وبلاگ بی بی سی فارسی

خاطره فوتبالی

اميد فراستی15/06/2006, 05:01 PM

ناجيه (مشهد): روز فوتبال ایران و مکزیک بود. من برای گرفتن صدای یه گزارش اقتصادی رفته بودم به یک مرکز تجاری. بعد از اینکه مصاحبه ام تمام شد دیدم تا شروع فوتبال دو ساعتی باقیست. این بود که تصمیم گرفتم به یک کافی شاپ برم و یک نوشیدنی خنک بخرم. نمی دونم چه اسم دیگه ای روی کافی شاپ بزارم آخه آبمیوه فروشی نبود. حالا شما به بزرگی خودتون منو به خاطر بکار بردن اصطلاح خارجی ببخشید. خلاصه یه تلویزیون بزرگ توی این کافی شاپ نسبتا تاریک بود. دو سه تا دختر پسریه گوشه نشسته بودن قهوه می خوردن. چند تا پسر دیگه هم داشتن جلوی تلویزیون فوتبال قبل از بازی ایران و مکزیک رو تماشا می کردن. نکته جالب این بود که در کنار این تلویزیون و شادی و شور وهیاهوی فوتبال یه آهنگ از بنیامین خواننده جدید ایرانی که آهنگهای متفاوتی اجرا می کنه هم داشت از ضبطی که اونجا بود پخش می شد. اما این ترانه خیلی غمناک بود. خب من نمی دونم چرا ولی این ترانه با خاطرات فوتبالیم قاطی شد. حس کردم دیگه اون دختر فوتبالی هشت سال پیش نیستم.

یاد سال آخر تحصیلم در دبیرستان افتادم. عجب هیجانی بود. یه روز کلاس آزمایشگاه شیمی رو تعطیل می کردیم می رفتیم خونه هامون که فوتبال ایران استرالیا ببینیم. فرداش همه نمره انظباط ها سه نمره کم شده بود. می گفتیم بی خیال فوتبال رو بچسب. بعد از برد ایران و استرالیا می آمدیم سر استاد زمین شناسی رو گرم می کردیم تمام کلاس رو حرف فوتبال می زدیم. آخرش که استاد از کلاس می رفت یه هیاهوی دست جمعی راه می انداخیتم می گفتیم بچه ها آخ جون امروز استاد درس نداد. و جام جهانی نود و هشت مصادف شد با حیاتی ترین روزهای زندگی ما، امتحانات پایان ترم، دغدغه های ورود به دانشگاه، اما مگه درس می خوندیم، تا نصف شب علاوه بر فوتبال ایران تمام بازی ها رو نگاه می کردیم. تو دنیای نوجوانی خود شرط بندی می کردیم . می باخیتم می بردیم.. بازی ها تموم شد. ایران کمی برد خیلی باخت. به خونه برگشت.

اما ما بازنده های اصلی میدان بودیم. روز گرفتن کارنامه ها قیافه هامون دیدنی بود. گریه و آه و زاری و اشک و افغان در همه فضای دبیرستان به چشم می خورد. مامان ها و بابا ها فوق العاده خشمگین می گفتن دیدین اونا رفتن سفر کردن بازی شونو کردن، بهشون بد گذشت یا خوش گذشت به یه جایی رسیدن که زندگیشون تامین خواهد بود و آینده شون هم تا هر وقت که زندگی کنن مشخص شما چی تازه اول راه رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل و تعیین مسیر زندگی با این نمره های خراب و اعصاب های داغون. خدا آخر عاقبت شما بچه های سر به هوا رو به خیر کنه.

از اون به بعد من و اون رفقا به تماشای فوتبال فقط به عنوان یه تفریح برای اوقات فراغت نگاه کردیم. و حالا دیگه ما خودکشی نمی کنیم برای فوتبال و برد وباخت. اما دلم خیلی می سوزه برای پسردخترهایی که باز این جام جهانی مصادف شده با امتحاناتشون. از ما که گذشت اما به دوستان و خواهر و برادر خودم می گم بچه ها تو رو خدا مواظب خودتون و امتحاناتتون باشین. از افکارم می یام بیرون. می بینم تمام لیوان آب پرتغال به این بزرگی رو خوردم. آخ کاش عکسش رو گرفته بودم بیشتر شبیه پارچ بود نه لیوان. به هر حال وقتی پول می دم می گم بچه ها شما چطور هم فوتبال می بینید هم آهنگ غمناک و رمانتیک تو کافی شاپتون می ذارید. یه نگاهی میکنن می گن جدی این آهنگه غمناک بود بابا ما که نفهمیدیم ما همش تو کف فوتبال بودیم. هیچ چیزی هم نمی تونه ما رو غمگین کنه.می خندم و می گم امیدوارم ...

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

اظهارنظرها ارسال اظهار نظر

  • 1.
  • 16/06/2006, 06:36 AM,
  • بهاره :

من كه خودم اصلا فوتبالي نيستم ولي بازيهاي جام جهاني رو بميرمم بايد ببينم!البته قبول دارم كه قضيه مرگ و زندگي نبايد باشه.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 2.
  • 16/06/2006, 01:42 PM,
  • لاله :

سلام ناجیه جان
نمیدانم شما گزارشگر مسایل افغانستان هستین یا ایران؟ اگر ایرانی هستید خوب مشکلی نیست اگر افغانید پس چرا اینقدر خود باخته شدید؟ من هم ایران و ایرانی ها راخوش دارم ولی نه مثل شما. در افغانستان این رویه شمارا (چاپلوسی)میگویند اگر به خاطر داشته باشین! مردم افغانستان کم مشکل ندارند که شما راجع به مشکل مردم ایران میپردازین مثلا همین مهاجران افغان. ایرانیها خود شان فکر کنم به قدر کافی گزارشگر دارند.شما ناحق وقت ضایع میکنین. راستی در یکجا نوشته بودین (منو به خاطر بکار بردن اصطلاح خارج ببخشید) این خودش مکمل فارسی ایرانیست و شما یک افغان هستین. خجالت نمیکشین میگین (خارجی)؟ مگر ایران جز افغانستان است؟ این جمله را اگر یک ایرانی بر زبان بیاره بد نیست ولی به شما خوب نمیگه جیگر جان. امیدوارم معاش که بی بی سی به شما میدهد حلال تان شوه با اینطرز کارکردنتان.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 3.
  • 17/06/2006, 01:26 PM,
  • لاله :

سلام.
نمیدانم چرانظرکه من فرستاده بودم نشر نکردید؟ اگر این طور است که مطالب رانمیگذارید پس وبلاگ تانرا ببندید چون به درد خود شما میخورد.نمیشه که نظرات مردم به میل دل شما باشد.تشکر.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)

ارسال اظهار نظر

نام و نشانی ايميل ضروری است

اظهارنظرها پس از تاييد شدن توسط نويسنده وبلاگ در صفحه درج خواهد شد. اظهار نظرها ممکن است ويرايش شود.

ضروری است
ضروری است (نشان داده نمی شود)
نشانی ايميل شما تنها در اختيار بی بی سی است. ممکن است در مورد مطالبی که در اين ايميل مطرح شده، با شما تماس بگيريم. برای کسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه، سياست بی بی سی درباره اطلاعات شخصی افراد را بخوانيد

بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست