وبلاگ بی بی سی فارسی

آقا دزده با چی آمدی تو؟

محمد متين29/01/2007, 09:55 PM

چند روز پيش هنگامی خسته و کوفته پس از يک روز کاری سخت البته تقريبا مثل هميشه ؛ از اداره خارج شدم و قطار مورد نظرم را سوار شدمٌ؛ يکی از روزنامه هايی که در قطار بود برای گذران وقت ورقی زدم و ناگهان چشمم به مطلب جالبی افتاد که البته اگرچه برای ما که در بريتانيا زندگی می کنيم دست کم اين اخيرا آنقدرها بطور کل تازه نيست اما اين يکی ديگه بقول معروف ختم همه آنها است.

خبر می گفت که مقامات پليس محلات شهر لندن از کارمندان خود خواسته اند که بدلايل سلامتی و حفاظتی از درگيری با خلافکاران ممانعت کنند؛ چرا که درگيری مثلا با يک سارق و يا فرد شرور ممکن است به زخمی شدن پليس و يا آن فرد يا افراد منجر شود؛ و جراحت منجر به اين شود که آنها از پليس شکايت کنند!!!

خلاصه با دوستان درباره اين مطلب بگو و بخند داشتيم که مگه ميشه؟ پس فلسفه وجودی پلیس چه ميشه؟! که خبر ديگری نظرم را چند روز بعد جلب کرد مبنی بر اينکه پليسها از دنبال کردن يکی دو سارق که موتورسيکلتی را دزديده بودند خودداری کرده اند چرا که گفته اند سارقها کلاه کاسکت (ايمنی) بر سر ندارند و ممکن است مجروح شوند!!!

يکی از همکاران می گفت که از پليسی پرسيده اين قانون که صاحبخانه نميتواند با سارقی که به خانه اش وارد شده درگير شود درسته و او گفته آره مگر اينکه توازنی !!! بين دوطرف وجود داشته باشد مثلا اگر او چاقو داشت تو هم چاقو داشته باشی!!!

سناريو:

نصف شب است و دزدی آمده خانه‏ ! آقا دزده با چی آمدی تو؟ با چاقو. نوکرم من برای مقابله با شما چيزی ندارم؛ ميشه واستی تا برم آشپزخانه کارد بردارم بعد تو بيای تو!!!

جلل الخالق

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

معمای گفتگوی خاتمی و خبرنگار اسرائيلی

مهراد واعظی نژاد27/01/2007, 10:42 PM

khatami.jpgجمعه کمی از ظهر گذشته بود که ديدم مونيتورينگ بی بی سی (بخشی در بی بی سی که رسانه های کشورهای مختلف را بررسی و مطالب درخور توجه آن را ترجمه می کند)، گزارشی از يک روزنامه اسرائيلی نقل کرده که در آن نويسنده از گفتگوی خودمانی اش با محمد خاتمی در حاشيه اجلاس داووس خبر داده بود. زه وه ر پلاکر، از ستون نويسان روزنامه پرتيراژ ايديعوت احرونوت، در گزارشش از قول آقای خاتمی چيزهايی نوشته بود – از جمله در مورد سفر به اسرائيل و کنفرانس هولوکاست در تهران – که اگرچه خیلی عجيب می نمود، اما بالقوه می توانست خیلی هم خبرساز باشد ...

به سردبير مربوطه اطلاع داديم و مشغول تحقيق در باب ماجرا و احيانا نوشتن خبر شديم. اما چشمتان روز بد نبيند که تا شب ما بوديم و تلفن ها که زديم و نامه های اينترنتی که روانه کرديم به تهران و داووس و تل آويو؛ در پی نزديکان خاتمی و خبرنگار نامبرده و مسئولان احرونوت تا بلکه بفهميم بالاخره رئيس جمهور پيشين ايران با روزنامه نگار اسرائيلی گپی زده بود يا نه، و نفهميديم که نفهميديم ... آن گروه از نزديکان خاتمی که به او دسترسی هم نداشتند، می گفتند چنین چیزی امکان ندارد و بیشتر شبيه جوک است. خود آقای خاتمی هم به واسطه آقای ابطحی و دو همراهش در داووس پیغام داد که نه تنها چنان حرف هايی نزده، که اساسا با هيچ خبرنگاری از اسرائيل صحبت هم نکرده.

گزارش زه وه ر پلاکر اما آنچنان از جزئيات رفتار محمد خاتمی حرف می زد که ... بالاخره او هم در ابعاد خودش روزنامه نگار معتبری است، دبیر سرویس بوده در یکی از پرتیراژ ترین روزنامه های اسراییل و اساسا همین در داووس حضور داشتنش هم... چه می شود گفت واقعا؟ نه تکذيب حرف بر زبان رانده شده و واقعه رخ داده در عالم سياست چيز تازه ای است؛ نه اغراق و گاهی خيالپردازی روزنامه نگاران در دنيای رسانه ها. به هرحال خبر منتشر نشد. آقای ابطحی ساعتی بعد خبر را در وبلاگش از طرف آقای خاتمی تکذيب کرد و نوشت که کاسه ای برای خراب کردن "سفر موفق" آقای خاتمی زير نيمکاسه بوده. بعد از تکذيب خبر هم که دیگه خودتون در جریانید ...

پی نوشت: در پیگیری های بعدی این عکس بالای صفحه را هم پیدا کردیم که خبرنگار روزنامه اسرائیلی را در کنار خاتمی نشان می دهد. اما از گفتگوی احتمالی این دو نفر چیزی پیدا نکردیم و تلاشمان برای پیدا کردن او هم هنوز نتیجه نداده.

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

شایعه، شایعه سازی، شایعه پراکنی و رسانه ها

اميد فراستی26/01/2007, 12:16 PM

نوشته ای از ا.ح

در روزهای گذشته، برای دومين بار شایعاتی درباره بیماری شديد و حتی مرگ رهبر جمهوری اسلامی ایران نه تنها در میان مردم کوچه و خیابان بلکه در میان اخبار برخی رسانه ها رواج يافت.

اما شایعه چیست؟

"شایعه اصطلاحی است که به نظری عینی و معین اطلاق می شود، نظری که مطرح شده است تا شنونده به آن اعتقاد پیدا کند. شایعه به طور معمول از طریق صحبت از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود، بدون اینکه این امر نیازمند سطحی بالا از برهان و دلیل باشد."

این تعریفی است که گوردن آلپورت و لئو پستمن در کتاب "روانشناسی شایعه" که توسط انجمن روانشناسی آمریکا منتشر و گویا به فارسی نیز ترجمه شده، ارائه کرده اند والبته لازم است با توجه به قدمت کتابی که هنوزهم به عنوان مرجع در این زمینه به کار می رود، به جای "ازطریق صحبت از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود" نوشت: از طریق مینی رسانه های شخصی و در مورد ایران از طریق "پیام های کوتاه یا مسنجر"!

اما چرا شایعات سیاسی در ایران این چنین گسترده می شوند؟

صاحب نظران ارتباطات می گویند شایعات در فضای انحصار و انسداد رسانه ها شکل می گیرند و برای پیدایش آن عوامل زير را موثر می دانند:

- اهمیت موضوع و تاثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی مردم
- نبودن اطلاعات دقیق و کافی درباره موضوع
- فقدان و یا کمبود سواد رسانه ای
- تجلی ناخودآگاهانه بیم ها یا امیدهای جامعه در شايعات
- ذات ساختار شکن و جنجالی روایت

شايعات بعضا تاثیر گذارند، بنابراین از سويی نباید شایعات و نقش آن را در گرایشهای افکار عمومی نادیده گرفت و از سوی دیگر باید با احتیاط فاصله خود را با آن حفظ کرد چون با واقعيت تفاوتهای بسيار دارد. شما در این باره چه فکر می کنید و انتظار شما از رسانه ای مثل بی بی سی در برخورد با شایعاتی این چنینی چیست؟

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

دکمه بی‌بی‌سی فارسی در مرورگر شما

اميد فراستی24/01/2007, 05:36 PM

يکی از کاربران سايت لطف کرده و از امکانی که گوگل در اختيار گذاشته برای دسترسی آسانتر به سايت بی بی سی استفاده کرده و نحوه کارش رو برای شما توضيح داده:

دوست داريد که هميشه فهرست جديدترين اخبار منتشر شده در بی‌بی‌سی فارسی، جلوی چشمتان باشد؟

می‌خواهيد که بدون وارد شدن به اين سايت، به جستجو در آن بپردازيد؟

برای اين کار، اگر برای گشت و گذار در اينترنت، از مرورگر فايرفاکس، استفاده می‌کنيد، لازم است که نسخه سه نوارابزار گوگل (Google Toolbar) را نصب کرده باشيد. اگر هم از کاربران اينترنت اکسپلورر هستيد، به نسخه چهار اين نوارابزار احتياج داريد. حالا روی اين لينک، کليک کنيد تا پيغامی شبيه به اين ظاهر شود.

ادامه "دکمه بی‌بی‌سی فارسی در مرورگر شما"

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

خرگوش های غول آسا برای رفع گرسنگی مردم کره شمالی

اميد فراستی14/01/2007, 02:11 PM

rabit.jpgدولت کره شمالی از يک بازنشسته آلمانی که در پرورش خرگوش های غول آسا تخصص دارد خواسته تا برای رفع کمبود گوشت در اين کشور کمک کند. کارل اسژمولينسکی که برای پرورش خرگوش هايی به وزن ۱۰.۵ کيلو در آلمان جايزه گرفته ۴۷ سال است که با خرگوش ها سر و کار دارد.

طبق آمارهای سازمان ملل، کره شمالی از کمبود مواد خوراکی رنج می برد و مردم اين کشور برای تامين خوراک خود به شدت در رنجند. هر خرگوش اين آقای بازنشسته ۷ کيلوگرم گوشت توليد می کند و او برای کمک به مردم فقير کره شمالی هر خرگوش غول آسا را به جای ۲۰۰ تا ۲۵۰ يورو به ۸۰ يورو فرخت.

هم اکنون ۱۲ خرگوش به کره شمالی فرستاده شده اند.. قرار است آقای اسيمولينسکی ماه آوريل برای نظارت بر باغ وحش خرگوش های غول آسا به پيونگ يانگ سفری داشته باشد.

او می گويد اين ۱۲ خرگوش می توانند سالانه ۶۰ بچه خرگوش بياورند و به اين ترتيب کمکی برای مردم کره شمالی باشند. چينی ها نيز به اين نوع خرگوش ها ابراز علاقه کرده اند اما آقای اسژمولينسکی می گويد که ديگر نمی خواهد سفارشی از آسيا دريافت کند.

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

يک روز پر ماجرا

امير نامدار11/01/2007, 10:52 PM

روز پنجشنبه 21 دی کار ما عملا با اين خبر شروع شد که يک گروه سرباز آمريکايی به کنسولگری ايران در شهر اربيل عراق حمله کرده و چند تا از کارکنان آن را بازداشت کردند و با خود بردند.
اگر همين يک خبر و سيل واکنش های مربوطه اش برای يک روز کار ما بس نبود، چند ساعت بعد خبر آمد که کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا هم که قراره به خاورميانه سفر کند، برای ايران خط و نشون کشيد که به عراق کاری نداشته باشد وگرنه آمريکا بيکار نخواهد نشست و چنين و چنان خواهد کرد.
از اين خبر هم چيزی نگذشته بود که حسنی مبارک رئيس جمهور مصر به ايران هشدار داد که مراقب رفتار خود در مورد عراق باشد و در اين کشور دخالت نکند.
تازه همه اين خبرها بعد از اين منتشر شد که جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا در يک سخنرانی درباره برنامه های دولت او برای عراق ايران را تهديد کرده بود که در اوضاع عراق دخالت نکند واهود المرت نخست وزير اسرائيل هم که به چين سفر کرده با رهبران اين کشور درباره برنامه های اتمی ايران صحبت کرده و خيلی خوشحال به خبرنگارها گفته بود چينی ها هم اطمينان داده اند يک ايران اتمی (منظور برخوردار از تسليحات اتمی است) را نخواهند پذيرفت.
آخر يک همچين روزی که واقعا با دردسر توانسته بوديم همه وقايع آن را گزارش و تفسير کنيم به اين فکر افتادم که آيا از از پرکاری دستگاه ديپلماسی ايران است که فقط يک روز آن می تواند چنين روزی باشد يا از کم کاری آن؟
ياد نتايج انتخابات اخير شوراها، خبرگان و مياندوره ای مجلس افتادم که در آن گروه های عمده طرفدار دولت نتايج خيلی ضعيفی بدست آوردند.
شورای امنيت هم که اخيرا قطعنامه تحريم ايران را تصويب کرد.
بعد به اين نتيجه رسيدم که کمتر از دوسال از عمر دولت فعلی نگذشته هم در سياست داخلی شکست خورده و هم در سياست خارجی چون در انتخابات داخلی نتوانست به اندازه کافی رای مثبت جلب کند و در شورای امنيت سازمان ملل وقتی قطعنامه عليه آن مطرح شد، نتوانست به اندازه کافی رای مخالف جذب کند.

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

همه لباس های رئیس جمهور

مهراد واعظی نژاد 3/01/2007, 07:38 PM

ahmadis.jpgتماشای تصاویر محمود احمدی نژاد در لباس های گوناگون به هیآت اقوام مختلف ایرانی دیگر تعجب چندانی بر نمی انگیزد. رئیس جمهور ایران بر تن کردن لباس های محلی را هم به مانند سفرهای پرشمارش به چهارگوشه ایران آرام آرام به سنتی جا افتاده - دستکم در دوران زمامداری خودش - بدل می کند. و چه جای شگفتی اگر 'مردی از جنس مردم' لباس مردم به تن کند؟ و چه جای شگفتی اگر این لباس ها همانقدر که طعنه می آفریند، تحسین مردمانی را نیز برانگیزد. شاید سودای این دومی است که تحمل آن اولی را هم ممکن می کند. حرف من اما از انگیزه و هدف آقای احمدی نژاد نیست. که نه می دانم نه در پی کشفش هستم. خلوص و صفا یا عوامفریبی و ریا، هر کسی هر چه بخواهد در آن می بیند. حرف من اینجا تنها اشاره به یک نکته است که آنرا خالی از لطف نمی دانم. محمود احمدی نژاد (جدای از ابوالحسن بنی صدر و محمدعلی رجایی که فرصت چندانی برای این کارها نیافتند) تنها رئیس جمهور غیر روحانی جمهوری اسلامی است و به تن نداشتن لباس روحانیت این فرصت را به وی داده تا به هر لباسی که بخواهد درآید. چه کسی می داند، شاید پیشینیان آقای احمدی نژاد هم اگر مجالی بود بدشان نمی آمد عکسی چند به هیأت کرد و بلوچ و عرب و بختیاری برای خود دست و پا کنند..

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

سری که به باد رفت

اميد فراستی 2/01/2007, 03:04 AM

نوشته ای از جمال الدين موسوی

در حاليکه تلويزيون جهانی بی بی سی تصاويری از اعدام صدام ۶۹ ساله را، نشان می داد، شبکه اول بی بی سی از تلويزيونهای داخلی بريتانيا برنامه ای را درباره ۸۰ سالگی ملکه بريتانيا پخش می کرد.
در يک سر دنيا، صدام در هيات پيرمردی شکسته با يک پالتوی بلند سياه و در احاطه مردانی نقابدار که به او تحکم می کردند و طناب دار را به گردن او می آويختند.
و در سر ديگر دنيا، اليزابت دوم، ملکه ای که جوانتر از سن و سالش به نظر می آيد و در حلقه گارد تشريفاتی سلطنتی مشغول نشان دادن جواهرات نفيس و هدايای گرانقيمتی است که برايش از سراسر دنيا فرستاده اند.

يک لحظه با خودم فکر کردم چگونه است که درعراق مردم مجسمه اين آقا را پايين می آورند، با چوب و سنگ و لنگه کفش به جان مجسمه سنگی اش می افتند و بعد هم اگر دستشان برسد اين بلا را بر سر خودش می آورند. ولی در بريتانيا اين خانم سالهای سال است که زندگی و سلطنت می کند، تقريبا در هر محله ای مجسمه، خيابان، کوچه و يا نشانه ای به اسم او يا يکی از اعضای خانواده اش است و جهانگردان عکسهايش را "چون ورق زر" ببرند و مردم مجسمه هايش را "در بدل سيم" بخرند!

علاوه بر هزار و يک دليلی که شما بر آنها بهتر از من واقفيد، يکی از چيزهايی که فکر می کنم از ويژگيهای جامعه بريتانيا است، "بردباری در برابر ديگران" است. اين همه مجسمه ای که در شهر لندن و احتمالا در سراسر بريتانيا از آدمهای مختلف نصب شده، علاوه بر اينکه جزئی از تزئينات شهرها به حساب آيد، راهی برای به رسميت شناختن آدمهايی است که هرکدام با تواناييهای خود در اين ملک زندگی کرده اند و يا حتی در جايی ديگر زيسته اند. در واقع شهر پر است از مجسمه سر و گردن، فلان نويسنده، سياستمدار، نظامی، هنرمند و حتی فلان زن معلول که لابد از جهتی يک سروگردن از ديگران بالا تر بوده اند.
حتی علاوه بر مجسمه های قهرمانان و بزرگان بريتانيا، مجسمه ای هم از گاندی در يکی از پارکهای زيبای مرکز لندن نصب شده که همين آقا تمام عمرش را صرف مبارزه با سردمداران استعمار بريتانيا کرد.
در حقيقت اگرچه اينجا اليزابت دوم، ملکه است و البته سياستمدارانی هستند که قدرت سياسی را در دست دارند، ولی مجال ابراز وجود از ديگران گرفته نشده است، که بعد در خلاء قدرت هر کسی سعی کند با ابراز وجود – حتی با قهرآميز ترين شيوه ها – حق خود را اثبات کند ولو اگر به قيمت تلف شدن حق ديگران تمام شود...

در عراق مجسمه ها و تصاوير فقط از يک نفر يعنی صدام بود آنهم اکثر تمام قد! اگر هرکس ديگری سودای اينرا در سر می پروراند که سری در ميان سرها باشد، حتما رويايش بر سر دار و يا پای ديوار در برابر جوخه آتش به تحقق می پيوست. در ميان همه سرهای فروافتاده، سر صدام بود که برگردنی ستبر استوار بود ولی حالا اين گردن شکسته است و اين سر به باد رفته است.

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست