بلند يا بولنت؟
14/11/2006, 03:42 PM
مرگ و تشييع جنازه نخست وزير اسبق ترکيه که همچون زندگی او به رويدادی سياسی تبديل شد و بر صدر اخبار بی بی سی نشست، بار ديگر بحثی را که عمدتاً در سالهای اخير بر سر اسامی مقامات کشور ترکيه دامنگير مطبوعات فارسی زبان شده دامن زد.
نخست وزير نسبتاً چپگرا يا به قول يکی از همکارانمان، "توده ای" ترکيه، با اينکه در چند دوره صدارتش هيچگاه روی خوشی به ايران نشان نداد، نامی ايرانی و فارسی داشت: بلند.

بلند و رخشان اجويت؛ نخست وزير ترکيه و همسرش هر دو نامهای ايرانی داشتند
رسانه های ايرانی هم هميشه از او و ديگر چهره های نامدار کشور ترکيه که همنام او بودند، با همين نام ياد می کردند اما در سالهای اخير که رشد کمی و کيفی مطبوعات ايران نسل تازه ای وارد رسانه های ايران کرد که کمتر از نسل قبلی به سنتهای ترجمه و نقل اسامی خارجی در مطبوعات ايران وفادار ماندند، نام اين سياستمدار ترک با همان تلفظ رايج ميان هموطنانش يعنی بولنت نيز به زبان فارسی راه يافت، حتی خبرگزاری جمهوری اسلامی که از همان زمان خبرگزاری پارس و دوران ورود آقای اجويت به صحنه سياست ترکيه نام او را با تلفظ بلند به ايرانيان شناسانده بود، در ماههايی که بلند اجويت به تحويل کرسی صدارت به اسلامگرايان نزديک می شد سنت را شکست و به جمعی که او را بولنت خطاب می کردند پيوست.
کسانی که معتقدند نام بلند اجويت را بايد بولنت نوشت و تلفظ کرد استدلالشان اين است که نام افراد بايد همان طور تلفظ و نوشته شود که خود آن فرد نامش را تلفظ می کند و می نويسد. با همين استدلال بايد در تلفظ، نام خانوادگی رئيس جمهور فرانسه را شيغک و نخست وزير بريتانيا را بله تلفظ کرد، در تلفظ نامهای مقامات عرب مخارج حروف را بدرستی به جا آورد و خدا می داند وقتی نوبت به نامهای مقامات خاوردور و آفريقا می رسد چه زحمتی را بايد برای تلفظ درست نامهای آنها تقبل کرد در نوشتن اين نامها هم ناچار می شويم تلفظ اغلب نامهای خاص خارجی رايج را در فارسی را از بنياد تغيير دهيم و مثلاً مدونا را مدانا و اليزابت تايلور را اليزابت تيلر بنويسيم.
باز می گرديم به همان بلند خودمان؛ بسياری از نامهای فارسی در کشور ترکيه رايجند که مردم آن کشور تلفظ اين نامها را متناسب با لهجه خود تغيير داده اند، بسياری از همين نامها با اينکه فارسی اند هيچگاه در ايران رايج نبوده اند، مانند همين بلند و همچنين ابرو. سنت مترجمان ايرانی از ديرباز اين بوده که نامهای رايج در ترکيه را با تلفظی نقل کنند که در ايران رايج است و به جای آهمت و مهمت، احمد و محمد بنويسند و حتی در مورد نامهای ترکی نيز به اين نکته توجه کنند که اين کلمات ترکی دست کم در ميان ترک زبانان ايران رايجند و تلفظ جا افتاده خود را دارند.
با اينکه دست کم يک چهارم مرد ايران ترک زبانند، اما زبان ترکی به شيوه ای که در همسايه شمال غربی ايران بدان سخن گفته می شود در ايران يکی از مهجورترين زبانهاست و به يقين شمار کسانی که در ايران زبانهای انگليسی و فرانسه و عربی و آلمانی می دانند بسيار بيشتر از کسانی است که توانايی تکلم به زبان ترکی استانبولی دارند، اين وضعيت در هشتاد سال پيش بدين گونه نبوده و ترک زبانان ايران براحتی قادر به برقراری ارتباط با همزبانانشان در آن سوی مرز بوده اند، اختلافی که دو لهجه از يک زبان را تا مرز دو زبان مجزا پيش برده ناشی از تغييراتی است که در ترکيه به واژگان ترکی و تلفظ آنها با هدف دور کردن زبان رسمی کشور از شرق و نزديک کردن آن به غرب و پوشاندن لباس اروپايی به آن اعمال شده است، حروف قاف و خ بزور از زبان رسمی ترکيه بيرون رانده شدند هرچند هنوز در زبان مردم رايجند.
مترجمان ايرانی نيز با علم به اين واقعيت، هنگام نقل نامهای مردم ترکيه در متون فارسی مثلاً به جای آک بولوت، آق بولوت نوشته اند که حتی ايرانيانی که ترکی نمی دانند اما دست کم واژه آق را در نام صدها روستای ايرانی با عناوين آقبلاغ، آق تپه، آقداش و ... ديده اند براحتی با آن ارتباط برقرار می کنند.
به ياد دارم که در کتاب درسی آيين نگارش سال سوم يا چهارم دبيرستان، يکی از دروس که مقاله ای از دکتر خسروفرشيد ورد، استاد سبک شناسی ادبی در دانشگاه تهران بود به همين موضوع نقل اسامی خارجی در متون فارسی اختصاص داشت که بخشی از استدلال من در اين نوشتار هم مبتنی بر مقاله ايشان است.
با تمام اين حرفها در سايت ما نام بلند اجويت، بولنت اجويت نوشته شده که حتماً همکارانی که اين نام را اين گونه نوشته اند دليل قانع کننده ای برای آن داشته اند و ممکن است شما نيز با ايشان همعقيده باشيد، هرچه باشد اين اصل پابرجاست که نامها قابل ترجمه نيستند.









اظهارنظرها ارسال اظهار نظر
چند وقت پیش داشتم الجزیره رو نگاه می کردم و متعجب از ابتکار این شبکه بودم که اسم شیمون پرز رو شمعون بیریز نوشته بود. با تحقیق فهمیدم که شمعون یک اسم عربی یهودی قدیمی است.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
نحوه بيان اسمهای خارجی در زبان مقصد و مخصوصا در زبان فارسی همواره يکی از بحث انگيزترين مسايل بوده است که در صحنه سياست و ورزش نمود بيشتری دارد. در مورد اين مطلب تقريبا با شما هم عقيده ام اما بپذيريد که امروزه بر خلاف آنچه شما اظهار داشته ايد مردم ترک زبان ايرانی با ترکی استانبولی بسیار آشناتر از گذشته هستند. این به این دلیل است که بر خلاف نظر شما ترکی استانبولی با ترکی آذری متداول در ایران اختلاف زیادی در ریشه کلمات ندارد و بنابراین برای بسیاری به راحتی قابل درک است. این را بگذارید کنار استفاده بسیاری از ایرانیان از برنامه های ماهواره ای ترکیه در سالیان اخیر که حتی بسیاری از فارس زبانان را قادر به درک و تکلم به زبان ترکی استانبولی نموده است.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام با توجه به اینکه در ترکیه حدود 20 میلیون کرد وجود دارد و کردی یکی از زبانهای آریایی است. اسم آقای بلند یک اسم کردی و آریایی است که این واژه در فارسی هم وجود دارد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
خيلي جالب بود. ممنون.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام به شما
اينگونه استدلال كردن پيرامون يك زبان صحيح نيست. مثلاً شما گفته ايد كه كلمه "ابرو" يك كلمه فارسي است در حالي كه همه مي دانيم ابرو يك واژه انگليسي مي باشد : eyebrow و همانطور كه مي دانيم eye به معني چشم است.
ضمناً اين كه گفته ايد زبان توركي ايران با توركهاي آناتولي تفاوت اساسي دارد سخت در اشتباهيد. اينجانب به عنوان يكي از توركان جنوب ايران و كسي كه هم توركي قشقايي، آذري و آناتولي را تا حدود زيادي مي دانم، مي توانم با اطمينان زيادي به شما بگويم كه در حال حاضر تا حدود 50 درصد واژگان در اين زبانها يكي است مشكل فقط در اينجاست كه زبان آناتولي يك زبان كتابي شده در حالي كه به خاطر سياستهاي شونيستي حكومت جمهوري اسلامي قوم تورك زبان ايران به مانند ساير اقوام غير فارس زبان ايران، از حق نوشتن و خواندن به زبان مادري خود محروم است و اين موضوع باعث شده كه بعضاً توركهاي ايران براي واژه هاي علمي و جديد نتوانند معادل توركي بيابند و در نتيجه از معادلهاي فارسي و انگليسي آنها استفاده كنند در حالي كه مثلاً در توركيه بنياد زبان توركي (https://www.tdk.gov.tr/) اين وظيفه خطير را بر عهده دارد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام خود بلند اجويت در يک مصاحبه اي به همين نام اشاره کرد و گفت که بين ايران و ترکيه ارتباطات تاريخي زيادي وجود دارد و مرزهاي ايران و ترکيه قبل از استقلال آمريکا تثبيت شده اند . و در ادامه به نام خود استشهاد کرد.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
بنظر من اسامی، باید همونطور که در زبان صاحب نام ادا می شن، تلفظ بشن. اسامی علاوه بر بار معنایی خود، دارای بار هویتی هم هستند. یعنی هویت فرد را هم مشخص می کنند. به عنوان مثال به اسم متداولی که شاید بدلایل مذهبی در بسیاری از زبان های اروپایی و هندواروپایی وجود داره و در بسیاری از اونها هم با دیکته یکسان نوشته می شه اما تلفظ های متفاوتی داره، اشاره می کنم:
Michael
این اسم در زبانهای مختلف، به این شکل تلفظ می شن:
انگلیسی: مایکل
آلمانی: میشاییل
روسی: میخاییل
اکراینی و صربی: میهاییل
فارسی و عربی: میکاییل
فرانسه: میشل
ایتالیایی: میکله
اسپانیایی: میگل
.....
خوب حالا اگر قرار بر ترجمه اسامی، یا استفاده سراسری از یک فرم اونها بود، تصور کنید که گفته می شد : مایکل گورباچف! یا میشل جکسن! یا میخاییل مور!!
و خصوصاً در مورد اسامی فرانسوی، با شما تا حدی موافقم که شاید (بخصوص برای ما فارسی زبان ها)، تلفظ صحیح
Thiery Henry
بصورت تی یغی آنغی، چندان ساده نباشه، اما مطمئن هستم که گفتن تی یری آنری در هر حال بهتر از تی یری هنری (یعنی با لفظ انگلیسی) خواهد بود.
موافق نیستید؟
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با سلام . به نظر من طرح چنین مسائلی در شرایط فعلی چندان به صلاح نیست. درست یا غلط بحث ترک و فارس در ایران امروز در حال شدت گرفتن است و بیم ان می رود که در اینده ای نچندان دور به مشکلی اساسی تبدیل شود. با توجه به حساسیت موضوع از رسانه ای مثل بی بی سی انتظار می رود که با احتیاط بیشتری در اینگونه مسائل ابراز نظر کند. با ارزوی خویشتنداری بیشتر برای همه
در مورد اين نظر شکايت کنيد
مبحثي كه مطرح شده است جالب مي باشد ولي نويسنده محترم فراموش كرده است كه وقتي دو فرهنگ در كنارهم مي زيند بر هم اثرات متقابل مي گذارند نه اثر يك طرفه .مسلما زبان توركي هم در زبان فارسي اثرات عميقي بر جا گذاشته است . چند مثال محض اطلاع :
قاشق : ازمصدر " قاشيماق " توركي مشتق شده است .
بشقاب : از تركيب " بوش " به معناي خالي و " قاب " به معناي ظرف
چي " پسوند رايج در زبان كنوني فارسي كه نسبت را مي رساند .
گياه : تغيير شكل يافته واژه " قياغ "
چوپان :
و...
ولي متاسفانه نويسنده محترم تنها قصد داشته عظمت وقدرت زبان فارسي را به رخ بكشد .
در مورد اين نظر شکايت کنيد
Thanks for the article. I was wondering if you could provide us with more information about extracting kh and gh letters from Turkey's Turkish. I have heard this from many people, surprisingly all Iranians, but as far as I have studied in English resources back to 18th century, Turkish was adopted by original inhabitants of Constantinople (Istanbul) who were not able to pronounce these letters properly . Naturally, the dialect spoken in the capital city got more popular throughout the country by the end of 16th century, when "Istanbuli" or "Divani" dialect was accepted as the official dialect of Ottoman Turkish.
As about modernising Turkish, you mentioned something very interesting; Turkish reformists decided to purify Turkish from foreign words in the beginning of 20th century; they borrowed many words from other dialects of Turkish and replaced with Arabic and Persian words in Ottoman Turkish; The outcome was not surpringly the cut of today's Turkey from its past; A very good lesson for Academy of Persian language which tries to purify Persian from other languages; I am afraid in a few years time our youth will not be able to comprehend any Hafiz or Sa'di; if anybody cares at all!
در مورد اين نظر شکايت کنيد
با درودو سلام
فقط خواستم بگويم ما در ايران ترک نداريم و اذري(ايراني)با ترک(مغولی و تاتاري) تفاوت دارد. در ضمن در ايران 1/6 مردم به زبان اذری حرف می زند. منون از ياداوری نامهای ايراني.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
نمی دانم چرا بعضیها از ترک نامیدن ما خوف دارند. در حالیکه بیش از نصف ساکنان ایران ترک هستند تعداد آنها را بسیار پائین نشان می دهند. ایشان را آذری خطاب می کنند و ....
اگر این صاحبظران!!! اندکی درایت داشته باشند به یقین متعادل تر خواهند شد.
ما ترک هستیم آذری نیستیم.
اگر ما آذری باشیم پس اصفهانی، اصی است. خراسانی، خری است. دلیجانی، دلی است. رفسنجانی، رفی است.
در مورد اين نظر شکايت کنيد
سلام
آیا شما به آزادی بیان معتقدید.
نیازی به پاسخ شما ندارم. فقط کمی فکر کنید که تا چه حدی در برابر انتقاد (منطقی یا افراطی) ظرفیت ایستادگی یا پاسخ گویی دارید.
شاید به راستی من وقتم را تلف کردم و مقاله شما را خواندم و به آن پاسخ دادم.
شما می توانستید پاسخ من را در وبلاگ قرار دهید و در قبال آن پاسخ خودتان را بنویسید تا متمدنانه تر و در فضایی به دور از سانسور با هم حتی به بحث و مذاکره بپردازیم.
شما راحت سانسور می کنید و من راحت در سایت خودم مقاله می نویسم یا در سایت های دیگر به بیان نظراتم به صورت کاملا منطقی می پردازم.ولی این پاسخ سوالات بین من و شخص نویسنده این مقاله را نمیدهد.
ای کاش روزی برسد تا در دنیایی بدون تحریف و سانسور تمدنهای بزرگ اصالت خود را نشان دهند و به تبادلات فرهنگی خود بپردازند. متشکرم
در مورد اين نظر شکايت کنيد