیس مسلحی است که در آن دوروبر به چشم می خورد. از دروازه که رد شدیم، چند صد متر آن طرف تر، پسر جوان غیر مسلحی در کنار دستگاه فلزیابی ایستاده بود که زائران باید از آن برای نزدیک شدن به دیوار ندبه عبور می کردند. از پسر جوان هم درباره ملیت اصلی اش پرسیدیم و دانستیم که اوکراینی است.
پس از عبور از این مرحله، دیوار سه هزار ساله ندبه خودنمایی می کرد که به برکت پروژکتور های بزرگ پیرامونش، غرق نور بود و چند صد زائری که نیمه شبان در پایش ایستاده و به سبک یهودیان به رسم نیایش، تکان تکان می خوردند. و گاه هم صیحه ای شنیده می شد و عجز و لابه ای به درگاه خداوند که همراهانمان گفتند برخی آن را سندروم بیت المقدس می خوانند؛ در این معنی که گاه مومنانی در مقابل عظمتی که به آن باور دارند و در مقابلش ایستاده اند، عنان اختیار از کف داده و از خود بی خود شده و به فریاد می آیند.
به وقت اسراییل، پاسی از شب گذشته و فردا روز دراز دیگری در پیش است و بیش از این مجال نوشتن نیست، تنها این را بگویم که شب اول اقامت مان در بیت المقدس یا اورشلیم، رژه تاریخ چند هزار ساله این شهر را از پشت شیشه ماشین سان دیدیم.
اورشلیم به عبری به معنای شهر صلح است و طرفه این است که ما و پدران ما، نام این شهر را مرادف و تداعی گر جنگ و ستیزه و خونریزی می دانیم. درباره علت آن، بسیار گفته و نوشته اند که جای آن حرف ها در این یادداشت کوتاه نیست اما این قدر را می توان گفت که شهری به زیبایی بیت المقدس که برای هر سه دین اسلام و یهودیت و مسیحیت، به یک میزان مقدس است، سزاوار بیش از این ها بوده است. (بگذریم که بعضی ها گرفتاری این شهر را ناشی از همان قداست اش می دانند)









اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
عکس چرا نمی ذارین آقا؟!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام
بسیار جالب است ادامه دهید البته با عکس.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خوب شما مثل هميشه همه ی پيغام های مربوط به انتقاد از سرويس فارسی رو سانسور می کنيد. ولی حداقل خودتون يه نگاهی بندازيد و ببينيد که چرا تو يه برنامه ی دو ساعته راديويی غير ممکنه که شما حداقل يه بار يه صدای اشتباهی رو پخش نکنيد. و بعدش هم انگار نه انکار با عذرخواهی يا بدون اون سر ونهش رو هم بياريد. ديگه اين واسه گوينده هاتون عادي شده مثل اعلام ساعت.بابا راديوهای ديگه 24 ساععته برنامه پخش می کنن و همجين مشکلی ندارن.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
يه نکته همين جوری: اين پيشوند «اور» در ابتدای اورشليم معنی شهر میده و ما اون رو اول «اورميه» خودمون هم میبينيم که البته تغيير کرده به «اروميه».
در مورد اين نظر شکايت کنيد
جالبه. فکر نميکردم به اين راحتی بشه به بخشهای مختلف شهر رفت. البته واقعيت اينه که عربها و يهوديها پسرعمو هستن (همه از نژاد سامی هستند) و بهتره ما ايرانيها بخاطر منافع شخصی خودمون مزاحمشون نشيم. بويژه که ما خوشمون مياد يه چيزی از تلويزيون ايران ببينيم و فکر کنيم درسته و سريع تئوری پردازی و تصميم گيری و دفاع کورکورانه از حق اين و حق اون!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
جناب آقای مهدی خان با سفر به اسراییل چانس برگشت دوباره به ام القرای اسلامی را برای همیشه از دست دادی.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خيلي جالب بود، با توجه به اينکه اسرائيل تو ايران کشور ممنونعه به حساب مياد و تبليغات زشتي عليه اون ميشه اينگونه مطالب موجب ميشه مردم ما بيشتر با اين کشور واقعا زيبا آشنا بشن، به اميد آشتي ملت اسرائيل و فلسطين و رو شدن دست جنايتکاراني که آتش جنگ بين اين دو کشور رو شعله ور مي کنند. ممنون
در مورد اين نظر شکايت کنيد
آری این شهری شهریست که اروپایی ها بخاطر که برای همیشه حس انتقام گیری یهود را بخاطر تخطی های هتلر در برابر یهود از میان برده باشد. سر زمینی را از صاحبان اصلی اش گرفتند و از سراسر دنیا کسانی را به آنجا سرا زیر کردند تا دیگر احساس بی وطنی نکنند.
ای کاش بی بی سی اسم با مسمای میبود که بعنوان آزادی بیان و بیان حقیقت همهء حقایق و تاریخ درست بیت المقدس را که توسط خود یک بریتانیایی( کارین آرمسترونگ) تحت عنوان یک شهر و سه عقیده نگاشته شده است، با همین آب و تاب نشر میکرد. ای بسا عنوانهای که در پشت صحنه اش خلاف آنچه است که عنوان میشود.
خون ناحق دست از دامن قاتل بر نمیدارد
دیده باشی داغهای دامن قصاب را
ای بی بی سی! یا راه بیان حقیقت را همانگونه ای که هست بگو و یا اینکه روزی در صف مستکبرین و غاصبین محکوم به ننگ ابد خواهی شد.
شاید شما فکر میکنید با گفتن یگان حقیقت از ملیونها حقایق تلخ از بیت المقدس و تاریخش میتواند خود را بی طرف حساب کنید و به چشم ملتهای بی خبر خاک بپاشید. این بدین معناست که شما از تاریخ درک درست ندارید. یا دارید و نادیده میگیرید.
این نظر یک نظر سیاسی نیست و صد در صد علمی و واقعی است. امید وارم مرا از طرفداران جمهوری اسلامی ایران حساب نکنید. من تنها یک محقق هستم
در مورد اين نظر شکايت کنيد
يکی از ارزوهای من ديدن اورشليم واسرائيل لست.
نمی دانم چرا ولی جدا دوست دارم برای مدتی انجا باشم.فضايی که باعث خيلی اتفاقات خوب يا بد در جهان بوده است.
خوب اونجا را بگرديد و درباره اون بنويسيد.عکس هم بگيريد از همه جاهای تاريخي.
خوش باشيد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد