وبلاگ بی بی سی فارسی

دغدغه های بزرگتر از زبان و لهجه ....

اميد فراستی25/05/2006, 09:35 AM

ناجيه همکار بی بی سی در ايران - سلام بچه ها اصلا فکر کنم گروه خون شما خبری شده باشه ... بابا ول کنید این چیزا رو به حد کافی تو سایت درگیرش هستیم... بیایین یک کمی بریم تو فاز احساس...می دونید چرا اینو می گم آخه چون الان خودم کاملا تو فاز احساسم... البته اکثر وقتها هم تو همین فازم ولی امروز بیشتر....

اول یه آهنگ افغانی بذارید بعد شروع به خوندن این مطلب کنید فقط تو روخدا از اون بالا کفتر می یاد نباشه...

پدرم داشت به برنامه آهنگهای گلچین رادیو دری گوش می کرد... آهنگهای احمد ظاهر و ظاهر هویدا... نمی دونید خطوط چهره پدرم چقدر آرام و بازه وقتی که داره آهنگهای زمان جوونی خودش رو می شنوه... یه حس غریبی داره من توی چشماش خیلی چیزا رو می خونم... احساساتی مثل عشق. طراوت روزهای بی غمی... وطن دوستی و به این احساسات که پدرم یه روزی اونا رو تجربه کرده واقعا حسودیم می شه می دونید همیشه بهش چی می گم؟

می گم پدر خوش به حالت که حداقل در کشور خودت متولد شدی و روزهای کودکی، نوجوانی، جوانی و اوائل میانسالی رو اونجا گذروندی این یعنی اینکه تو شخصیتت اونجا شکل گرفته... آرزوهات ، فرهنگت، زبانت، عشق ها و علاقه هات همه چیزت در کشور خودت ایجاد شده... وقتی مهاجر شدی اون قدر ریشه های قوی داشتی که دیگه هیچ چیزی نتونه عوضت کنه... هیچ باد و طوفانی نتونه ریشه های تو رو از جا در بیاره...

می گم بابا جون خوش به حالت فرصت کنسرت رفتن و رقصیدن و عاشقی داشتی ... فرصت این رو داشتی که با هم سن و سالای خودت آزادانه بری سالنگ، پغمان، بند غرقه ، شمالی رو بگردی، سینما پامیر و حس و حالش رو از نزدیک تجربه کردی، دخترهای خوشگل و شاداب کابلی اونوقت رو دیدی، قیافه های پسرهای شاد و شنگول کشورت رو دیدی... وای پدر جون خوش به حالت می گم بابا جون وقتی که می خواستی کودکی و جوونی کنی کردی وقتی هم که روزگار پختگی ات بود مهاجر شدی و در این کوره پخته شدی... حالا یه کوه تجربه ای پدر...

می گم پدر تو هیچ وقت از عشق های قبل از ازدواجت با مادرم هیچ چیزی نگفتی اما می دونم پسرهای کابل زمان تو اونقدر شیطون و زیرک بودن که حد اقل چند تا دوست دختر خوب داشته باشن... البته بهش می گم این رو رد نمی کنم که تو وفادارترین مرد دنیا بودی ... آه اینا دیگه شوخی های منه با پدرم وخیلی وقتها مادرم رو هم اذیت می کنم... می گم مامان جون من بگو قبل از بابا کی رو دوست داشتی...

اونا می گن دختر هیس... این حرفها چیه... بده .. گناه داره... بله و سانسور سانسور سانسور... من سانسور می شم. این سانسورها از خونه شروع می شه... بعد می یام تو اجتماع هر جا جرات نمی کنم به راحتی بگم افغان هستم... بعد به افغانها می رسم وقتی دهنم رو باز می کنم و شروع می کنم به حرف زدن... می گن ای خائن ای ایرانی زده... تو که لهجه ات ایرانیه داری ادا در میاری... من می خندم می گم اشکالی نداره شما این دردها رو حس نکردین ... تا بدونین کسی که همه عمرش توی مهاجرت واسه وطنش گریه کرده دغدغه های خیلی بزرگتری از زبان و لهجه داره....

اینو بدونین می خوام بگم عاشق مردم وطنم هستم... عاشق اون قیافه های خاکی بچه های لب مرز که می یان میگن سلام خاله جان.. عاشق اون راننده های مهربونی که می گن همشیره، بی بی جان ، سیاه سر... عاشق همه اون پسرو دخترهای نجیبی هستم که احساسات قشنگشون رو پشت نگاههای محجوبشون پنهان می کنن... هیچ کس نمی تونه با لهجه های دیگه و زبانهای دیگه از وطنش از مردمش از خاک و خونش دور بشه... هیچ کس هم نمی تونه این چیزها رو ملاکی برای سنجش وطن دوستی و وطن پرستی بذاره...

Balatarintechnoratigoogleicerocket | بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست

اظهارنظرها ارسال اظهار نظر

  • 1.
  • 25/05/2006, 12:32 PM,
  • mane :

براي من ايراني جالب بود كه ممكن است يك غير ايراني تظاهر به ايراني بودن كند. هر ملتي نقاط ضعف و قوت زيادي دارد. ارزش يك ملت به روند حركت آن است: كم كردن بديها و افزودن خوبي‌ها ارزش يك ملت است. دوست داشتن ديگران ارزش والايي است. همه شما افغانيها را دوست دارم و افتخار مي‌كنم كه با شما تاكنون بدون احترام صحبت نكرده‌ام. بابت بي‌حرمتي‌هايي كه برخي به شما مي‌كنند متاسفم. اميدوارم روزي صلح كامل برقرار شود و شماملت كوشا كشور زيبايتان را از نو بسازيد. راستي قديمها آنطوري كه ما فكر مي كنيم هم خوب نبوده!

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 2.
  • 25/05/2006, 12:50 PM,
  • ali :

عالی بود

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 3.
  • 25/05/2006, 01:18 PM,
  • علی رضا سرمست :

افغانها یک اصطلاح دارند: گوساله دومادری، مرد از دست بی شیری! سرنوشت شما هم اینگونه شده است.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 4.
  • 25/05/2006, 02:58 PM,
  • فائق :

من بارو نمیکنم افغان باشی و به زبان افغانی گپ زده نتوانی، مادرو پدرت خو افغان اند، آن ها چی طور گپ میزنند با تو که تا حالی افغانی نه آموخته ای

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 5.
  • 25/05/2006, 06:31 PM,
  • saied :

مطلبت خيلی جالب بود. ارزو موفقيت برای شما دارم و اميوارم کشورتونو هرچه زودتر به بهترين شکل بسازيد.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)

با سلام
برای من جای سوال است که شما چرا از عبارت "شکوه" به جای "شکایت" یا "سوء استفاده" استفاده کرده اید.

اگر اشتباه نکنم این باید ترجمه عبارت "Report Abuse" انگلیسی باشد.

وبلاگ بی بی سی فارسی: بله، اين کلمه و مواردی اشکالات ديگر بزودی اصلاح می شوند.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 7.
  • 26/05/2006, 09:18 AM,
  • خیراندیش از افغانستان :

فاجعه است، مصيب است، وضعيت کودکانی که در ايران کلان میشوند. مثل اولاد طلاق اند که نه پدر و نه مادر آن ها را قبول نمیکند. سال ها در ایران زنده گی کرده اند و کسی آن ها را آدم حساب نکرده است. در خیابان های ایران میگردند و بو میکشند. پنداری که هویت میجویند و نمیابند.
به زبان و لهجه ایرانی ها تکلم میکنند. ساز ایرانی ها را میگیرند. ایرانی اکت میکنند، ایرانی مینویسند... اما باز هم ایرانی نیستند و کافیست یک کلمه افغانی از دهان انها خارج شود تا آبروی شان برود.
بدتر از مردم، رفتار دولت ایران با آنان است. خود را به ایرانی ها میچسپانند، اما نه مردم و نه دولت ایران قبولشان ندارد. خود شما در سایت بی بی سی به تکرار نوشته اید که دولت ایران افغان ها را با چه وضعيتی بیرون می کند.
افغان هم نیستند. نبوده اند که حالا باشند. به افغانستان هم که بروند اکت ایرانی میکنند. فکر میکنند از دیگران برتر اند، بیشتر اند و بهتر اند، که نیستند و نبوده اند.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 8.
  • 26/05/2006, 12:07 PM,
  • همایون :

به نظر من فاجعه بزرگتر برخورد افغانها با هموطن های خودشان است. این مطلب دوستمان را که من خواندم بیشتر از اینکه گلایه از ایرانی ها داشته باشد از افغانهایی گلایه دارد که سالها بین خود جنگ کرده اند حالا هم دارند با بچه های حاصل این جنگها می جنگند. من که در افغانستان جز جنگ چیزی نمی بینم. و افغانها انگار دنبال بهانه می گردند که به هم توهین کنند. ناجیه جان مطلبت بسیار زیبا بود. اگر افغانها دوستت ندارند و می گویند ایرانی زده شده ای عوضش ما به هر دو هویت افغانی و ایرانی تو احترام زیادی قائل هستیم و خوشحالیم کسانی مثل تو را در سرزمین خود داریم.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)

برخي دوستان گويا در اين جا يك طرفه تير مي زنند. پس اجازه بدهيد ما هم گپ خود را بزنيم:

در پاسخ به دوست ايراني ما"همايون" بايد گفت آيا تا حال فراتر از سمپاشي ها و وارونه سازي هاي رسانه هاي ايران در مورد جنگ داخلي افغانستان چيزي از خود پرسيده ايد كه چرا افغانها با خود مي جنگيده اند و چرا شما درآن ديار جز جنگ چيزي نمي ديده ايد؟

پاسخ را از من بشنو كه هم افغانم و درد ديده و هم مي دانم كه تو نيز همچون ديگر هموطنان تان كه در ايران بوده اند و توسط رسانه هاي جمهوري اسلامي بيش از 26 سال شسشوي مغزي داده شده اند، بيش از اين نمي دانند كه نگويند" افغانها مردم خشن، اهل جنگ و نزاع هستند". از من بپرس كه آنها چرا جنگيدند. و از من بپرس كه چرا هنوز هم عده اي مي جنگند؟

افغانهازماني كه شوروي به افغانستان لشكر كشيد به دفاع از كشور خود برخاستند و با آنها خوب جنگيدند واين جنگيدن حق بود و افتخاري براي تمام مستضعفان و ستم كشيدگان. جادوي توسعه طلبي شوروي و طلسم شكست ناپذير آن در افغانستان باطل شد و ملت افغانستان سرافراز و سربلند از اين امتحان بيرون آمدند.

اما از اين زمان، همسايگان جنوبي و غربي كه سالها پيش گروههاي مزدور و دست پرورده خويش را براي چنين روزي تعبيه كرده بودند به جان هم انداختند. درياي خون جاري شد و اينبار افغانستان محل پرسه زدن مشاوران نظامي پاكستان، ايران و عربستان سعودي شد. ايرانيان كه براي صدور انقلاب خود فرصت طلايي يافته بودند، همانند پاكستان كه از خطر"خط ديورند" مي هراسيدند، به موازات هم هشت گروه شيعي و هفت حزب سني ساختند كه از شيعيان يكي توسط سازمان ...، ديگري ...، سومي، ...، چهارمي ... و ... و ... به همين شكل ساخته و پرداخته و با تعدادي سلاح و مهمات طي چندين سال به داخل گسيل شدند. زماني كه اين نيروها به افغانستان وارد شدند، جنگ مقابل شوروي پايان يافته بود.

پاكستان نيز هفت حزب جهادي ساخت كه از اين زمان زمام جنگ و ويراني رادر داخل به دست گرفتند. بدين سان گروههاي "هفتگانه" و " هشتگانه" در افغانستان جنگ دومي را آغاز كردند كه نتيجه آن بربادي كل مايملك افغانستان وغارت آن به خارج و آوارگي بيش از پيش مردم ما بود. ديگر همه چيز ويران شد و مهاجران افغان بيش از پيش آماج طعن و نيشخند ميزبانان خود قرار گفتند. ميزباناني كه اغلب نمي دانستند و هنوز نمي دانند كه سهم بزرگي در آوارگي و تيره روزي آنان داشته اند.

پس از يازده سپمتمر و سقوط طالبان و دولت موقت و حضورموثر آمريكا در افغانستان، از ميزان مانور تخريبي ايران در افغانستان كاسته شد زيرا ايران از سوي امريكا جزو "محور شرارت" قلمداد شده بود و دشمن غرب. خودت مي داني كه در ايران نيز به مدت دو هفته در قسمت شعارهاي مرگ بر امريكا و اسراييل تنفس اعلام شد و اين شعارها تا زمان رفع خطر اتهام دخالت ايران در حادثه،از مراسم نمازجمعه و مساجد ايران برداشته شد.به اين علت بود كه قدرت نمايي ايران در افغانستان بعد از يازده سپتامبر كمرنگ شد ولي با وجود اين، ايران هنوز هم حتي الامكان مي كوشد وضع را در افغانستان بحراني و آشفته سازد.

اما پاكستان كه دوست مورد اعتماد غرب و امريكا بود، هيچگاه از حمله امريكا نترسيد و با امتيازات پي در پي كه از امريكا گرفت بيشتر چموش و سركش شد و اين است كه هنوز گروههاي جنگجو و آتش افروزش را علنااز آن سوي مرز به داخل افغانستان مي فرستند و مدارس ما را آتش مي زنند و ترور و قتل و نا امني را ادامه مي دهند. شما يكبار صفحه افغانستان را در همين بي بي سي ببينيد و كلمه پاكستان را بجوييد و آنگاه خواهيد يافت كه چرا در افغانستان جز جنگ چيزي نمي بينيد. وبعد جايگاه ايران را نيز در اين معادله اضافه كنيد و فرض كنيد اگر نيروهاي حافظ صلح در افغانستان نميبود و ايران مانند سالهاي جنگ داخلي از اين بابت خاطر آرام مي داشت، آن وقت چه مسابقه اي و چه كشمكش پررنگتري در افغانستان نمي ديديد؟ يادم مي آيد وقتي يكي از دوستانم در سال 2001 پس از يازده سپتامبر از ايران آمد، چگونه تعريف مي كرد كه ... در قرارگاه ... مشهد نيرو جذب مي كند و وعده داده است به ازاي هر افغان كه در لشكر ثبت كند ماهيانه 300 دلار حقوق پرداخت مي كند. وي گفت اوايل تعدا كمي حاضر شدند اما مهاجرين از بس در ايران زجر كشيده اند ديگر حاضر نيستند در برابر پول به افغانستان بروند و با امريكا بجنگند. حتما بياد داريد گفتگوها و مناظرات تلويزيونهاي تان و گزارشها وتفسيرهاي شان را در آن زمان كه چگونه يك انقلاب عظيم در افغانستان را قريب الوقع مي دانستند. اما هرچه زنگ خطر را براي افغانها كوبيدند و هرچه تظاهرات خياباني راه انداختند مهاجري نيافتند كه بدانها بپيوندد و برود در افغانستان بجنگد تا جناب همايون و همايونها در آن كشور "جز جنگ و جنگيدن" چيزي نبينند. متاسفانه هنوز هم حلقاتي در ايران صميانه مشتاق يك انقلاب ديگر از سوي افغانها عليه نيروهاي حافظ صلح كشور شان هستند و اين خطري است كه موجوديت هردو كشور را تهديد مي كند. ايران وايرانيان اگر مي خواهند خاطر خوشي براي افغانان بيافرينند، دست از مداخله در كشور شان بر دارند. اين بزرگتري خدمتي است كه مي كنند و افغانها نيز تا ابد سپاسگذار شان خواهند بود. بي مهري شان را با مهر و بي مروتي شان را با سپاس پاسخ خواهند داد.

"ناجيه" گل عزيز.

مي دانم امروز اگر به افغانستان بر گردي مشكلات عديده اي پيش رويت هست ولي بايد بداني كه تو تنها نيستي. امروز به كابل بروي مي بيني كه مردم هزار رنگ و زبان در كنار هم هستند. يكي به انگريزي خوب سخن مي گويد و لي به فارسي نه، ديگري فارسي را با آلماني مي كند و ديگري نيز هرسه را با اردو پشتو.عربي و روسي و و ايراني هم كه جاي خود دارد.

از افغان بودن خود نترس. البته اين ترس فقط و فقط در ميان مهاجراني است كه ميزبان شان ايران است. ورنه هيچ مهاجري نه در پاكستان و نه در اروپا حاضر نيست افغان بودن خود را انكار كند.

در ايران، طفل افغان زماني پاي به مدرسه مي گذارد تمام چشمها به سويش ميخكوب مي شود. به قول ايرانيها آدمي از جنس ديگر وارد جمع شده است. از آن پس او با كلمه " افغاني" آشنا مي شود. و بعدا متوجه مي شود كه اين كلمه همراه با نيشخند و تمسخر و استهزاء و آلت تحقير نيز كاربرد فراوان دارد. وانگه اگر به دانشگاه راه يابد اگر دختر باشد، كدام پسر ايراني به او روي خوش نشان خواهد داد چنانكه در بلاد كفر و زندقه معمول است! و اگر پسر باپد كدام دوختر دون شان ايراني اين پستي و فرومايگي را خواهد پذيرفت با پسري همكلام شود كه از جنس " افغاني" است. از دانشگاه كه بيرون شود بايد يكراست سر به زير افكند و تا رسيدن به منزل لب نگشايد و چپ وراست نگاه نكند و الا به وي گفته خواهد شد "تو يك افغاني هستي". اين است كه ناجيه مي ترسد خود را افغان بگويد چون خيال مي كند افغان نيز همانند افغاني تنفر افزا است. اما من مي گويم نه ناجيه جان، از افغان بودن خود نترس. ما كه نمي ترسيم. هرچند سخنان مان را خيلي ها نفهمند.

وبلاگ بی بی سی فارسی: مواردی را سانسور کرديم و به جايش نقطه چين گذاشتيم. معمولا نظری به اين بلندی هم منتشر نمی کنيم، استثنا اين را منتشر کرديم، در آينده اگر منتشر نشد به حساب سانسور نگذاريد. در وبلاگ خود بنويُيد و در کامنت در موردش توضيح دهيد و به وبلاگتان لينک دهيد.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 10.
  • 30/05/2006, 12:44 AM,
  • سکینه :

خواهر عزیزم ناجیه جان امیدوارم که غمی در دل نداشته باشی و همیشه پیروز و سربلند باشی... من هم درد غربت و دوریی از وطن را چشیده ام ... به نظر من تو براحتی می توانی با فرهنگ و زبان مادری ات مانوس شویی چونکه تو هرگز از آن جدا نبوده ای و فرهنگ افغانی در خون و وجود تو نهفته است!!!

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 11.
  • 30/05/2006, 07:05 AM,
  • فرید :

اصلاً چیزی غیر معمولی ی واقع نشده. دختری صرف درد دل نموده است. اما وضعیت افغانها در ایران و هوئیت گمی شان که واضح است. تمام افغان های که به نحوی از وطن بیرون شده اند مجبورآً فرهنگ و زبان میزبان خود را بپذیرند. افعان که در لندن یا ویرجینایا فرنکفورت زندگی می کنند تا هویت انجایی شان جاه افتاده میشود باید بسیار خود را غریب احساس کند.
من خودم از نسل پدر ناجیه هستم. من با کیهان بچه ها، اطلاعات هفتگی و ده ها کتاب ایرانی با زبان فارسی آشنایی ادبی پیداکردم و تا امروز حتی لهجه یی تهرانی "تهرونی" برایم تا بسیار حد غریب نیست. در آن وقت ها مجلات معدودی به لهجه دری نشر میشد مثلا کچونیانو انیس یا ژوندون که می خواندم و بسيار هم عالی بودند.
برادرم و برادر زاده هم در نهران هستند و زمان که تلفنی با هم گپ میزنند لهجه ایرانی شان خوشم می آید و به جای اینکه مرا کاکا بکویند عمو صدایم می زنند. یقین دارم زیرا تجربه نشان داده است، افعانها که از ایران می آیند بسیار زود لهجه خود زا تغییر می دهند به استثتاً تعداد به اصظلاح ادبا مثلاً شهبار ایرج. البته با حفظ استفاده از بعضی لغات که بد هم نیست.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)

نظرم این است:
بسیار عالی نوشته اید. متاثر نباشید، تا زمانیکه سواد در کشور ما به درصدی بالا تر از هشتاد بین مردم ما نرسد این باسوادان مغرور با همین شیوه هيتلری و استالینی برخورد میکنند. خرابی کشور ما با همین مرض، تب داغ و کشنده دارد. ما راست تا با تحمل برین مشکل فائق آئیم. به امید موفقیت های بیشتر، تحمل و حوصله فراوان تر از ان به شما نسل جوان و امثال شما در جهان.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 13.
  • 4/06/2006, 12:27 AM,
  • جاويد :

اين برادر هموطن كه اين قدر خود را زحمت داده در رد "همايون" كارش بيهوده است. حرف حق از همايون است اگر باور نداريد كه افغانيها شب و روز چه اندازه به همديگر فحش و توهين مي كنند يكدفعه به سايتهاي شان رجوع كن. حتما هنوز نديدي يا خوش باوري.من بخيث يك افغان كه سالها در ايران بوده و هستم آرزويم اين است كه كاش افغانها به حد ايرانيها خويشتن دار مي بودند و احترام يكديگر را نگه مي داشتند با قلم و نوشتن تا اين اندازه همديگر را بد نام نمي كردند و ناسزا نمي گفتند. اما من فكر ميكنم اين يك خيال باطل است. افغانها همان است كه همايون تعريف مي كند با تاسف بسيار زياد.
جاويد(افغان).ايران

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 14.
  • 8/06/2006, 09:55 AM,
  • مهدی :

عالی است این نظرات شما درست مثل منی که در ایران به دنیا آمده ام و افغانستان را ندیده ام و دوست دارم بروم آنجا. همان چیزهایی که شما گفتید در دل من است ولی خوب چه کنیم دیگر باید بسازم وبسوزم

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 15.
  • 9/06/2006, 07:26 AM,
  • مهذی :

لطفا بخش افغانستان از ایران جدا شود
این به کیفیت وبلاگ خیلی کمک میکند.
نه بخاطر افغانها بخاطر تفاوت فرهنگها

با تشکر

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 16.
  • 4/07/2006, 09:41 AM,
  • محمد :

من در ایران غربت را تجربه کردم و میدانم که غربت یعنی چه اوارگی یعنی چه لطفا برای بحث در این زمینهپیغام بگذاریدloveforyou_youforme

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 17.
  • 3/08/2006, 06:32 AM,
  • خاطره :

سلام
سانسور, کلمه اشنا با من از زمانی که يادم است. شايد به همين خاطر از همان لحظه تولد فرياد زدم. از عشق نگو ک برايم ثابت شد فقط در کتاب است و نه در قلبها. از تولد تا 18 سالگی در ايران کلان شدم و برای پوهنتون عازم خارج شدم. در ايران برم افغانی ميگفتن و وقتی به دانشگاه رفتم دوستان افغان يافتم که به خاطر لحجه ايرانی مرا ايرانيگک صدا ميکدن.گناه مه چی بود نميدانم اما با تلاش زياد دری را ياد گرفتم. امما بعد از مدتی فاميدم که لحجه يا لباس را شاياد اما تفکر خود را نه. عاشقی برای دختر گناه است در بين افغانها و من اين رو با تمام وجود تجربه کردم.
حاضر بودم به خاطر او هر کاری انجام دهم اما به جای تحسين تحقير شدم. گناهم چه بو؟ نميدانم؟؟؟
فقط به خدا ميگويم که محرم اسرارم است.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 18.
  • 25/09/2006, 02:42 PM,
  • كيميا :

بابا دمت گرم خوشم امد به جون تواشكمو در اوردي الحق كه يك مهاجر واقعي هستي مثل خودم ILOVE YOU SO MUYCH

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 19.
  • 27/09/2006, 11:49 AM,
  • نصير نجوا :

ناجيه جان سلام،
از زمان طفليت يک آهنگ هراتی در گوشم طنين انداخته که ميگويد "اهل هر کجا که باشی باز هم افغانی هستي" من هم مثل خودت درد غربت و مهاجرت را کشيده ام و مانند خودت احساساتی هستم. گاهی وقت ها فکر ميکنم که از انسانها کرده حيوان وحشی خداوند خلق نکرده است. چرا که خود سلاح درست ميکند و خود عليه همنوع خود استفاده ميکند. هر کس از نوشته های خودت برداشت متفاوت داشت. من به تمام نظريات احترام ميکنم اما تاجای که من ميبينم در اين نوشته ات از اينکه از افغان بودنت بترسی ويا اينکه ترا بخاطر لحجه ايراني ات کسی توهين کند ناراحت باشی چنين چيزی ننوشتي. خوب اينکه مادر ويا پدرت ترا چنين ميگويند کدام هدف ديگری ندارند صرف ترا ميخواهند ازار بدهندو از سر خود خلاصت کنند. و مطمئن باش که همه افغان های که چون تو هويت شان را دوست دارند به تو افتخار ميکنند. نه مثل محدود کسان که خود را افغان ميگويند و از اينکه افغانها يکه ديگر را در سايت های شان توهين ميکنن يکبار ديگر افغان هارا توسط اين گفته شان توهين کرده و ارزو دارند که ايکاش کمی مثل ايرانی ها بوديم ودر اخير مينويسد فلانی "افغان" دوست عزيز موفق باشی و خداوند يارو ياورت هرجاکه باشی و به هر لحجه و زبان که حرف بزني، افغان ما هستی از تو همايت ميکنيم و دوستت ميداريم. زبان وسيله افهام و تفهيم است.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 20.
  • 10/10/2006, 05:55 PM,
  • رضا :

من واقعا نمی فهمم چرا ما باید از افغانی بودن خود شرم داشته باشیم
مگر تفاوت ما با دیگر انسانها در چیست؟
ایا چون فقط در گذشته پدران مابه علت فقر و جهل فرهنگی با یکدیگر سر نزاع داشته اند ما تا ابد باید محکوم ان وقایع باشیم؟
چه کسی گفته که ما حق پیشرفت نداریم یا نمیتوانیم پیشرفت کنیم؟ من خودم را نه برای فخر فروشی بلکه برای مثال عرض میکنم که دانشجوی پزشکی در امریکا هستمکه نه با واسطه بلکه فقط وفقط با تلاش به اینجا رسیده ام
پیشرفت ما افغانها فقط در اعطلای دانش و فرهنگ ماست
مگر همین ژاپنی ها نبودند که قبل از جنگ جهانی با شمشیر به خانه همدیگر میرفتند اما اکنون در دنیا اقایی میکنند
ودلیلش را میدادید چرا؟
چون به خود و ملتشان افتخار می کردند چون هیچ گاه سرشان را پایین نمی انداختند چون خودشان را باور داشتند چون از انچه که بودند شرم نداشتند چون به این باور رسیده بودند که نخست وزیرشان این حرف تاریخی را زد که:تا وقتی که یک ژاپنی نتواند کفشش را خودش درست کند حق پوشیدن کفش خارجی را ندارد
هموطنان افغان و همین طور ناجیه خانم کشور ما مسایل مهمتری دارد که ما با یک سرکوفت افراد خودمان را به بازیم
عشق و عاشقی و اواز و کرشمه دردی از کودک گرسنه افغان دوا نمیکند وان پیرزن مریض افغانی را دوا نمیکند
امروز ملت ما فقط وفقط به متخصصین خبره نیازمند است و وقت برای توصیف چهره جمال نجیب افغانی زیاد است
ما باید به همه حق بدهیم که تا وقتی در نکبت دست و پا میزنیم لایق سرزتش هستیم
به امید روزی که سرمان را با افتخار بالا بگیریم و از عمق وجودمان فریاد بزنیم که من یک افغانی ام ا

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 21.
  • 15/10/2006, 08:57 AM,
  • ا.ر.ک :

سلام
تمام افغانهایی که در ایران متولد یا مدت زیادی را سپری کرده اند این مشکل را که ناجیه خانوم ذکر کردند را دارند یعنی قرار گرفتن بین دو فرهنگ و همچنین برخوردی که دوستان ایرانی با افغانی ها دارند را باید بهش اضافه کرد و اما در خوده افغانستان کسانی که از ایران برگشته اند با همین مشکل دوباره روبرو میشوند داشتن لهجه و غیره که آنها را متمایز میکند از دیگر مردم .
خوب باید پرسید اینها متعلق به کدام کشور و کدام فرهنگ هستند ؟؟

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 22.
  • 20/10/2006, 06:06 AM,
  • جمشيد :

من افغانم ولي بگذاريد به وضاحت بگويم كه حرف هاي همايون تا جايي حقيقت دارد. وقتي ما افغان ها به همديگر خود احترام نمي گذاريم پس چگونه از ايراني و پاكستاني ها و غيره توقع احترام را داشته باشيم؟ مثلآ در همين جا يكي ناجيه جان را يك چيز گفته و ديگري چيز ديگري.

هم در افغانستان و هم در ايران چشم و گوش مردم اين دو سر زمين كه در اصل يك خاك و يك مردم هستند، بسته نگه داشته شده بود و دولت هاي دو طرف به جاي همكاري و نزديكي با همديگر، عليه يك ديگر تبليغات سوء مي كردند. مثلآ در ايران از افغان ها چيز عجيب و غريبي ترسيم مي كردند و حتي نمي گذاشتند مردم ايران بدانند كه همسايه شرقي شان افغانستان هم فارسي زبان است. در افغانستان نيز حكام آن زمان مي كوشيدند به اشكال مختلف روحيه ضد ايراني را تقويت كنند.

ولي حقيقت اينست كه هيچ كدام موفق نشده اند تا مردم دو سوي اين مرز خيالي را از هم جدا كنند. امروز هيچ فرقي ميان من كه فارسي مي نويسم و در كابل بزرگ شده ام و يك ايراني كه در تهران تولد شده، نيست. هيچ تفاوتي ميان فارسي ايران و فارسي افغانستان نيست. لهجه ها درست است كه فرق دارند ولي يك زبان است. اگر ناجيه جان به لهجه تهران صحبت مي كند هيچ عيبي ندارد. باز هم همان فارسي شيرين است، همان فارسي دري است و زبان همان سعدي شيرازي است، زبان همان مولاناي بلخ است، زبان همان فردوسي و سنايي غزنوي است كه مقبره اش در غزني افغانستان است.

خوش باشيد.
جمشيد

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 23.
  • 24/10/2006, 08:08 AM,
  • غلامعلی يعقوبی :

من امروز به طور اتفاقی مطلب خانم غلامی را خواندم بسيار زيبا بود و دارای احساس خوب تشکر می کنم از ايشان

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 24.
  • 22/12/2006, 01:38 PM,
  • Mohammad :

Salam
dar murede lahje in kamelan tabiee ast ke bachehayee ke dar mohite kharej kalan shodeand moshkel darand vali Najia jani ra ke ma meshnasam aslan ba khodeshan zahmat takalom ba lahjeye va tanieshan ra namidahand va behtar beguyam Aline shodeand.
bedrud.
Mohammad.

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)
  • 25.
  • 7/04/2007, 11:30 PM,
  • میلاد :

با سلام-من ایرانی و مشهدی هستم از نزدیک با افغانی ها برخورد دارم و تا حالا ندیدم که هیچ افغانی بخاطر ملیتش مورد تمسخر قرار گیرد حتی به دلیل شغل عمده افغانی ها در ایران که بنایی ساختمان است همیشه افغانها ترجیح داده میشوند ولی در اینجا یه متن کاملاً دروغ تحویل بی خبران داده شده است بعضی از افغان ها بسیار قدر نشناس هستند.حالا ایرانی ها در بین جنگ های داخلی شما و بی تدبیری شما مقصرند؟؟؟؟؟دست شما درد نکند

در مورد اين نظر شکايت کنيد

شكايت, دادخواهى

نام و نشانی ايميل ضروری است

ضروری است
ضروری است(نشان داده نمی شود)

ارسال اظهار نظر

نام و نشانی ايميل ضروری است

اظهارنظرها پس از تاييد شدن توسط نويسنده وبلاگ در صفحه درج خواهد شد. اظهار نظرها ممکن است ويرايش شود.

ضروری است
ضروری است (نشان داده نمی شود)
نشانی ايميل شما تنها در اختيار بی بی سی است. ممکن است در مورد مطالبی که در اين ايميل مطرح شده، با شما تماس بگيريم. برای کسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه، سياست بی بی سی درباره اطلاعات شخصی افراد را بخوانيد

بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست